تفاوت میان نسخه‌های «زیگمونت باومن»

جز
بدون خلاصه ویرایش
جز
[[File:Zygmunt Bauman, fot. M. Oliva Soto (6144135392).jpg|thumb|Bauman in 2011]]
بعداً در تعدادی از کتاب‌ها، باومن شروع به توسعه این موضع کرد که چنین نظمی هرگز موفق به دستیابی به نتایج مطلوب نمی‌شود. وی استدلال کرد، وقتی زندگی در دسته‌های آشنا و قابل کنترل سازمان می‌یابد، همیشه گروه‌های اجتماعی وجود دارد که نمی‌توان آنها را اداره کرد، آنها را نمی‌توان جدا و کنترل کرد. باومن در کتاب مدرنیته و دوسوگری خود شروع به نظریه‌پردازی دربارهٔ چنین افراد نامشخصی از نظر شخصیتی تمثیلی کرد که «غریبه» نامید. با استفاده از جامعه‌شناسی گئورگ زیمل و فلسفه ژاک دریدا، باومن از غریبه به عنوان شخصی یاد کرد که در حال حاضر ناآشناست، و مسئلهٔ غیرقابل حل جامعه است. در مدرنیته و دوسوگری، باومن تلاش کرد تا روشی متفاوت را که جامعه مدرن نسبت به غریبه اتخاذ می‌کند، ارائه دهد. وی استدلال کرد که از یک سو، در یک اقتصاد مصرف گرا، چیزهای عجیب و غریب و ناآشنا همیشه فریبنده است. در سبک‌های مختلف غذا، مدهای مختلف و در جهانگردی می‌توان جذابیت چیزهای ناشناخته را تجربه کرد. با این حال این مسئلهٔ عجیب و غریب، جنبه منفی تری نیز دارد. غریبه، از این جهت که نمی‌توان او را کنترل و فرمان داد، همیشه مورد ترس است. او یک قاچاقچی بالقوه است، شخصی در خارج از مرزهای جامعه که یک تهدید دائمی است.<ref>{{cite news|url=https://books.google.com/books?id=S0zJZuabUSQC&pg=PA121&lpg=PA121&dq=zygmunt+bauman+order-making+never++achieves+the+desired+results#q=zygmunt%20bauman%20order-making%20never%20%20achieves%20the%20desired%20results |title=The Empty Couch: The Taboo of Ageing and Retirement in Psychoanalysis |isbn=978-0-415-59861-3 |access-date=24 April 2020|last1=Junkers |first1=Gabriele |year=2013}}</ref>
مشهورترین کتاب باومن، مدرنیته و هولوکاست، تلاشی است برای شرح کامل خطرات این نوع ترس‌ها. با استفاده از کتاب‌های هانا آرنت و تئودور آدورنو در مورد توتالیتاریسم و روشنگری، باومن این استدلال را مطرح کرد که نباید هولوکاست را صرفاً یک واقعه در تاریخ یهود دانست و نه یک قهقرایی برای بربریت پیش از مدرن. در عوض، وی استدلال کرد، باید هولوکاست را کاملاً مرتبط با مدرنیته و تلاش‌های نظم بخشی آن دانست. عقلانیت رویه ای، تقسیم کار به کارهای کوچکتر، طبقه‌بندی گونه‌های مختلف و تمایل به پیروی از قوانین به لحاظ اخلاقی، همه نقش خود را در تحقق هولوکاست ایفا کردند. وی استدلال کرد که به همین دلیل جوامع مدرن به‌طور کامل درس‌های هولوکاست را درک نکرده‌اند. -اگر بخواهیم از استعارهٔ خود باومن استفاده کنیم- چنین است که تصویری بر دیوار آویزان باشد که صرفاً تعداد کمی پند به ما می‌دهد. در تجزیه و تحلیل باومن، یهودیان در اروپا «غریبه» فرادست بودند<ref>''Modernity and the Holocaust'', p. 53.</ref> و برنامهٔ «راه حل نهایی»<ref>برنامه ای که توسط نازی‌ها برای نسل‌کشی یهودیان چیده شده بود</ref> توسط وی به عنوان نمونه ای افراطی از تلاش جامعه برای برداشتن عناصر ناخوشایند و نامشخص موجود در آن به تصویر کشیده شد. باومن، مانند فیلسوف جورجیو آگامبن، ادعا کرد که همان روندهای محرومیت که در هولوکاست در جریان بود، می‌توانند همچمنانهمچنان وجود داشته باشد، کما اینکه اکنون نیز تا حدودی چنین است.
 
=== هنر، یک عنصر سیال؟ ===
۱۷۰

ویرایش