تفاوت میان نسخه‌های «محمدحسن نجفی»

بدون خلاصه ویرایش
|وبگاه رسمی =
}}
'''محمدحسن نجفی''' معروف به '''صاحب جواهر''' با نام کامل آیت‌الله شیخ محمدحسن بن شیخ باقر بن شیخ عبدالرحیم بن آقا محمد بن ملا عبدالرحیم شریف اصفهانی (احتمالاً؟–۲۲ [[۱۱۶۶]]خرداد تا۱۲۲۹ [[۱۲۲۸]]ه‍.خ/۱ هجریشعبان خورشیدی۱۲۶۶ ه‍.ق) از فقهای شیعه و صاحب کتاب [[جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام]] که بین روحانیان شیعه از ارزش بالایی برخوردار است.
 
وی از سال ۱۲۶۲ هجری قمریه‍.ق مرجعیت عامه شیعیان را بر عهده داشت.
 
== ولادت ==
تاریخ دقیق زادروز محمد حسن مشخص نیست ولی [[محمد رضامحمدرضا مظفر]] با استفاده از دو قرینه تاریخ ولادت ایشان را ۱۲۱۲هجری قمری دانسته‌اند.<ref>انصاری قمی، اختران فقاهت، ج1، ص78</ref>ولادت وی بر اساس تخمین بین سال‌های ۱۱۹۲ تا ۱۲۰۲ هجری قمری ذکر شده‌است.<ref>کتاب:صاحب جواهر فقیه جاودانه، ابراهیم اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول 1373 ش، ص19</ref> وی اصالتاً اهل [[خمینی‌شهر|سده]] (خمینی‌شهر کنونی) و محلهٔ خوزان بود.<ref>حقیقت، عبدالرفیع؛ تاریخ مذهب تشیع ازآغازتاقرن سیزدهم</ref><ref>مدرس، محمدعلی؛ ریحانة الادب</ref>
 
== خانواده ==
نسبش از طرف پدر به یک خانواده مذهبی از ایران و از مادر به بو الحسنبوالحسن فتونی از علمای اطراف [[حله]] می‌رسد. نیاکان محمد حسنمحمدحسن همگی از علمای برجسته بوده‌اند. جد وی شیخ عبدالرحیم شریف از ایران به نجف هجرت کردهکرد و دارای دو پسر بنام‌هایبه نام‌های آقا محمد کبیر و آقا محمد صغیر بوده‌استبود. عبدالرحیم شریف کبیر جد سوم محمدمحمدحسن حسنبه به‌شمارشمار می‌رود. وی از اصفهان راهی نجف شده‌استشد و در آن جا ساکن می‌شودگشت و از محضر عالمان برجسته‌ای استفاده می‌کند.کرد و نیز می می‌تواندتوانست مدارج عالی علمی را بگذراند. وی تا ابتدایآغاز قرنسدهٔ دوازدهم هجری که درگذشت در نجف باقی مانده‌استماند. پدر محمد حسنمحمدحسن با بانویی از سادات آل حجاب-که در حوالی حله بنام عذارات سکونت داشته‌اندداشتند- ازدواج می‌کندکرد.<ref>صاحب جواهر فقیه جاودانه، ابراهیم اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول 1373 ش</ref>دختر آقا محمد کبیر، آمنه، به عقد پسر عمویش فرزند آقا محمد صغیر در می‌آیددرآمد و حاصل این پیوند شیخ باقر نجفی، پدر محمد حسنمحمدحسن بوده‌استبود. برادر صاحب جواهر، شیخ محمد حسینمحمدحسین نیز از فضلای مشهور نجف بوده‌استبود و در ابتدای جوانی به اشتباه به قتل می‌رسدرسید.<ref>قمی فوائد الرضویه، صص 455-456</ref><ref>نوری مستدرک الوسائل، ج3، ص385</ref><ref>محمد رضا مظفر، مقدمه جواهر الکلام، ج1، ص 5</ref>
 
وی هشت پسر و چند دختر داشت که مشهورترین آنها از این قرارند:
* شیخ محمد، معروف به «حُمیّد» بزرگترین و برجسته‌ترین فرزندان،فرزند، که مدرس و امام جماعت بود و در زمان حیات پدر در سال ۱۲۱۳ [[هجری خورشیدی]] درگذشت.
* شیخ عبدالحسین، فقیه بزرگوار و مشهور به علامه
* شیخ حسین، ادیب و شاعری ماهر و فاضل
* شیخ حسن، از علماءعلما و فقهای روزگار خویش بود.
ایشان اصالتاً خمینی شهری همان سده سابق هستند واهل محله خوزان<ref>حقیقت، عبدالرفیع؛ تاریخ مذهب تشیع ازآغازتاقرن سیزدهم</ref><ref>مدرس، محمدعلی؛ ریحانة الادب</ref>
 
== تحصیلات ==
وی تحصیلات ابتدایی خود را نخست نزد اساتیدیاستادانی چون سید حسین شقرایی عاملی متوفیدرگذشتهٔ ۱۲۳۰ هقه‍.ق و شیخ قاسم آل محی الدین متوفیدرگذشتهٔ ۱۲۳۸هق۱۲۳۸ه‍.ق و شیخ حسن متوفیدرگذشتهٔ ۱۲۵۰ سپری کرد. در حوزهحوزهٔ نجف نیز توانست از محضر کسانی چون افراد زیر استفاده کند:
* سید جواد عاملی
* شیخ موسی کاشف الغطاء
وی هنگامی که تنها ۲۵ سال داشت نگارشنوشتن کتاب جواهر الکلام را آغاز کرد و طی ۳۲ سال این کتاب را که به عنوان دائرةالمعارف فقه شیعه محسوبشمرده می‌شود نگاشتنوشت.<ref>صاحب جواهر فقیه جاودانه، ابراهیم اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول 1373 ش، صص 21-22</ref>
 
=== حرکت علمی در نجف و ریاست حوزهحوزهٔ نجف ===
با گسترش اندیشهاندیشهٔ اخباری[[اخباری‌گری]]، گری، تفکراندیشهٔ مجتهدان اصولی اندک اندکاندک‌اندک در انزوا و خمولخُمول قرار گرفت. با ظهور [[وحید بهبهانی]] بار دیگر مکتب اصولی رشد یافت و سید مهدی بحر العلومبحرالعلوم و [[شیخ جعفر کاشف الغطاء]] به عنوان دو شاگرد بهبهانی، مکتب و اندیشه‌های استاد را گسترش دادندگستراندند. پس از وفاتدرگذشت شیخ جعفر کاشف الغطاء و فرزندانش، ریاست [[حوزه علمیه]] در اختیار [[محمد حسنمحمدحسن نجفی]] قرار گرفت. در این میان بسیاری از علمای شیعه از وی حمایت کردند که در این میان می‌توان از کسانی همچون ملا کتاب، شیخ محسن خنفر، شیخ محسن اعسم، شیخ خضر شلال، شیخ مشکور حولاوی و شیخ حسن صاحب انوار الولایهانوارالولایه و فرزند کاشف الغطاء نام برد.<ref>سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج9، ص 149</ref>
 
== مکتب فقهی صاحب جواهر ==
مکتبمکتبی فقهی که محمد حسنمحمدحسن از آن پیروی می‌کرد و تا زمان شاگرد برجستهبرجستهٔ وی، شیخ انصاری نیز کماکان ادامه داشت وارد کردکردن قواعد اصولی در شیوه استنباط و اجتهاد است. در مقابل مکتب فقهی جواهر [[اخباری گری]]اخباری‌گری قرار داشت که معتقد بود یگانه منبع استنباط فقه شیعه باید کتاب و سنت باشد؛ و وارد کردکردن قاعده‌های اصولی برای عمل اجتهاد امری باطل است. در دوره‌ای که ایشانوی می‌زیسته‌اندمی‌زیست به‌تدریج جریان اخباری گریاخباری‌گری رواج پیدا می‌کندمی‌یافت. کتاب جواهر به عنوان نمایندهنمایندهٔ تفکراندیشهٔ اصولی و نیز اجتهاد اصولی دقیقاً در مقابلبرابر کتاب حدائق الناظره [[شیخ یوسف بحرانی]] قرار می‌گیرد. وی از [[استقلال سیاسی]] مسلمانان و نفی سلطهسلطهٔ کافران بر سرزمین‌های اسلامی بر اساس قواعد فقهی دفاع می‌کند. مثلاً در مورد مرتفع نبودن منازل کفار نسبت به مسلمانان بر این باور است که نباید بنای ساختمان کافر از ساختمان مسلمان بلندتر باشد که مبتنی بر بلندمرتبگی مسلمان است. وی همچنین معتقد است که فروش بندهبندهٔ مسلمان به شخص کافر صحیح نیست. از موارد دیگری که محمد حسنمحمدحسن نجفی در فقه سیاسی بدان باور دارددارد، ظلم ستیزیظلم‌ستیزی است. در نظر ویوی، وجوب رفع ظلم و حکم کردن بعدلبه عدل حتی در داوری بین یک مسلمان و غیر مسلمانغیرمسلمان نیز باید رعایت شود.<ref>اندیشه سیاسی صاحب جواهر، سید سجاد ایزدهی، بوستان کتاب قم، چ سوم،1386ش، صصص42-44، ص45-48</ref>
 
== فقه سیاسی ==
همچنین می‌توان قواعد فقه سیاسی را نزد وی را در محورهای زیر بیان کرد:
 
=== اسلام، دین سادگی ===
وی بر این باور استبود که اسلام بنای احکام خود را بر سماحت و سهولت نهاده‌استنهاده‌است، البته به شرطی که این سادگی سبب تساهل و آسان بینیآسان‌بینی نشود. چرا که در این صورت سهل انگاریسهل‌انگاری و بی اعتناییبی‌اعتنایی انجام شده‌است؛ بنابراین در صورت نبود عسرعُسر و حرج،حَرَج، احکامی که متوجه مکلفین است نباید با بی‌توجهی و بی اعتناییبی‌اعتنایی مواجهروبه‌رو شودشوند.<!--محمد حسن نجفی در جلد هفتم جواهر الکلام در این باره آورده‌اند:لایخفی علی العارف هذه المله السهله اکبر شاهد علی شده التوسعه فی امر القبله و عدم وجوب الشی مما ذکره هولاء المدققون-جواهر الکلام ج۷-ص342--><ref>اندیشه سیاسی صاحب جواهر، سید سجاد ایزدهی، بوستان کتاب قم، چ سوم،1386ش، ص52</ref>
 
=== حرام بودن کمک به جور و گناه ===
یکی از اصول مهم در [[علم اصول فقه]]، اصل حرمت اعانت بر اثماِثم و عدوانعُدوان است. بر اساس روح کلی حاکم بر فقه اسلامی، نه تنها اصل گناه مورد نهی است بلکه کمک به انجامانجام‌دهی گناه نیز از مصادیق جرم به‌شمار می‌آید. بر این اساس صاحب جواهر معتقد است که کمک کردن هر گناهکاری در انجام دادن گناهش دارای حرمت ضروری است و به بیان ساده اگر به گناهکاری در انجامگناه عملکردن گناه کمکیاری شودشود، این کمک ضرورتاً حرام و نهی شده‌است. بر همین اساس وی معتقد است که نمی‌توان به کفار اجازهاجازهٔ ساخت معابد در شهرهای اسلامی را دادداد، چرا که عبادت آن‌ها از نظر اسلام باطل است.<ref>اندیشه سیاسی صاحب جواهر، سید سجاد ایزدهی، بوستان کتاب قم، چ سوم،1386ش، ص53</ref>
 
=== ولایت فقیه ===
 
=== مصلحت‌اندیشی و تدبیر ===
از نظر صاحب جواهر یکی از اموری که سبب پویایی فقه می‌شودمی‌شود، وجودبودن عناصری است که برخاسته از مصلحت‌اندیشی و تدبیر است. این عناصر از نظر وی موجب حفظ جامعهجامعهٔ شیعه می‌شود و آن را در شرایط سخت هدایت می‌کند. با دخالت دادن این امور و عناصر در اجتهاد، فقیه مجتهد همیشه خود را به روزبه‌روز نگاه میمی‌دارد داردوو بر اساس شرایط زمان و مکان حکم می‌کند.<ref>اندیشه سیاسی صاحب جواهر، سید سجاد ایزدهی، بوستان کتاب قم، چ سوم،1386ش، ص56</ref>
 
==== رعایت مقتضای زمان و مکان ====
 
==== تقیه ====
کلمهواژهٔ تقیه از لحاظ ساختار صرفی، اسم مصدر است و فعل آن یا تقِی یتْقی از ثلاثی مجرد یا إتقی یتّقی ثلاثی مزید است. اهل لغت تقیه را از ماده وقی یقی بمعنای "حفظ و صیانت از آزار و اذیت" دانسته‌اند. ابن منظور در [[لسان العرب]] می‌گوید: " «وقاه الله وقایَة و واقیة، ای صانه "».
 
== آثار و تألیفات ==
* الرسالة العملیة: به فارسی نوشته و از کتاب «نجاة العباد» گرفته شده‌است<ref>طهرانی، آقابزرگ؛ الذریعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳، چاپ دوم، ج ۱۱، ص ۲۱۴</ref>
* رسالة فی الزکاة والخمس<ref>طهرانی، آقابزرگ؛ الذریعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳، چاپ دوم، ج ۱۲، ص ۴۳</ref>
* نجاة العباد فی یوم المعاد: [[رساله عملیه|رسالهٔ عملیه]] و فتواهای فقهی
* هدایة الناسکین: رساله‌ای دربارهٔ حج<ref>طهرانی، آقابزرگ؛ الذریعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳، چاپ دوم، ج ۲۴، ص ۵۹</ref>
* جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام<ref>طهرانی، آقابزرگ؛ الذریعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳، چاپ دوم، ج ۵، ص ۲۷۵</ref>
*باید توجه داشت که [[آثار الشیعه الامامیه|آثار الشیعة الامامیة]] (تألیف نوادهنوادهٔ ایشان، یعنی عبدالعزیز جواهر کلام است).
 
== شاگردان ==
 
== وفات ==
وی در تاریخ اولیکم شعبان سال ۱۲۶۶ هجریه‍.ق قمری(۲۲ درخرداد گذشت۱۲۲۹ ه‍.خ) تاریخدرگذشت. وفاتتاریخ اشوفاتش را به حروف ابجد «بین الانام یتیمان جواهره» بیان کرده‌اند که طبق حروف ابجد همان ۱۲۶۶ است.<ref>صاحب جواهر فقیه جاودانه، ابراهیم اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول 1373 ش، ص 105-107</ref>
 
== منابع ==