تفاوت میان نسخه‌های «پیش‌زمینه و علل انقلاب ۱۳۵۷ ایران»

اشتباهات
جز
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری ویرایش پیشرفته تلفن همراه
(اشتباهات)
برچسب‌ها: ویرایش‌گر دیداری حذف منبع برگردانده‌شده
[[انقلاب ۱۳۵۷ ایران]] یک انقلاب [[عوام‌گرایی|عوام‌گرایانه]]، [[ملی‌گرایی|ملی‌گرایانه]] و [[شیعه|اسلامی شیعی]] بود که یک نظام [[پادشاهی مشروطه]] را با یک [[تئوکراسی]] مبتنی بر [[ولایت فقیه]] جایگزین کرد.
 
علل انقلاب، یعنی این که چرا [[محمدرضا شاه پهلوی]] سقوط کرد و چرا با [[جمهوری اسلامی]] جایگزین شد، از جمله موضوعات بحث در خصوص [[تاریخ ایران]] هستند. انقلاب تا حدی واکنشی محافظه‌کارانه به تلاش‌های [[غرب‌گرایی|غرب‌گرایانه]] و [[سکولاریزاسیون]] شاهِ مورد حمایت [[جهان غرب|غرب]]،<ref>{{cite journal|last=Del Giudice|first=Marguerite|date=August 2008|title=Persia: Ancient Soul of Iran|journal= National Geographic|accessdate=2009-01-28}}</ref> و واکنش نه‌چندان محافظه‌کارانه به بی‌عدالتی اجتماعی و ناتوانی‌های این حکومت بود.<ref>Abrahamian, ''Iran Between Two Revolutions'', (1982), 534-5</ref> بسیاری از ایرانیان شاه را –اگر نه یک عروسک خیمه‌شب‌بازی– مدیون به یک قدرت غیر مسلمان غربی ([[ایالات متحده آمریکا|قدرت غیر مسلمان]]) می‌پنداشتند؛<ref name="Brumberg, 2001">Brumberg, ''Reinventing Khomeini'' (2001).</ref><ref name = "Shirley 1997 207">Shirley, ''Know Thine Enemy'' (1997), p. 207.</ref> که فرهنگشفرهنگ اقتصادی اش داشت [[فرهنگ ایران]] را آلوده می‌کرد.می حکومت شاه، سرکوبگر، بی‌رحم،کرد؛<ref name = "Harney 1998">Harney, ''The Priest'' (1998), pp. 37, 47, 67, 128, 155, 167.</ref><ref name="Iran">''Iran Between Two Revolutions'' by Ervand Abrahamian, p.437</ref> فاسد و اهل بریز و بپاش دیده می‌شد؛<ref name="Harney 1998"/><ref name="Mackay, 1998 pp. 236, 260">Mackay, ''Iranians'' (1998), pp. 236, 260.</ref> همچنین دچار ناتوانی کارکردی بود –یک برنامهٔ اقتصادی بیش از حد جاه‌طلبانه را دنبال می‌کرد که تنگناهافعالیت وهای کمبودهایفراوان اقتصادی و تورم را به همراه می‌آورد.<ref name="Graham, 1980 pp. 19, 96">Graham, ''Iran'' (1980), pp. 19, 96.</ref>
 
== پیش زمینه ۱۹۰۶–۱۹۷۷ ==
روحانیون شیعه (یا ''[[عالم (اسلام)|علما]]'') بر اکثریت ایرانیان، که دارای گرایش مذهبی، سنتی و مخالف هر گونه فرایند غربی سازی بودند، اثرگذاری قابل توجهی داشته‌اند. روحانیون قدرت خود به عنوان یک [[نیروی قوی]] سیاسی را اول بار با مخالفت با شاه ایران در [[نهضت تنباکو]]ی ۱۸۹۱، که موفق شد [[Concession (contract)|امتیازی]] مبنی بر انحصار خرید و فروش تنباکو در ایران را که شاه به یک شرکت بریتانیایی اعطا کرده بود، لغو کند، نشان دادند. از نظر برخی، این رخداد نشان داددهنده کههمکاری علمایروحانیون شیعهبا «یکیشوروی ازمی اولین خطوط دفاعی ایران» در برابر [[استعمار]] بودنددانند.<ref>Nasr, Vali, ''The Shia Revival'', Norton, (2006), p. 122</ref>
 
== علل کلی ==
[[انقلاب ۱۳۵۷ ایران]] چند مشخصهٔ یکتا و قابل توجه داشت. باعث تغییر زیاد با سرعت شدید شد؛<ref>Amuzegar, Jahangir, ''The Dynamics of the Iranian Revolution,'' SUNY Press, p.10</ref> و یک [[پادشاهی]] را با [[حاکمیت دینی|تئوکراسی]] مبتنی بر [[ولایت فقیه]] جایگزین کرد. نتیجهٔ آن - یک جمهوری اسلامی «[[سید روح‌الله خمینی|تحت رهبری یک مجتهدانسان ۸۰ سالهٔ در تبعید اهل قم»]] - چنان‌که یکی از دانشوران می‌نویسد «به‌طور واضح رخدادی است که نیاز به توضیح دارد…»<ref name = "Benard 1984 18">Benard, ''"The Government of God"'' (1984), p. 18.</ref>
 
=== حیرت و نبود علل مرسوم ===
[[انقلاب ۱۳۵۷|انقلاب]] به خاطر حیرتی که در سرتاسر جهان ایجاد کرد یکتاست.<ref>Amuzegar, ''The Dynamics of the Iranian Revolution,'' (1991), p.4, 9-12</ref> برخی از علل رایج انقلاب‌ها که در این مورد وجود نداشت عبارتند از شکستو در[[گلستان جنگ،سعدی|ظلم بحرانستم مالی، شورش دهقانی،به بدهیرعیت ملیجماعت عظیم. ارتش ضعیفمیدانند.]]<ref>Arjomand,{{یادکرد ''Turban''کتاب|عنوان=گلستان (1988),سعدی p.باب 191.اول در سیرت پادشاهان حکایت 10}}</ref>
 
[[ارتش شاهنشاهی|پنداشته می‌شد که حکومتی که این انقلاب سرنگون کرد، به شدت تحت حفاظت ارتشی با بودجهٔ زیاد و مأمورین امنیتی است.]]<ref>Harney, ''Priest'' (1998), p. 2.</ref><ref>Abrahamian ''Iran'' (1982), p. 496.</ref> چنان‌که یک مشاهده گر نوشته‌است، تعداد اندکی بودند که انتظار داشتند که حکومت شاه که دارای حمایت بین‌المللی و ارتش ۴۰۰٬۰۰۰ نفری بود، در مواجهه با تظاهرکنندگان غیر مسلح در عرض چند ماه از هم بپاشد.<ref>{{یادکرد وب |url=http://www.opendemocracy.net/article/iran-s-tide-of-history-counter-revolution-and-after |title=Iran’s tide of history: counter-revolution and after. Fred Halliday, 17 July 2009 |accessdate=۲۸ دسامبر ۲۰۱۴ |archiveurl=https://web.archive.org/web/20131214183653/http://www.opendemocracy.net/article/iran-s-tide-of-history-counter-revolution-and-after |archivedate=۱۴ دسامبر ۲۰۱۳ |dead-url=yes}}</ref>
 
=== علل ===
 
==== سیاست‌ها و اشتباهات شاه ====
* سیاست [[غرب‌گرایی]] او، مرتبط دانسته شدن او با یک قدرت غربی ([[ایالات متحده آمریکا]]) و وجود تعارض ناشی از آن با [[خر|هویت اسلامی شیعی ایران.]]<ref>Mackay, ''Iranians'' (1998), pp. 259, 261.</ref> برگمارده شدن او توسط [[نیروهای متفقین|متفقین]] و یاری گرفتن از [[سیا]] در ۱۹۵۳ برای بازگشت او به قدرت، که همگی باعث شد ایرانیان ملی‌گرا، چه مذهبی و چه سکولار،<ref name="Khomeini">[http://www.irib.ir/worldservice/imam/speech/16.htm Khomeini's speech against capitalism], IRIB World Service.</ref> او را مهرهٔ غرب در نظر بگیرند؛ در این زمینه مؤثر بود.<ref name="Brumberg, 2001"/><ref name="Shirley 1997 207"/>
* بی‌احترامی به سنت اسلامی در تاریخ تقویم ایران در سال ۱۹۷۶ از تقویم اسلامی به [[امپراتوری|شاهنشاهی]] که نامحبوب بود، و آغاز حکمرانی [[کوروش بزرگ]] را به جای [[هجرت محمد]] از مکه به مدینه مبدأ تاریخ قرار می‌داد. یک دفعه تاریخ از ۱۳۵۵ به ۲۵۳۵ عوض شد.<ref>[http://books.google.com/books?id=Yxd3E-_AqSEC&pg=PA13&lpg=PA13&dq=shah+calendar+change&source=bl&ots=54acfUnJpk&sig=dNuo-nwbrJdjzi9ChMJQTyOJyzU&hl=en&ei=TAjmSfeiIZvpnQf3lJ2nCQ&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=3 Persian pilgrimages By Afshin Molavi]</ref>
* اسراف، فساد و نخبه گرایی (چه آنچه واقعیت داشت و چه آنچه تصور می‌شد) سیاست‌های شاه و [[دربار شاهنشاهی]]<ref name="Harney 1998"/><ref name="Mackay, 1998 pp. 236, 260"/><ref>{{پک|میلانی|1380|ک=معمای هویدا|ص=382-383}}</ref>
* ناتوانی او به جذب هوادار در بین رهبری مذهبی شیعی برای مقابله با کارزار خمینی علیه او.<ref>Taheri, ''The Spirit of Allah'' (1985), p. 136.</ref><ref name = "Arjomand 1998 192">Arjomand ''Turban'' (1998), p. 192.</ref>
* تمرکز جاسوسی و سرکوب بر [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، [[حزب توده ایران]]، و دیگر گروه‌های چپگرا در حالی که اپوزیسیون محبوبتر مذهبی سازمان یافت، رشد کرد و تدریجاً اقتدار حکومت را تضعیف کرد.<ref>Moin, ''Khomeini'' (2000), p. 178.</ref><ref name = "Hoveyda 2003 22">Hoveyda ''Shah'' (2003) p. 22.</ref><ref name = "Abrahamian 1982 533-4">Abrahamian, ''Iran'' (1982), pp. 533–4.</ref>
* [[خودکامگی|گرایش‌های خودکامانه]] که [[قانون اساسی مشروطه]] را نقض کرد،<ref>Mackay, ''Iranians'' (1998), p. 219.</ref><ref name = "Katouzian 1981">Katouzian (1981), [http://www.amazon.com/dp/0814745784 The Political Economy of Modern Iran]: Despotism and Pseudo-Modernism, 1926–1979.</ref> از جمله سرکوب مخالفین توسط [[نیروهای امنیتی]] مثل [[پهلوانان|ساواک]]،<ref>Kapuscinski, ''Shah of Shahs'' (1985).</ref> و در پی آن [[مماشات]] و ضعیف ظاهر شدن هنگامی که انقلاب در حال شتاب گرفتن بود؛<ref name = "Taheri 1985 234-5">Taheri, ''The Spirit of Allah'' (1985) pp. 234–5.</ref><ref name = "Harney 1998 65">Harney, ''The Priest'' (1998), p. 65.</ref> این ایدهٔ [[الکسی دو توکویل]] که " وقتی مردمی که به مدت طولانی با یک حکمرانی سرکوبگرانه بدون اعتراض سر کرده‌اند متوجه شود دولت در حال کاهش فشار خود است، علیه آن به پا می‌خیزد.."<ref>economist Jahangir Amuzegar quoted Tocqueville in his book, ''Dynamics The Dynamics of the Iranian Revolution: The Pahlavis' Triumph and Tragedy'', SUNY, 1991, p.241, 243.</ref>
* شکست برنامه اقتصادی بیش از حد جاه طلبانهٔ سال ۱۹۷۴ او در پاسخ به انتظارهای ایجاد شده ناشی از درآمدهای بادآوردهٔ نفتی. یک دورهٔ انقباض و افول کوتاه، و شدید اقتصادی در ۱۹۷۷–۷۸ در پی یک دوره از رشد اقتصادی قابل توجه، که به گفتهٔ کرین برینتن، دانشور انقلاب‌ها، بسی بیشتر از زمانی که «مردم برای همیشه در فقر رها شده باشند» ناامیدی‌ای می‌آفریند.<ref>به نوشته کورزمن این دانشوران چنین نوشته‌اند:
* Sick, ''All Fall Down'', p.187;
* Bakhash, ''The Reign of the Ayatollahs'', p.13</ref>
* تنگناها، کمبودها و تورمی که در پی تمهیدات انقباضی آمدند، حمله به بازار سیاه و کسانی که متهم به جعل کردن قیمت‌ها بودند، هم بازار و هم توده‌ها را خشمگین کرد.<ref name="Graham, 1980 pp. 19, 96"/>
* دشمن تراشی از ایرانیانی که سابقاً سیاسی نبودند، خصوصاً تجار بازارها، با ایجاد یک انحصار سیاسی تک حزبی (''[[حزب رستاخیز]]'') با عضویت و حق عضویت اجباری، و مداخلهٔ عمومی پرخاشگرانه در دغدغه‌های سیاسی، اقتصادی و مذهبی در زندگی مردم.<ref>Abrahamian, ''Iran Between Two Revolutions'' (1982) pp. 442–6.</ref> بی‌توجهی با اعتماد به نفس بیش از حد نسبت به [[حکومتداری]] و شیفتگی به ایفای نقش سیاستمدار جهانی در جریان افزایش قیمت نفت،<ref>Taheri, ''The Spirit of Allah'' (1985) p. 205.</ref> و در پی آن از دست دادن اعتماد به نفس و برنامه<ref name = "Taheri 1985 234-5"/> و تضعیف سلامت او در اثر [[سرطان]]<ref>Moin, ''Khomeini'' (2000), p. 188.</ref> در جریان افزوده شدن جنبش انقلاب. بیماری مرگبار شاه در آن زمان یک راز بود، ولی شاه می‌دانست در اثر سرطان رو به مرگ است، و داروهایش او را «افسرده و بی‌توجه» کرده بود. به علاوه، چندین تن از نزدیکترین مشاوران او به تازگی مرده بودند، و کارکنان کاخ آن طور که گزارش شده به‌طور دسته جمعی در تابستان ۱۹۷۸ اخراج شده بودند.<ref name="Kurzman, p.107">Kurzman, ''The Unthinkable Revolution in Iran'', (p.107)</ref>
 
==== ناکامی‌ها و موفقیت‌های دیگر نیروهای سیاسی و فرهنگی ایرانی ====
کاربر ناشناس