تفاوت میان نسخه‌های «هوش هیجانی»

در مراحل اولیه، مرکز بویایی از لایه‌های عصبی باریکی تشکیل می‌شد که برای تجزیه و تحلیل بو به کار برده می‌شدند. یک لایه از این [[یاخته]]‌ها، آنچه را که فرد بوییده بود دریافت می‌کرد و به دسته‌های مختلف طبقه‌بندی می‌نمود. خوردنی یا سمی، جُفتِ جنسی، دشمن یا طعمه. لایهٔ دوم یاخته‌ها از طریق سیستم عصبی، پیام‌های بازتابی را ارسال می‌کرد تا به بدن دستور لازم را بدهد: گاز گرفتن، از دهان بیرون ریختن، نزدیک شدن، گریختن، تعقیب کردن و شکار.
 
با پدید آمدن [[پستانداران|اولین پستانداران]]، لایه‌های جدید و اصلی مغز هیجانی به وجود آمدند، این لایه‌ها که ساقه مغز را دربر گرفته‌اند به نانی حلقوی شباهت دارند که ته آن را گاز زده باشند، یعنی جایی که ساقهٔ مغز میان آن قرار گرفته‌است. از آنجا که این قسمت مغز به دور ساقه مغز حلقه زده و آن را در میان گرفته‌است، به آن دستگاه کناره‌ای یا سامانهٔ [[دستگاه لیمبیک|لیمبیک]]{{انگلیسی|Limbic system}} می‌گویند که ریشهٔ لغوی آن کلمه لاتین ِ "Limbus" به معنای حلقه است. این محدودهٔ عصبی جدید، هیجان‌های مناسب را به مجموعهٔ مغز اضافه کرد. در مواقعی که اسیرِ [[اشتیاق]] یا [[غضب]]، یا سراپا غرقِ [[عشق]] یا [[ترس]] و وحشت می‌شویم، در واقع دستگاه لیمبیک است که مارا در چنگال خود دارد.<ref name=":3">هوش هیجانی، نویسنده:دانیل گلمن، ترجمه :نسرین پارسا، انتشارات رشد1389</ref>
 
[[آمیگدال]] {{انگلیسی|Nucleus Amygdalæ}} یا [[بادامه (مغز)|بادامه]]، ساختاری است که در دستگاه کناری قرار گرفته‌است و مرکز آگاهی هیجان‌رفتاری در سطح نیمه‌خودآگاه است. بادامه وضعیت جاری هرکس را در ارتباط با محیط اطراف و افکار به لیمبیک می‌فرستد و براساس ارتباطی که با [[هیپوتالاموس]]{{انگلیسی|Hypothalamus}} دارد، قادر است پاسخ‌های هیجانِ‌رفتاری مناسب را در ما به وجود آورد، مانند راست شدن موها در زمان ترس، گشاد شدن مردمک چشم در زمان شادی، افزایش ضربان قلب در زمان خشم. به‌همین دلیل، بادامه را بخشِ پایه سامانه پاداش‌دهنده و تنبیه‌کننده و مرکز تنظیمی در هوش هیجانی می‌نامند که در اصطلاح به آن ''مغز هیجانی'' گفته می‌شود.<ref>هیجان رفتار و تن گفتار، تألیف محمود امیری نیا، نشر آراسته، فروردین 1393</ref>
 
== چگونگی آموزش در کودکی ==