تفاوت میان نسخه‌های «انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر»

جز
←‏خلاصه: برای یکنوایی با سایر صفحات و کلمات به هراری تغییر یافت
جز (←‏خلاصه: برای یکنوایی با سایر صفحات و کلمات به هراری تغییر یافت)
 
== خلاصه ==
هرریهراری تاریخ انسان را از زمان فرگشت انسان باستان در عصر سنگ تا قرن بیست و یکم مرور می‌کند. وی تاریخ را به چهار بخش تقسیم می‌کند: انقلاب شناختی، انقلاب کشاورزی، وحدت انسان‌ها و انقلاب علمی. بحث اصلی هرریهراری این است که [[انسان خردمند|انسان‌های هوشمند]] به این دلیل بر جهان حاکم شده‌اند که تنها حیوانی هستند که می‌توانند در تعداد بالا با انعطاف بالایی [[همکاری]] کنند. او استدلال می‌کند که انسانهای ماقبل تاریخ ممکن است مرتکب یک [[نسل‌کشی]] عظیم شده باشند که منجر به انقراض گونه‌های دیگر انسان مانند [[نئاندرتال]]‌ها شده باشد. او در ادامه استدلال می‌کند دلیل این‌که انسان‌های هوشمند می‌توانند با انعطاف‌پذیری زیادی همکاری کنند این است که می‌توانند به چیزهایی که فقط در تخیلاتشان وجود دارد، مانند [[خدایان]]، ملت‌ها، [[پول]] و [[حقوق بشر]]، باور پیدا کنند. هرریهراری ادعا می‌کند که تمام سیستم‌های بزرگ همکاری مانند ادیان، ساختارهای سیاسی، شبکه‌های داد و ستد و مؤسسات قضایی در نهایت بر اساس تخیلات انسانی بنا شده‌اند.
 
دیگر بحث‌های برجسته هرریهراری این است که پول در واقع یک سیستم اعتماد متقابل است؛ همچنین سیستم‌های سیاسی و اقتصادی در واقع شبه‌مذهبی هستند و تنها تئوری‌های اقتصادی یا ایدئولوژیکی نیستند. بحث دیگر این است که انقلاب کشاورزی به عنوان یک وعدهٔ لوکس شروع شد، اما در واقع تله‌ای بود که باعث شد زندگی مردم از قبل بدتر شود. همچنین [[امپراتوری]] موفق‌ترین نظام سیاسی در ۲۰۰۰ سال اخیر بوده‌است؛ و این که پول، امپراتوری و مذاهب قدرت‌هایی هستند که جهان را متحد می‌کنند. همچنین گفته می‌شود که رفتار انسان نسبت به [[فهرست حیوانات اهلی|حیوانات اهلی]] از بدترین جنایات بشری در طول تاریخ است. همین‌طور بحث شده‌است که مردم امروز به میزان قابل توجهی شادتر از ادوار گذشته نیستند؛<ref>[https://www.theguardian.com/books/2014/sep/05/were-we-happier-in-the-stone-age Were we happier in the stone age?], [[:en:The Guardian|The Guardian]], 2014 sep 05</ref> و این که انسان‌ها در حال حاضر در روند ارتقای خود به جایگاه خدایان هستند. در واقع هرریهراری بر این نکته تأکید می‌کند که دلیل برتری انسان بر سایر موجودت داشتن شعور و آگاهی بالاتر نسبت به آنها نبوده بلکه انسانها قادر به همکاری مشترک در سطوح جمعیتی بالاتری می‌باشند و آنچه باعث چیرگی انسان بر محیط پیرامون خود کرده داشتن آگاهی بین‌الاذهانی بوده والا انسان به تنهایی شاید نسبت به سایر موجودات کم توانتر بوده باشد.
 
== پذیرش ==