تفاوت میان نسخه‌های «سیاست»

۱٬۲۸۹ بایت اضافه‌شده ،  ۳ ماه پیش
←‏واژه‌شناسی: معنی سیاست
(←‏واژه‌شناسی: معنی سیاست)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه برگردانده‌شده
 
== واژه‌شناسی ==
سیاست واژه‌ای عربی است که ریشهٔ آن به معنی «رام کردن اسب» است.<ref>{{یادکرد وب |نام خانوادگی= عبداللهی |نام= محمد مجید |عنوان= تعریف سیاست |نشانی= http://www.aftabir.com/articles/view/politics/political_science/c1c1260703097_politic_p1.php/ |بازبینی= ۲۵ مارس ۲۰۱۸ |اثر= اثر |تاریخ= ۲۲ آذر ۱۳۸۸ |ناشر= آفتاب آنلاین |نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی= |کد زبان= fa }}{{پیوند مرده|date=نوامبر ۲۰۱۹ |bot=InternetArchiveBot }}</ref> این واژه در ادبیات فارسی بعضاً به معنی «اداره کردن» و «چاره کردن» هم آمده‌است. مثلاً معنی این جمله که «فلانی چهار پایش را سیاست کرد» به معنی پیدا کردن جا و چراگاه برای چهارپا است.<ref>{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = قرضاوی | نام = یوسف | پیوند نویسنده = یوسف قرضاوی | عنوان = باید و نبایدهای دین و سیاست | ترجمه = عبدالعزیز سلیمی | جلد = | سال = ۱۳۹۴ | ناشر = نشر احسان |مکان = تهران | شابک = | صفحه = | پیوند =}}</ref> واژهٔ سیّاس که هم‌ریشه با واژهٔ سیاست است به معنی «زیرک»، «حیله‌گر» و «رند» است. در برخی از متون قدیمی «سیاست کردن» به معنی «تنبیه کردن» هم آمده .
فریدون جنیدی در کتاب داستان ایران درباره ی ریشه‌ی ی سیاست در زبان فارسی می نویسد :« سا » در زبان اوستایی، برابر با بریدن از هم ( تکه تکه کردن ) ، نابود کردن ، شکنجه کردن ، ستم کردن است .
از این ریشه ، واژه ی « ساس » بر جای مانده است ، چنانکه با پسوند « تَرَ » نشانه ی کُنندگیِ کاری است . « ساستَرْ » بر آمده است که فرمانروای ستمگر ، فرمانرواییِ ستمگرانه ( با آزار و بریدن و شکستن سر و دست ) ، « ساسْتو — کَرْش تَ » ( : فراهم شده با ستمگری ، بدست آمده ستمگر ... ) نیز ، گونه هایی از آن ریشه ی نخستین اند .
واژه ی « ساستر » اوستایی در پهلوی بگونه ی « ساستار » در آمده است ، که همان فرمانروای ستمگر بوده باشد . از همین ریشه ، ریشه ی « سَیَسَ » تازی بر آمد ، که از آن ، واژه ی « سیاست » ساخته شد ، و سیاست نیز در آن زبان ، زدن و آزار رساندن است .
امروزه در ادبیات روزمرهٔ ایران استفاده از واژه «[[سیاسی‌کار]]» معنی مثبتی ندارد و مراد از آن اشاره به کسی است که مسائل غیرسیاسی را [[قربانی منافع]] حزبی یا گروهی می‌کند یا کارهای غیرسیاسی [[جامعه]] نظیر امور عمومی را با مقاصد سیاسی از قبیل دست‌یابی به یک مقام بالاتر انجام می‌دهد. اما اصطلاح «[[سیاستمدار]]» اشاره به فردی دارد که در یکی از مدارج حکومتی مرجع تصمیم‌گیری است.
 
۹۳

ویرایش