تفاوت میان نسخه‌های «برهان نظم»

یک ویرایش در قبلتر هست که باید برگردانم. خنثی‌سازی ویرایش 31236959 از کیارش حمزه زاده (بحث)
(اصلاح علائم نگارشی)
برچسب‌ها: ویرایش‌گر دیداری وظیفه تازه‌وارد برگردانده‌شده
(یک ویرایش در قبلتر هست که باید برگردانم. خنثی‌سازی ویرایش 31236959 از کیارش حمزه زاده (بحث))
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه خنثی‌سازی ویرایش پیشرفته تلفن همراه
{{به انگلیسی|Design or Teleological argument}}{{رچ}}<ref>'''نام اصلی برهان همان نظم یا اتقان صنع است و برهان تلئولوژیک (غایت‌شناختی) یکی از حالات خاص آن است، اما در منابع اروپایی عموماً نام ''تلئولوژیک'' به کل تقریرها اطلاق شده‌است.'''</ref> یکی از رایج‌ترین، کهن‌ترین و آشناترین [[برهان‌های اثبات وجود خدا]] است، و در کنار [[برهان (منطق)|برهان‌های]] [[علیت]] و [[برهان وجودی|وجودی]]، چارچوب کلی براهین دیگر را می‌سازد.<ref name=motahari4>{{یادکرد|فصل= |کتاب=مجموعه آثار، ج ۴|نویسنده=مرتضی مطهری|ناشر=انتشارات صدرا|شهر=تهران|صفحه=|سال=۱۳۸۸ |شابک=}}</ref>
 
پدیده‌های طبیعی، آنچنان ساختار، عملکرد یا ارتباط درونی دقیقی را نشان می‌دهند، که بسیاریبسیاری، این فرض را که ورای آن‌هاآن‌ها، یک طراحِ خلاق وجود دارددارد، نتیجه‌ای طبیعی - اگر نه اجتناب ناپذیر به نظر برخی- دانسته‌اند. [[فیلسوف|فلاسفه]] در قرون متمادی سعی کرده‌اند که این شهود کلی را به شکل [[برهان (منطق)|برهان]]ی با ساختار منطقی در بیاورند. به مجموعه این استدلال‌ها، ''برهان نظم'' گفته می‌شود.<ref name="Ratzsch"/> برهان نظم به‌طور خلاصه می‌گوید اگر به پیرامون خود بنگریم، ناگزیر می‌یابیم که چگونه هر چیزی با عملکردش سازگاری و تناسب دارد: هر چیزی گواهی می‌دهد که از سر تدبیرتدبیر، [[طراحی]] شده‌است. به این ترتیب، قائلین به این برهانبرهان، نتیجه می‌گیرند که این مسئلهمسئله، وجود پروردگار را به اثبات می‌رساند.
به عبارت دیگردیگر، [[جهان]] ما نشان دهندهٔ وجود نوعی انتخاب است، نه اتفاقی کور و [[تصادف|تصادفی]]. مدافعان برهان نظم، این انتخاب‌کننده را [[خدا]] می‌نامند.<ref name=APH1>{{یادکرد |فصل= |کتاب=[[الفبای فلسفه]] |نویسنده=[[نایجل واربرتون]] |ترجمه=[[مسعود علیا]] |ناشر=ققنوس |شهر=تهران |کوشش= |ویرایش= |صفحه=صص ۲۶ تا ۲۹ |سال=۱۳۸۶ |شابک=978-964-311-503-6}}</ref>
 
به نوشته [[دائره المعارف بزرگ اسلامی]] منکران وجود خداخدا، عمدتاًعمدتاً، نظم موجود را معلول عوامل درون طبیعت قلمداد می‌کنند و غایت را به نهاد طبیعتطبیعت، نسبت می‌دهند. برخی معتقدند برهان نظم به لحاظ فلسفی از اثبات وجود مبدأی بی‌نیاز از طبیعتطبیعت، ناتوان است. با این حال، این رهیافت با همه اشکال‌هایی که بر صورت برهانی آن گرفته‌اند، نسبت به دیگر استدلال‌هااستدلال‌ها، به فهم عموم نزدیک‌تر است و با تجربه‌های دینی مؤمنان نیزنیز، سازگاری بیشتری دارد.<ref>{{پک|محمدجواد انواری|2014|ف=براهین اثبات باری|ک=دائره المعارف بزرگ اسلامی|زبان=en}}</ref>
 
برهان نظم در میان [[علم کلام|متکلمان]] مسلمان رواج بیشتری داشته‌است؛ اما فلاسفۀ مسلمان از اندیشه نظم در اثبات ذات خدا کمتر بهره گرفته‌اند، هرچندهرچند، شواهد نظمنظم، جهان را در مبحث علم و [[حکمت]] الهی و در بیان آموزه‌هایی چون عنایت و نظام احسن به کار برده‌اند.<ref>{{پک|محمدجواد انواری|2014|ف=براهین اثبات باری|ک=دائره المعارف بزرگ اسلامی|زبان=en}}</ref> [[تفسیر قرآن|مفسرین]]، بسیاری از [[آیه|آیات]] [[قرآن]] را بیان‌کنندهٔ این برهان می‌دانند.<ref name=Ai>{{یادکرد |فصل= |کتاب=[[اندیشه اسلامی (۱)|اندیشهٔ اسلامی (۱)]] |نویسنده=[[جعفر سبحانی]] و [[محمد محمدرضایی]] |ناشر=دفتر نشر معارف |شهر= |کوشش= |ویرایش= |صفحه=صص ۷۳ تا ۷۶ |سال=۱۳۸۷ |شابک=978-964-531-059-0}}</ref><ref>حسین وحید خراسانی: آشنایی با اصول دین-۱۳۸۶- صفحه ۲۱ تا ۳۳</ref>
 
== پیشینه ==
سابقهٔ برهان نظم در آثار [[فلسفه|فلسفی]] به [[یونان باستان]] و کتاب «[[تیمائوس (افلاطون)|تیمائوس]]» [[افلاطون]] بازمی‌گردد. در [[سده]]‌های میانه به اشاراتی از [[سنت آگوستین]] به این برهان برمی‌خوریم. همچنین آخرین برهان از [[براهین پنجگانه|براهین پنجگانهٔ]] [[توماس آکویناس]] ([[۱۲۷۴ (میلادی)|۱۲۷۴]]-[[۱۲۲۵ (میلادی)|۱۲۲۵]] میلادی) همین برهان نظم است.<ref>هالینگ دیل، تاریخ فلسفه غرب، صفحه ۱۵۹ و ۱۶۰.</ref> در دوران اخیر یکی از معروف‌ترین تقریرهای برهان را در [[کتاب]] «الهیات طبیعی» اثر [[ویلیام پیلی]] ([[۱۸۰۵ (میلادی)|۱۸۰۵]]-[[۱۷۴۳ (میلادی)|۱۷۴۳]]) می‌یابیم.<ref>{{یادکرد|کتاب=علم و دین|نویسنده=ایان باربور|ترجمه=بهاءالدین خرمشاهی|ناشر=مرکز نشر دانشگاهی|شهر=تهران|صفحه=صفحه ۱۰۴ تا ۱۱۱|سال=|شابک=}}</ref> از دیگر [[فیلسوف|فلاسفه‌ای]] که پس از پیلی به دفاع از این برهان پرداختند، می‌توان ف.ر. تنانت ([[۱۹۵۷ (میلادی)|۱۹۵۷]]-[[۱۸۶۶ (میلادی)|۱۸۶۶]]) و سوئیس برن را نام برد. در [[۱۹۸۶ (میلادی)|۱۹۸۶]] جان بروو و [[فرانک تیپلر]]، تقریری نو از برهان ارائه دادند.{{مدرک}}
 
در میان فیلسوفان و متکلمین [[مسلمان]]، [[ابوبکر باقلانی]]، [[ابویوسف کندی]]، [[ابن رشد]]، [[ابوحامد غزالی|ابوحامد غزّالی]]، [[فخر رازی]]، [[عضدالدین ایجی]]، [[تفتازانی]]، [[فیاض لاهیجی|عبدالرزّاق لاهیجی]] و [[خواجه نصیر طوسی]] به بیان برهان نظم پرداختند. در میان معاصران نیز [[مرتضی مطهری]]، [[جعفر سبحانی]] و [[جوادی آملی]] بسط دهندگان آرای پیشین در این خصوص هستند.{{مدرک}}
 
[[پرونده:David Hume.jpg|بندانگشتی|181px|انتقادات [[دیوید هیوم|هیوم]] بر برهان نظم، در این دو اثر او آمده‌اند: «''مکالماتی دربارهٔ دین طبیعی''» و بخش یازدهم «''تحقیق دربارهٔ فهم آدمی''».<ref>[http://www.ideacenter.org/contentmgr/showdetails.php/id/1147 FAQ: Who designed the designer?]</ref>]]
بر خلاف خود برهانبرهان، نقد آن به گذشته‌های دور بازنمی‌گردد. هر چند انکار غایتمندی و نظم انگاری در اندیشه‌های [[اپیکورس]] نیز به چشم می‌خورد،{{مدرک}} اما نخستین انتقاداتی که [در فلسفه غرب] به‌طور جدی به برهان نظم وارد شده‌اند، غالباً حاصل کار [[دیوید هیوم]] ([[۱۷۷۶ (میلادی)|۱۷۷۶]]-[[۱۷۱۱ (میلادی)|۱۷۱۱]]) هستند.<ref name="پیشین، الفبای فلسفه، ص ۲۸">پیشین، الفبای فلسفه، ص ۲۸</ref>
از مهم‌ترین کسانی که پس از او در این زمینه کار کردندکردند، می‌توان به [[ایمانوئل کانت]]، [[ایان باربور]] و بارتینک اشاره نمود. در میان [[دانشمند|دانشمندان]] معاصرمعاصر، [[ریچارد داوکینز]] صاحب اثر [[ساعت‌ساز نابینا]]، از سرسخت‌ترین مخالفان برهان به‌شمار می‌آید.<ref>{{یادکرد وب |url=http://www.simonyi.ox.ac.uk/dawkins/WorldOfDawkins-archive/Dawkins/Work/Books/blind.shtml |title=The Blind Watchmaker |accessdate=۱۳ مارس ۲۰۱۰ |archiveurl=https://web.archive.org/web/20080415140851/http://www.simonyi.ox.ac.uk/dawkins/WorldOfDawkins-archive/Dawkins/Work/Books/blind.shtml |archivedate=۱۵ آوریل ۲۰۰۸ |dead-url=yes}}</ref>
 
== مشروح ==
 
=== تقریر مشترک برهان ===
پس از تعریف نظمنظم، برهان نظم قابل طرح است. این برهان به صورت‌های گوناگونی بیان می‌شود که همهٔ آن‌ها ساختار مشترک زیر را دارند:
 
الف: جهان منظم است یا در جهان پدیده‌های منظم وجود دارد.
 
=== برهان غایی ===
[[ابن رشد]] به طرح تقریری ویژه از برهان نظم با عنوان «دلیل عنایت» پرداخته‌است که به عقیدة وی مضمون آن برگرفته از تعالیم قرآن است. این برهان مبتنی بر دو مقدمه است: ۱. همة موجودات جهان با هستی انسان سازگارند و اجزاء گوناگون طبیعت از آسمان و زمین و اعضای بدن در خدمت نوع بشرند. ۲. این‌گونه سازگاری نمی‌تواند ناشی از اتفاق باشدباشد، بلکه از جانب فاعلی است که آن را اراده و تقدیر کرده‌است.
ویژگی برهان ابن رشد تأکید او بر اصل غائیت یا هدف‌دار بودن است که در کلیت آن با مفهوم نظم پیوندی نزدیک دارد.<ref>{{پک|محمدجواد انواری|2014|ف=براهین اثبات باری|ک=دائره المعارف بزرگ اسلامی|زبان=en}}</ref>
 
در دورهٔ معاصرمعاصر، تنانت در کتاب ''کلام فلسفی''<ref name="جان هیک، وجود خدا-۱۳۸۷-ص ۱۲۸">جان هیک، وجود خدا-۱۳۸۷-ص ۱۲۸</ref> و سپس مطهری در کتاب ''توحید'' به گسترش و تعمیق مفهوم نظم غایی پرداختند.
 
در این تقریر از برهان، منظور از نظمنظم، نظم غایی است و به همین دلیل به آن برهان غایی یا برهان هدفمندی {{به انگلیسی|Teleogical argument}} گفته می‌شود. مدافعین برهان غایی می‌گویند که ما مشاهده می‌کنیم پدیده‌های منظمی همواره به سوی غایتی در حرکت‌اند، در حالی که خود این پدیده‌ها فاقد [[علم]] و [[آگاهی]] برای این حرکت هستند؛ بنابراین باید موجودی آگاه و مدبر آن‌ها را به سوی غایتشان هدایت کند.<ref>همان، صص ۷۶–۷۷</ref>
 
=== برهان هماهنگی در کل جهان ===
=== برهان نظم از موارد جزئی ===
[[پرونده:WilliamPaley.jpg|بندانگشتی|چپ|180px|خدای ساعت‌ساز [[ویلیام پیلی]]، یکی از مشهورترین تقریرهای برهان]]
مدافعین این تقریر می‌گویند: هنگامی که به موجودات عالم می‌نگریممی‌نگریم، [[سازماندهی]] و [[برنامه‌ریزی]] دقیقی [[احساس]] می‌کنیم. چنین نظمی تصادفی و خود به خود رخ نمی‌دهد؛ بنابراین ورای چنین موجودات منظمی باید ناظم حکیم و علیمی وجود داشته باشد که از سرحکمت و آگاهی آن‌ها را پدیدآورده باشد.<ref name=APH1/>
 
[[ویلیام پیلی]] در کتاب «الهیات طبیعی» از همین تقریر دفاع می‌کند. برای نمونه پیلی دربارهٔ ساختار [[چشم]] به شیوه‌هایی اشاره کرده که در آن‌ها اجزای مختلف چشم برای بینایی به روش پیچیده‌ای با هم همکاری می‌کنند. او [[استدلال]] می‌کند که فقط در صورت فرض یک ناظم و مدبر فراطبیعی است که سازگاری اجزاء در جهت هدف معین قابل توجیه‌است.<ref name="پیشین، الفبای فلسفه، ص ۲۸"/>