تفاوت میان نسخه‌های «هربرت مارکوزه»

ابرابزار
(ابرابزار)
برچسب: جمع عربی واژگان فارسی
== زندگی و آثار ==
هربرت مارکوزه در خانواده‌ای [[یهودی]] در [[برلین]] به دنیا آمد. در طولِ [[جنگ جهانی اول]] در [[ارتش آلمان]] خدمت کرد. او سپس عضوِ شورایِ سربازان بود که در [[خیزش ژانویه|قیام ناکامِ سوسیالیست‌های اسپارتاکیست]] شرکت داشت. بعد از کامل کردنِ تزهایِ دکترای تخصصی خود در [[دانشگاه فرایبورگ]] در رشته فلسفه و جامعه‌شناسی و تحت هدایت [[هایدگر]] و [[هوسرل]] سال ۱۹۲۲ با موضوعِ ''تفسیر اندیشه‌های [[هگل]]'' به [[برلین]] بازگشت و به کارِ انتشارات پرداخت.<ref>سیری در زندگی و آثار هربرت مارکوزه، رضا نصیرزاده، روزنامه رسالت، شنبه ششم خرداد 1391،</ref><ref>https://www.mehrnews.com/news/315426/نشست-نقد-آثار-و-نظرات-هربرت-ماركوزه-برگزار-مي-شود</ref>
 
=== جنگ جهانی دوم ===
در طول جنگ جهانی دوم، مارکوزه ابتدا در [[اداره اطلاعات جنگ ایالات متحده|اداره اطلاعات جنگ]] آمریکا (OWI) در پروژه‌های تبلیغاتی ضد نازی کار کرد. در سال ۱۹۴۳، وی به شعبه تحقیق و تحلیل [[دفتر خدمات راهبردی]] (OSS)، سلف [[آژانس اطلاعات مرکزی|آژانس اطلاعات مرکزی (سیا)،]] منتقل شد.
 
شاخه تحقیق و تحلیل اداره شده توسط مورخ هاروارد [[ویلیام لئونارد لانگر|ویلیام ال لانگر،]] در واقع بزرگترین مؤسسه تحقیقاتی آمریکا در نیمه اول قرن بیستم بود. در اوج فعالیت خود بین سالهای ۱۹۴۳ و ۱۹۴۵، بیش از هزار و دویست نفر در آن شاغل بودند که چهارصد نفر از آنها در خارج از کشور مستقر بودند. از بسیاری جهات، مکانی بود که در آن علوم اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم آمریکا متولد شد، و در آن شاگردان زیادی از معتبرترین استادان دانشگاه آمریکایی، و همچنین تعداد زیادی از مهاجران روشنفکر اروپایی، حضور داشتند.
 
این افراد «گروه مغز متفکر نظری» ماشین جنگی آمریکایی را تشکیل می‌دادند، که به گفته بنیانگذار آن، ویلیام جی دانوان، به عنوان «نهاد نهایی جمع آوری و توزیع اطلاعات» برای سرویس‌های مخفی - یعنی به عنوان ساختاری که اگرچه در تعیین استراتژی یا تاکتیک‌های جنگی درگیر نبود، به لطف توانایی بی نظیر متخصصان حاضر در آن برای تفسیر منابع مرتبط، قادر به جمع‌آوری، سازماندهی، تجزیه و تحلیل و فیلتر کردن جریان عظیم اطلاعات نظامی به سمت واشینگتن بود-عمل می‌کرد.<ref>Secret Reports on Nazi Germany. The Frankfurt School Contribution to the War Effort by [[Franz Neumann (political scientist)|Franz Neumann]], Herbert Marcuse & [[Otto Kirchheimer]] Edited by Raffaele Laudani (Princeton University Press 2013) p. 2</ref>
 
در مارس ۱۹۴۳، مارکوزه بعنوان تحلیلگر ارشد، به دیگر دانشور مکتب فرانکفورت، [[فرانتس نویمان|فرانتس نویمان ،]] در بخش اروپای مرکزی شعبه تحقیق و تلیل پیوست و به سرعت خود را به عنوان «تحلیلگر برجسته آلمان» تثبیت کرد.<ref>Laudani, Secret Reports p3</ref>
 
پس از انحلال OSS در سال ۱۹۴۵، مارکوزه در [[وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا|وزارت امور خارجه آمریکا]] به عنوان رئیس بخش اروپای مرکزی استخدام شد و به تحلیلگر اطلاعاتی نازیسم بدل شد. مجموعه ای از گزارش‌های مارکوزه در گزارش‌های ''مخفی دربارهٔ آلمان نازی: خدمات مکتب فرانکفورت به بسیج جنگی'' منتشر شد. وی پس از مرگ همسر اول خود در سال ۱۹۵۱ بازنشسته شد.
 
=== پس از جنگ ===
در سال ۱۹۵۲، مارکوزه کار خود را به عنوان یک نظریه‌پرداز سیاسی، ابتدا در [[دانشگاه کلمبیا]]، سپس در [[دانشگاه هاروارد]] آغاز کرد. مارکوزه از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۵ در [[دانشگاه برندایس|دانشگاه برندایز]] و سپس از ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ در [[دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو|دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو کار]] کرد.<ref>{{Cite web|last=Romano|first=Carlin|date=2011-12-11|title=Occupy This: Is It Comeback Time for Herbert Marcuse?|url=https://www.chronicle.com/article/occupy-this-is-it-comeback-time-for-herbert-marcuse/|accessdate=2020-08-04|website=The Chronicle of Higher Education}}</ref> در زمان حضور در برندایز بود که وی مشهورترین اثر خود "[[انسان تک ساحتی]]''[[انسان تک‌ساحتی|"]]'' (۱۹۶۴) را نوشت.<ref>Elliott, Anthony and Larry Ray. Key Contemporary Social Theorists. Blackwell Publishers. 2003.</ref>
 
مارکوزه دوست و همکار [[جامعه‌شناسی سیاسی|جامعه‌شناس سیاسی]] برینگتن مور جونیر و فیلسوف سیاسی رابرت پال ولف و همچنین دوست استاد جامعه‌شناسی [[دانشگاه کلمبیا]] [[سی. رایت میلز|سی رایت میلز]]، از بنیانگذاران جنبش [[چپ نو]] بود. مارکوزه در «مقدمه» خود بر ''یک انسان تک ساحتی'' نوشت: «من می‌خواهم بر اهمیت حیاتی کار ریت میلز تاکید کنم.»<ref>''One-Dimensional Man (Boston: Beacon Press, 1964), p. xvii''</ref>
 
در دوره پس از جنگ، مارکوزه تئوری [[مبارزه طبقاتی]] و دغدغه مارکسیستی دربارهٔ کار را رد کرد، در عوض، طبق گفته [[لشک کولاکوفسکی]]، ادعا کرد از آنجا که "همه مسایل مربوط به وجود مادی حل شده‌است، دستورات و ممنوعیت‌های اخلاقی دیگر موضوعیت ندارند. " وی تحقق ماهیت اروتیک انسان را آزادی واقعی بشریت دانست که الهام بخش مدینه فاضله‌های جری روبین و دیگران شد.
 
انتقادات مارکوزه از جامعه [[سرمایه‌داری|سرمایه دارانه]] (به ویژه سنتز او در سال ۱۹۵۵ از مارکس و [[زیگموند فروید]]، ''[[اروس و تمدن]] ،'' و کتاب ''[[انسان تک ساحتی]]'' ۱۹۶۴) مورد پسند دغدغه‌های جنبش دانشجویی در دهه ۱۹۶۰ از آب درآمد.<ref name="kellner12">{{Cite web|url=http://www.uta.edu/huma/illuminations/kell12.htm|title=Illuminations: Kellner|last=Douglas Kellner|accessdate=October 1, 2012}}</ref> مارکوزه به دلیل تمایلش برای سخنرانی در اعتراضات دانشجویی و مقاله " تحمل سرکوبگرانه " (۱۹۶۵)، در رسانه‌ها به عنوان "پدر چپ نو" معروف شد.<ref name="marcuseweb">[http://www.marcuse.org/herbert/booksabout/70s/Bourne1979MarcuseGrandfatherNewLeft.pdf Tom Bourne (Sept. 1979)]</ref> مارکوزه با ادعای اینکه دانشجویان دهه شصت منتظر انتشار اثر وی نبودند،<ref name="marcuseweb">[http://www.marcuse.org/herbert/booksabout/70s/Bourne1979MarcuseGrandfatherNewLeft.pdf Tom Bourne (Sept. 1979)]</ref> توصیف خود توسط آنها به عنوان "پدر چپ نو" رد کرد و گفت: "بهتر بود مرا نه پدر، بلکه پدربزرگ چپ نو بنامد. " کارهای وی تأثیر زیادی بر گفتمان روشنفکری در [[فرهنگ عامه|مورد فرهنگ عامه]] و مطالعات فرهنگی عامه پسندانه داشت. او در اواخر دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ سخنرانی‌های زیادی در ایالات متحده و [[بلوک غرب|بلوک غربی]] داشت. او دوست صمیمی و الهام بخش آندره گورز فیلسوف فرانسوی شد.
 
مارکوزه، رودولف بارو (نویسنده کتاب ''Die Alternative: Zur Kritik des real existierenden Sozialismus'' [ترجمه ، ''جایگزین در اروپای شرقی'']) مخالف دستگیر شده در [[آلمان شرقی]] دفاع کرد، و در یک مقاله در سال ۱۹۷۹ دربارهٔ نظریه‌های «تغییر از درون» بارو بحث کرد.<ref>{{Cite web|last=Stefan Meretz|url=http://www.opentheory.org/marcuse_ueber_bahro/text.phtml|title=open theory · offene theorie: Protosozialismus und Spätkapitalismus. Versuch einer theoretischen Synthese von Bahros Ansatz (von Herbert Marcuse)|publisher=Opentheory.org|accessdate=2013-09-06}}</ref>
<nowiki>
 
== دیدگاه‌ها ==