تفاوت میان نسخه‌های «انشعاب بابی بهائی»

تصحیح متن
(تصحیح متن)
برچسب‌ها: متن دارای ویکی‌متن نامتناظر ویرایش‌گر دیداری
(تصحیح متن)
برچسب‌ها: متن دارای ویکی‌متن نامتناظر ویرایش‌گر دیداری
از اساسی‌ترین آموزه‌های [[سید علی‌محمد باب|سیدعلی‌محمدباب]] این نکته است که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «[[من‌یظهره‌الله|مَن‌یُظهره‌الله]]» باشد.<ref name=":02">{{یادکرد کتاب|نشانی=http://reference.bahai.org/fa/t/se/GPB/gpb-106.html|عنوان=قرن بدیع|نام خانوادگی=ربانی|نام=شوقی|ناشر=موسسه معارف بهائی|سال=۱۱۹۲|شابک=|مکان=کانادا|صفحات=۹۱}}</ref> باب در آثارش به قرب ظهور «[[من‌یظهره‌الله|مَن یُظهره الله]]» اشاره می‌کند.<ref name=":8">{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=۳۴۸–۳۵۷|زبان=English}}</ref> وی از پیروان خود می‌خواهد که با استقلال کامل فکری به شناسایی «[[من‌یظهره‌الله|مَن‌یُظهره‌الله]]» فائز شوند و ایمان خود را به تصدیق هیچ‌کس حتی واحد اول بیان (باب و هیجده حوّاری اولیه او) مشروط نکنند.<ref name=":02"/> باب همچنین بابیان را برحذر می‌دارد که مبادا با استدلال به آثار باب از ایمان به «[[من‌یظهره‌الله|مَن‌یُظهره‌الله]]» محروم شوند چه که به عقیده باب مقام موعود آنقدر بالاست که حتی آثار خود باب لیاقت اشاره به وی را ندارد.<ref name=":02"/> موعود باید با آثار و صفات خود شناخته شود نه با اشاره و دلالت دیگران.<ref name=":02"/> عنوان «[[من‌یظهره‌الله|مَن‌یُظهره‌الله]]» و عناوین مشابه آن بیش از دویست و هشتاد بار در متن [[کتاب بیان|بیان فارسی]]، بزرگترین اثر تشریعی [[باب]] آمده‌است.<ref name="Bab">حضرت باب، نصرت‌الله محمد حسینی، ناشر:مؤسسه معارف بهائی، صفحهٔ ۸۷۲، [http://reference.bahai.org/fa/t/o/HB/hb-885.html.utf8 پیوند به صفحهٔ کتاب]</ref>
 
اندکی پس از یک دهه از آغاز دعوت باب در سال ۱۸۴۴، یعنی چند سال پس از اعدام وی در سال ۱۸۵۰، بیش از ۲۵ نفر ادعای من یظهره‌اللهی کردند.<ref name="autogenerated2">محمود صدری، استاد دانشگاه تگزاس، به نقل از دانشنامه جهان اسلام، مدخل بهائیت</ref><ref name="autogenerated3">Smith, Peter (۲۰۰۰). «He whom God shall make Manifest". A concise encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 180–181. {{ISBN|1-85168-184-1|en}}.</ref> نوزده سال بعد از دعوت باب، [[بهاءالله]] در سال ۱۸۶۳ در جمع یارانش و بعدتر در سال ۱۸۶۶ بصورت عمومی تر ادعای من یظهره اللهی کرد<ref name="autogenerated3"/> و عموم بابیان به وی ایمان آوردند.<ref name="Balyuzi 197322">* {{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=|language=English}}</ref><ref name=":14">{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|مکان=|صفحات=246|زبان=English}}</ref> گروه اندکی که به طرفداری از میرزا یحیی ازل بابی باقی ماندند ازلی نام گرفتند. ازلیان ظهور [[من یظهره الله]] را در فاصله ای خیلی دور پیش‌بینی می‌کردند و معتقد بودند ظهور موعود زودتر از دست کم ۲۰۰۰ سال از ظهور باب و به گفته باب در عدد مستغاث (معادل ابجد عدد ۲۰۰۱) و قبل از مورد قبول گرفتن دین باب در بسیاری از کشورها رخ نخواهد داد.<ref name=":11">Hierarchy, Authority and Eschatology in Early Bábí Thought by Denis MacEoin published in In Iran: Studies in Bábí and Bahá'í History vol. 3,p۱۲۹٬۱۳۰</ref> پس از دوران بغداد و تبعید به ادرنه (در ترکیه امروزی) روابط دو برادر با شدت بیشتری به سردی گرائید و مسبب جدل های گهگاهی می‌شد. اما نقطه اوج اختلافات که به انشعاب ازلیان و بابیان منجر شد، دریافت حکم تبعید از ادرنه بود. در پی تصمیم دولت عثمانی به تبعید مجدد بابیان، بهاءلله با شدت تمام اعتقاد به ایستادن و تن ندادن به تبعید داشت. در مقابلمقابل، صبح ازل، با این استدلال که در کاروان بابی ها تعداد بسیاری از زنان و کودکان وجود دارند، معتقد بود که ایستادن و مقابله با دولت عثمانی لاجرم به خون‌ریزی و کشتار وحشتناکی خواهد انجامید. بهاءلله بنا به سخن میرزا آقاخان کرمانی که با او در عکا مصاحبه کرده بود، با زیر سوال بردن تصمیم صبح ازل بر این عقیده بود که اگر ده سال پیش نیز همه ما تن به رفتن نداده بودیم و تمامی کشته می‌شدیم،قطعا به سود امر تمام می‌شد و اکنون نیز با ایستادگی و جان سپردن هر چه بیشتر امر قوای بسیار بیشتری خواهد یافت.<ref name=":0" /> سرانجام بنابر تصمیم دولت عثمانی، صبح ازل و پیروانش به شهر ماغوسیه در قبرس و بهاءلله و پیروانش به شهر عکا در فلسطین تبعید شدند. در این میان، دولت عثمانی تصمیم گرفت که سه نفر از یاران نزدیک صبح ازل ( میرزا رضا فلی تفرشی، سید محمد اصفهانی و آقا جان کج کلاه) را به همراه بهاءلله روانه عکا کند و چهار تن از یاران نزدیک بهاءلله را نیز به همراه صبح ازل به ماغوسیه بفرستد. با اوج گرفتن اختلافات، بنابر روایت ادوارد براون، ابتدا [[ملا رجبعلی قهیر|ملارجبعلی قهیر]] (از نخستین ایمان آورندگان به باب و نیز برادر همسر باب) توسط نصیر بغدادی از یاران بهاءلله که به ده‌ها فقزه قتل دست زده بود، به قتل رسید. از آنجا که احضار مجدد نصیر بغدادی جهت ترور باقی یاران صبح ازل به دلیل سکونت در بیروت و نیز فتلکشتن قهیر کهدر بغداد دشوار و ناممکن به نظر می‌رسید، چندی بعد در 12 ذيقعده 1288 ق. هفت نفر از بهائيان به خانه افراد فوق در عکا ريختند و سيد محمد اصفهاني و آقا جان کج‌کلاه و ميرزا رضاقلي تفرشي را به طرز فجیعی کشتند. [[عبدالحسین آیتی]] در کتاب کشف الحیل به این قتل ها اشاره می کند و بنابر ادعای وی، ابتدا دو نفر از ازلیان به دلیل گستاخی و اعتراض به میرزا موسی کلیم برادر بهاءلله بر سر مکر و حیله‌های وی در دزدیدن پول‌های وصول شده از ایران، توسط محمدعلی سلمانی آرایشگر مخصوص و معتمد وفادار بها و یکی دو تن دیگر از بهائیان به طرز فجیعی به قتل رسیدند و جنازه‌هایشان در شکاف دیواری در عکا دفن شد. سپس همین افراد (سلمانی و قاتلان آن دو تن ازلی) این بار با همراهی تعداد بیشتری از یاران بهاءلله سه چهره شاخص ازلی یعنی سید محمد اصفهانی ، میرزا رضا قلی تفرشی و محمود خان کج‌کلاه را در نیمه روز به قتل رساندند. حکومت عکا بهاء و پسرانش، عباس و محمدعلي افندي، و ميرزا محمدقلي، برادر بهاء، و تمامي بهائيان عکا، از جمله قاتلين، را دستگير کرد. مأموران حکومت وقت، ابتدا عباس افندی را مباشر قتل‌های صورت گرفته دانسته اما نتوانستند اقراری از سوی او دریافت کنند.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=عبدالحسین آیتی|کد زبان=fa|وبگاه=|نشانی=http://al-mostabserin.com/persian/wp-content/uploads/2018/07/kashf-al-hyat.pdf|عنوان=کشف الحیل (کتاب الکترونیک)}}</ref> بهاء و پسران و خويشانش شش روز زنداني بودند، سپس قاتلين شناخته شده و در دادگاه به حبس‌هاي طولاني (7 و 15 سال) محکوم شدند. افراد نام‌برده هرگز ادعای بهاءلله را نپذیرفته بودند و فعالیت های ایشان جهت خنثی سازی استدلالات و تبلیغات بهائیان با چنین واکنشی روبرو شد. <ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=Materials for the Study of Babi Religion|کد زبان=En|نویسنده=Browne, Edward G|ناشر=Cambridge|سال=1918|pp=52-57}}</ref> افرادی مانند سلمانی یا حسین آقای آشچی را می توان در بیان امروزی بازوهای تنبیهی تشکیلات بهائی دانست که در موارد مقتضی حاضر به انجام هر کاری جهت پیش بردن برنامه های بهاءلله بودند. البته پیش از این حادثه نیز، بنابر متن خاطرات محمدعلی سلمانی درگیری میان پیروان صبح ازل و بهاءلله بالا گرفته بود. در موارد متعدد، محمدعلی سلمانی اجابت درخواست‌های وی حتی جزئی‌ترین امورات روزانه از جمله تراشیدن سر فرزندش را منوط به رضایت بهاءلله می‌نمایدمی‌نمود<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=سلمانی، محمدعلی|کد زبان=fa|تاریخ=۱۹۹۷|نشانی=https://networks.h-net.org/system/files/contributed-files/241-sharh-i-hal.pdf|عنوان=شرح حال استاد محمدعلی سلمانی (نسخه الکترونیک)}}</ref> و یا [[حسین مشکین‌قلم|مشکین قلم]] خطاط و از نخستین حواریون بهاءلله که او نیز همراه صبح ازل به قبرس تبعید شده بود، در میانه خشکسالی طولانی قبرس، با معرفی صبح ازل به عنوان جادوگر و مسبب عدم بارندگی، گروهی از مردم شهر را ترغیب به انجام عملی برای خنثی کردن «تمام اوراق سِحر و جادو» وی که در حقیقت چیزی جز نوشته‌ها و نامه‌های صبح ازل نبود می‌نماید. به روایت شخص مشکین قلم، ''اندکی بعد، این شایعه در شهر منتشر می‌شود و همگان باور می‌کنند که دلیل خشکسالی جادوگری صبح ازل است. روزی مردم شهر در غیاب صبح ازل تصمیم به ورود به منزل وی نمودهرا گرفته و پس از یافتن سبد هر چیزی که در آن بود را به آتش می‌کشندکشیدند''.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=داستانهاى شيرين و حكايات دلنشين (متن انگلیسی)|نویسنده=روحانی، عزیز|ص=28|ناشر=.Juxta Publishing Co.|سال=۲۰۰۵}}</ref>
 
با این وجود ازلیان در پی تبلیغ و جهانگیرکردن آئین بابی بر نیامدند و با تقیه و پنهان کردن هویت دینی خود عملاً در جامعه اسلامی حل شدند.<ref name=":1822">{{یادکرد کتاب|نشانی=https://books.google.com/books?id=omo3DwAAQBAJ&printsec=frontcover&dq=iran+a+modern+history&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwjPoLu1rNHcAhUHjq0KHX4KB28Q6AEILzAB#v=onepage&q=assimilated&f=false|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|مکان=|صفحات=330|زبان=English}}</ref> البته گروهی از بهاپیانی که پیشوایی و پیامبری بهاءلله را قبول کرده بودند بعدها با مطالعه در آثار تاریخی و امری (مذهبی)، از بهایئت فاصله گرفته و به صبح ازل پیوستند. برای مثال، در آمریکا و در زمان حیات عباس افندی، در سال ۱۹۰۶، یک بهاپی آمریکایی سوئدی‌تبار با نام [[آگوست استن استرندز]] پس از مطالعه آثار ادوارد جی. براون در مورد تاریخ و اندیشه‌های جریان بابی و انشعاب ازلی/بهائی، با انتشار نامه‌های سرگشاده ای به محفل ملی آمریکا، بهاءلله را پیامبری دروغین خواند و آن‌ها را به تجدید نظر در باور خود و پیوستن به صبح ازل ترغیب کرد. وی در رساله‌ای که از شیکاگو منتشر نمود، به صراحت در صفحه ۲ اعلام کرد که مطالعه ''تاریخچه '''بابی''' بعلاوه دستنویس‌های مقدسشان ثابت می‌کند یک دستکاری وحشتناک، تغییر و پس و پیش کردن معانی، توسط بهائیان انجام شده‌است''. بار دیگر (در صفحه ۲۸) می‌نویسد که ''مدارک فراوانی داریم که دستکاری، پس و پیش کردن، تغییر، تحریف و دزدی از'' دستنویس‌های مقدس ''مذهب بابی'' ''را'' بدست ''بهائیان'' ''نشان می‌دهد.'' استن استرندز در سال ۱۹۲۷ و در دوران پیشوائی شوقی افندی، توسط شخص شوقی رسماً از ساختار اداری و تشکیلاتی بهائی به دلیل ''ازلی بودن'' طرد شد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=The Complete Call to the Heaven of the Bayan|زبان=English|شناسه=978-1329919013|نویسنده=Stenstrand, August J.}}</ref> هم چنین بنا بر مقاله پژوهشی موژان مومن با عنوان ''حاشیه نشینی و ارتداد در آئین بهائی'' شماری از اندیشمندان بهاپی از جمله خوان کول، فردریک گلیشر و دنیس مک‌ایون یا به طور کامل از تشکیلات بهائی خارج شدند و یا مانند نیما حزینی (وحید ازل) به ازلیان پیوستند. <ref>{{یادکرد وب|عنوان=Marginality and Apostasy in the Bahá'í Community|نشانی=https://bahai-library.com/momen_marginality_apostasy|وبگاه=bahai-library.com|بازبینی=2021-03-06|کد زبان=en-US}}</ref>
۷۵

ویرایش