تفاوت میان نسخه‌های «فلسفه و ادبیات»

تصحیح
(تصحیح)
'''فلسفه و ادبیات''' شامل برخوردهای [[ادبیات|ادبی]] با [[فیلسوف|فیلسوفان]] و مضامین [[فلسفه|فلسفی]] (ادبیات فلسفی) و برخورد فلسفی با مباحث مطرح شده توسط ادبیات (فلسفه ادبیات) است.
[[پرونده:Socrates_Louvre.jpg|بندانگشتی| ''[[ابرها (نمایشنامه)|ابرها]]'' اثر [[آریستوفان|ارسطوفان]] [[سقراط|سقراط]] را]] به صورت چهره ای کمیک معرفی کرد.]]
 
== ادبیات فلسفی ==
به‌طور دقیق، فلسفهٔ ادبیات شاخه ای از [[زیبایی‌شناسی|زیبایی‌شناسی است]]، است، در واقع شاخه ای است از فلسفه که با این سؤال سر و کار دارد که [[هنر]] چیست"؟ به‌طور سنتی بخش عمدهٔ از فلسفهٔ زیبایی‌شناسی بر هنرهای پلاستیکی یا [[موسیقی]] متمرکز بوده‌است این توجه و تمرکز اما به قیمت بی‌توجهی به هنرهای کلامی صورت گرفته‌است. درواقع بخش عمدهٔ از بحث‌های سنتی فلسفه زیبایی‌شناسی به دنبال ایجاد معیارهایی از کیفیت هنری هستند که نسبت به موضوع بی‌تفاوت باشند. از آنجایی که همهٔ آثار ادبی، تقریباً و طبعاً، حاوی محتوای تصوری هستند، نظریه‌های زیبایی‌شناسی که متکی به صفات کاملاً صوری هستند، گرایش به چشم پوشی از ادبیات دارند.
 
در واقع وجود [[روایت]] مسبب طرح مسائل فلسفی می‌شود. در روایت، خالق می‌تواند تجسیم کننده باشد و اذهان خوانندگان را به سمت تصور [[ادبیات داستانی|شخصیت]]‌های خیالی، و حتی موجودات یا فناوری‌های فانتزی سوق دهد. توانایی ذهن انسان در تصور، و حتی تجربهٔ [[همدلی]] با این شخصیت‌های خیالی، خود نمایانگر ماهیت ذهن انسان است. برخی از حکایات را می‌توان نوعی [[آزمایش فکری]] در [[فلسفه اخلاق|اخلاق دانست]] دانست: این حکایات شخصیت‌های خیالی، [[انگیزش|انگیزه‌های]] آنها، اعمال و عواقب اعمالشان را توصیف می‌کنند. از این منظر است که برخی از فلاسفه اشکال مختلف روایی را برای آموزش فلسفه خود برگزیده اند (''پایین را ببینید'').
 
=== ادبیات و زبان ===
[[افلاطون|به عنوان مثال،مثال [[افلاطون]] معتقد بود که فرهنگ ادبی تأثیر چشمگیری بر دیدگاه اخلاقی استفاده کنندگانش دارد. افلاطون در ''[[جمهور|جمهوری]]''، خصومت شدیدی با محتوای فرهنگی دوره خود نشان می‌دهد و [[سانسور]] شدیدی بر ادبیات عامه پسند در [[آرمان‌شهر|مدینه فاضله]] خود ارائه اعمال می‌کند.
 
با این حال اخیراً، فیلسوفان دارای نگرش‌های متفاوت رویکردهای متنوع و کمتر خصمانه ای نسبت به ادبیات داشته‌اند. از اواخر قرن هجدهم میلادی، با ظهور تجربه گرایان انگلیسی و [[ایمانوئل کانت|امانوئل کانت]]، فلسفه غرب با یک سؤال اساسی در حیطه ی[[معرفت‌شناسی]] مواجه شده‌است: مسئله رابطه بین [[ایده]]‌ها در ذهن انسان باجهان خارج از ذهن، اگر در واقع چنین جهانی وجود داشته باشد. در سالهای اخیر، این مباحث معرفتی در عوض به مباحثی گسترده و دنباله دار دربارهٔ [[واژه|لغات]] و معانی تبدیل شده‌اند: آیا [[زبان|در واقع زبان]] می‌تواند سد بین ذهنها باشد؟ این مجموعه مسائل مربوط به معنای زبان و " [[نوشتن|نوشتارها]] " گاهی اوقات با عنوان ''چرخش زبانی مطرح شده‌اند''.
 
به همین ترتیب در فلسفهٔ غرب اواخر قرن بیستم تکنیک‌ها و ابزارهای توسعه یافته برای [[نقد ادبی]] و [[نظریه ادبی]] از شهرت بیشتری برخوردار شدند. فیلسوفان دارای نگرش‌های متفاوت بیش از اسلاف خود به ادبیات توجه داشتند. برخی به دنبال بررسی این سؤال بودند که آیا در واقع و از اساس برای یک نویسنده که قصد داشته باشد با خواننده ارتباط برقرار کند ارتباط با استفاده از کلمات امکان‌پذیر است یا خیر. عده ای دیگر نیز تلاش کردند از آثار ادبی به عنوان نمونه‌هایی از [[فرهنگ]] معاصر استفاده کنند و سعی داشتند نگرش‌هایی ناخودآگاه را در این آثار احساس می‌کردند با هدف انتقاد اجتماعی پدیدار سازند.
 
=== حقیقت حکایت ===
آثار ادبی همچنین موضوعاتی راجع به [[حقیقت]] و [[فلسفه زبان|فلسفه زبان]] مطرح می‌کنند]]. حداقل از نگاه تحصیل کردگان معمولاً مشهور است که ''[[شرلوک هولمز|شرلوک هلمز]] در لندن زندگی می‌کرده‌است''. (نگاه کنید به «حقیقت در داستان» دیوید لوئیس، فصلنامه فلسفی آمریکا، جلد ۱۵). شماره ۱، ژانویه ۱۹۷۸) همچنین پنداشته می‌شود که ''[[ساموئل پیپس|ساموئل پپیس]] در لندن زندگی می‌کرده‌است''. گرچه شرلوک هلمز هرگز در هیچ‌کجا زندگی نکرده‌است. او یک شخصیت داستانی خیالی است. برعکس، ساموئل پپیس یک شخص واقعی قلمداد می‌شود. علاقه معاصران به هولمز و پپیس شباهت‌های زیادی با هم دارند. تنها دلیلی که همه نام هردوی آنها را می‌دانند به دلیل علاقه مفرط به خواندن اعمال و سخنان ادعاشده در مورد آنها است. به نظر می‌رسد که این دو گزاره به دو مرتبه مختلف از حقیقت تعلق دارند. همچنین مشکلات بیشتری در مورد ارزش درستی اظهارات مربوط به جهان‌های خیالی و شخصیتهای آن‌ها در داستان‌ها به وجود می‌آیند که گرچه می‌توان به‌طور تلویحی و غیرصریح متوجه آنها بود اما منابع در دسترس ما به هیچ وجه در موردشان به صراحت چیزی بیان نکرده‌اند، مانند ''شرلوک هلمز فقط یک سر داشت'' یا ''شرلوک هلمز هرگز به ماه سفر نکرده‌است''.
 
=== اشعار فلسفی ===