تفاوت میان نسخه‌های «فلسفه و ادبیات»

 
=== داستان فلسفی ===
برخی از فلاسفه خویش را ملزم کرده‌اند که فلسفه را به صورت [[ادبیات داستانی|داستان]]، از جمله رمان و داستان‌های کوتاه [[داستان فلسفی|بنویسند (به مقاله جداگانه ادبیات داستانی فلسفی مراجعه کنید]]) این گونه در اوایل ادبیات فلسفی نمود دارد، جایی که فیلسوفانی مانند [[افلاطون]] [[گفت‌وگو (داستان)|دیالوگ]]‌هایی می‌نوشتند که در آن‌ها شخصیت‌های خیالی یا خیالی شده، دربارهٔ موضوعات فلسفی بحث می‌کردند. [[سقراط]] غالباً به عنوان یک قهرمان در دیالوگ‌های افلاطون ظاهر می‌شود و این گفتگوها یکی از منابع اصلی دانسته‌ها در مورد تعالیم سقراط است، اگرچه به دلیل این شیوه و اختصارات آن، گاهی تشخیص مواضع واقعی سقراط از افلاطون دشوار است. نویسندگان زیادی از مسیحیان نخستین، از جمله [[آگوستین]]، [[بوئتیوس]] و [[پیر آبلار|پیتر ابلارد]] دیالوگ‌هایی را به نگارش درآورده اند. چندین فیلسوف اولیه مدرن نیز مانند [[جرج بارکلی|جورج برکلی]] و [[دیوید هیوم]]، گهگاه در این سبک می‌نوشتند.
 
فلاسفه دیگر برای انتقال آموزه‌های خود [[روایت|به روایت متوسل شده‌اند.]] [[ابن طفیل|ابوباسر]] (ابن، [[فلسفه اولیه اسلامی|توفیل) فیلسوف]] کلاسیک اسلامی]] قرن دوازدهم، نوعی روایت ''داستانی عربی با عنوان [[حی بن یقظان]] را'' به عنوان پاسخی به ''[[تهافت الفلاسفه]]'' [[غزالی]] نوشت، و سپس ابن نفیس [[علم کلام|متکلم اسلامی و فیلسوف]] قرن ۱۳، فیلسوف [[ابن نفیس|ابن النفیس]]۱۳ نیز روایت داستانی ''الرسالة الکاملیة فی السیرة النبویة را'' به عنوان پاسخی به حی بن یقظان به نگارش درآورد. [[فریدریش نیچه|فریدریش نیچه ،]]، فیلسوف آلمانی، غالباً ایده‌ها و نظریات خود را با شیوه‌های ادبی بیان می‌کرد، از جمله مهمترین آنها ''[[چنین گفت زرتشت|چنین سخنی گفت زرتشت]]'' است که روایتی است دوباره از آموزه‌های [[زرتشت]]. [[مارکی دو ساد]] و [[آین رند]] رمان‌هایی نوشته‌اند که در آن‌ها شخصیت‌ها به عنوان سخنگو موضع‌گیری‌های فلسفی عمل می‌کنند و در چارچوب پلات داستان مطابق با آن مواضع عمل می‌کردند. [[جرج سانتایانا|جورج سانتایانا]] همچنین فیلسوفی بود که رمان و شعر می‌نوشت. رابطه شخصیت‌های سانتایانا و اعتقادات او پیچیده‌تر است. [[اگزیستانسیالیسم|اگزیستانسیالیستها]] از جمله شماری از مهم‌ترین آن‌ها از قبیل [[زبان فرانسوی|نویسندگان فرانسوی]] از داستان برای انتقال دیدگاه‌های فلسفی خود استفاده می‌کردند. رمان ''[[تهوع (رمان)|تهوع]]'' و نمایشنامه ''بدون خروج'' [[ژان-پل سارتر|از ژان پل سارتر]] و ''بیگانه ی'' [[آلبر کامو]] شامل این مواردند. تمام آثار داستانی [[موریس بلانشو]] شامل ''"گامی نه به فراسو"''، ''"جنون روز'' " و ''"نوشتار فاجعه"، در بین سایرین،'' مجموعه ای برجسته و چشمگیر از ارتباطات و تعاملات مابین فلسفه و ادبیات را به نمایش می‌گذارند. همچنین کارت پستال '': از سقراط به فروید و فراتر از آن'' اثر ژاک دریدا.
 
تعدادی از فلاسفه تأثیر مهمی در ادبیات داشته‌اند. [[آرتور شوپنهاور]]، عمدتاً به سبب نتایج سیستم زیبایی شناسانه اش، شاید تأثیرگذارترین فیلسوف متاخر در تاریخ ادبیات باشد. رمان‌های سپسین توماس هاردی غالباً به مضامین شوپنهاوری اشاره می‌کنند، به ویژه کتاب ''جود گمنام''. شوپنهاور همچنین تأثیر مهمی در [[جوزف کنراد|جوزف کنراد]] داشت]]. شوپنهاور تأثیری کمتری خاص اما با پراکندگی بیشتر در [[نمادگرایی|جنبش نمادگرایی]] در ادبیات اروپا داشت. لیونل جانسون ''در مقاله خود با عنوان "فرهنگ فاون'' " به زیبایی‌شناسی شوپنهاور اشاره می‌کند. تمامی آثار ژاک دریدا تأثیراتی عمیق در به اصطلاح فلسفهٔ قاره ای و درک نقش ادبیات در مدرنیته داشته‌اند.
 
سایر آثار داستانی که دارای محتوای فلسفی در نظر گرفته می‌شوند عبارتند از: