تفاوت میان نسخه‌های «زنان در شاهنشاهی ساسانی»

به نسخهٔ 32109088 از Shawarsh (بحث) برگردانده شد: سره نویسی بیش از حد. اختراع یک زبان جدید (T)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه دارای ادبیات عامیانه برگردانده‌شده
(به نسخهٔ 32109088 از Shawarsh (بحث) برگردانده شد: سره نویسی بیش از حد. اختراع یک زبان جدید (T))
برچسب: خنثی‌سازی
«آیینِ بخشیدنِ قدرت و دیهیم‌بخشی به [[شهبانو]]<nowiki/>ها در [[هنر]] ساسانی، پدیده‌ای ناشناخته و کم‌مانند است».<ref>Shahbazi, sh. , 1998. studies in Sasanian prospography , in The art and archaeology of ancient Persia, V.Sarkhosh Curtis and R. Hillenbrand(eds.),Tauris Publishers, London, pp.58–66..</ref> ولی باید دانست که این پدیده در همهٔ سرگذشت ایران تا روزگار کنونی نهان است. سایر پدیده‌های وابسته به زنان، سراسر یکسان با دیگر سرزمین‌ها در همان روزگار است؛ که همیشه و همه جا، زن، نرولاس دوّم درنظر گرفته شده‌است.<ref name="ReferenceA"/>
 
== زنان در نویسه های داتستانی ومتون حقوقی ==
با نگاهی به نبیگهایکتاب‌های روزگاردوران ساسانی، ما دو نگاهاصل بنیادبنیادین پیرامونرا جایگاهدر زنموضوع رازن، درمی‌یابیم. نخست، ارزشاهمیت زن و سازمان یافتگیمدوّن‌بودن همهٔ بخشهایشئون زندگیو ویحقوق ومرتبط هودگانبا او به گونه‌ای که گاهی گرایشهاسلیقه‌ها را به کم‌ترین اندازهحد بایستهممکن فرودتنزل می‌دهد. دوّم، جایگاه دومیثانوی زن دربه برابرنسبت مرد. به گونه‌ای که هرگز نه از آن بالاتر و نه هم‌رده با آن جایقرار می‌گیرد.
اوستا ویژگی‌های زن شایستهمطلوب را این چنین برشمرده شده‌است: «زنِ جوانِ درست‌گوهر، استوار، نیکنام، خوش‌خیم، خانه‌افروز که شرمگینیشرم و بیمش نیک و پدر و نیا و سالار خویش را دوست بدارد و زیبا و خوش‌اندام است بر زنان همال خویش رد است».<ref name="ReferenceC">رضی، هاشم، ۱۳۷۹، اوستا: ترجمه و پژوهش، تهران:نشر بهجت.»</ref> در گات‌های زرتشت و دیگر بخش‌های اوستا، همواره به زن و مرد هم‌زمان و برابر نمارشاشاره شده‌است و در نبیگهایکتاب‌های پازندتفسیری نیز، نمونه‌ای نداریم که زن نادیده گرفته شده باشد.
زن پس از اینکه به خانه شوهر می‌رفت، همه تمام پیوندهای قانونی اش (داتستانی) با خانوادهٔ پیشینشقبلی‌اش بریده نمی‌شدمی‌شد. فرزندانی که از این [[ زناشویی ازدواج]] پدید می‌آمدند نام، داراییثروت و جایگاهمرتبه هازمانیاجتماعی پدر را به فرنامعنوان جانشیناخلاف داتستانیقانونی او به برماندبریارث می‌بردند.<ref name="ویسه‌هوفر، ۱۳۸۰: ۲۲۴">ویسه‌هوفر، ۱۳۸۰: ۲۲۴</ref> موضوع دیگری که در [[قانون]] ساسانی ویچارشرح فراوانزیادی دربارهٔ آن داده‌شده‌است، پراسه سرپرستی یامسئله [[قیمومت|قیمومیت]] کودکانصغیران و زنان و خانواده‌هایی کهخانواده‌های بیبدون همونداعضای مردمذکر بود.<ref>ویسه‌هوفر، ۱۳۸۰: 225</ref>
گماردن یک سرپرست،قیّم، همواره خویشکاری هموندان مرد یاوظیفهٔ اعضای [[مذکر]] خانواده یا تیره بود و این سرپرستقیّم بیشترمعمولاً مرد بود. «پس از فوت شوهر، سرپرستقیّم زن، بزرگ‌ترین پسر برنایبالغ او ویا در اگرصورتی که پسر نداشت نزدیک‌ترین خویشاوند مردمذکّر شوهرش بود».<ref name="ویسه‌هوفر، ۱۳۸۰: ۲۲۴"/>
زن در ایران ساسانی از هودهحق ی خاوندیمالکیت درست همچو مرد برخوردار بود. به گونه‌ای که به هنگام جدایی از همسر (البته با اجازه مرد) و زناشوییازدواج با مرد دیگر، دارایی‌های ازمنسوب آنبه او از شوهر نخست ستانده می‌شد. سرپرستیحضانت فرزندان نیز با مرد بود که می‌توانست آن را به شوهر نوین زن بدهد.<ref>ویسهوفر، یوزف، ۱۳۸۰، ایران باستان، مرتضی ثاقب فر، تهران: نشر ققنوس، صفحه 224</ref>
[[انسان‌شناسی|انسان‌شناسان]] باورمندندمعتقدند «چندشوهری در فرهنگ‌هایی رواگرواج دارد که زندگی در آن‌ها دشوار است، زمین کمیاب است و داشتن یک همسر خوددر یکواقع گونهیک اینوع بار اقتصادی افزوده به‌شمار می‌آید».<ref>کوئن، بروس،1384، درآمدی بر جامعه‌شناسی، محسن ثلاثی، تهران:نشر توتیا. صفحه 124</ref> پیراموندر مورد هازمانجامعه ایران در روزگارعصر ساسانی شاید بتوان این برآیندنتیجه را بازگوعنوان کرد که از راهطریق چندشوهری زن و زایشتولّد فرزند پسری که جانشین داتستانیقانونی مرد شمردهمحسوب می‌شد، شایندیامکان نگهداشتحفظ دارایی‌ها و سرمایهاموال پایندانیتضمین می‌شد.<ref name="ReferenceB"/>
 
طبقات و لایه های مردمان روزگاردوران ساسانی برپایهبنابر اوستا این چنینعبارت بودند از: روحانیون، یا همان موبدان [[ارتشتاران‌سالار|ارتشتاران]][[واستریوشان‌سالار|، واستریوشان]] (گله‌داران و کشاورزان) و دیوان‌سالاران.<ref name="ReferenceC"/> این لایهطبقات های مردمانی هازماناجتماعی آشکارا گروه‌هایی مردانه‌اند. با نگرشتوجه به اینکه همه اوستاشناسان هم‌داستان‌اند که اوستا در ۱۲۰۰ تا ۴۰۰ پیش از میلاد نگاشته شده و تنها بر سر نبشته شدنمکتوب‌شدن آن با دبیرهٔ کنونی‌اش – دین دبیره – در دوران ساسانی گفتگوبحث شده، هویدابدیهی است که این لایه هاطبقات و ساماندهیتدوین این دستگاهنظام مردسالارانهٔ دینی، دست کم نیم‌هزاره پیش از ساسانیان وجود داشته‌است.
با این همه باید اذعان کرد که در کتاب‌های زند و پازندتفسیر که همه در زمانهدوره ساسانی نگاشته شده‌اند، همین نگاه مردانه به هازمانجامعه یکسرهکاملاً واکردبازتعریف و سامان‌مند شده‌است. از شمار اینکهجمله در نبیگکتاب پهلوی شایست نشایست، چهار ردهدرجه مهتری پیداییتشخیص داده شده‌است: «خانه‌خدایخانه‌خدا (مردِ خانه)، کدخدایکدخدا (مردِ روستا) و زنتو خدایایلخان (مرد خاندانقبیله)، فرمانروا (مرد کشور)».<ref name=ToolAutoGenRef3>مزداپور، کتایون. ۱۳۶۹. شایست ناشایست: متنی به زبان پهلوی ساسانی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران</ref>
نوشتارهایآثار دینی برهه یدوره ساسانی در نگاه به زن و مرد یکسره و آزگاراکاملاً یک‌دست نیستند. برای نمونه، با اینکه همه جا گفته‌شده‌است که تکال (مجرّد) بودن و دوری از همسرگزینی، در فرهنگ زرتشتی دوره ساسانی بزرگ‌ترین گناه و شایدحتی بزهجرم به‌شمار می‌رفته‌است، ولی نویسنده کتاب شایست نشایست می‌نویسد، زن شوهر نکرده گناهکار است و نه مرد بی‌زن.
در نویسهمتنِ پهلوی خسرو و ریدگ، زمانی که خسرو از خوش‌آرزو در بارهمورد زنان می‌پرسد وی چنین پاسخجواب می‌دهد: «بهترین زن آن است که پیوسته در اندیشهٔ عشق و مهربانیمحبت به مرد باشد انیا (اما) از نگرحیث تناندام و اندامهیئت نیکوترین زنان کسی است که بالایی میانه و سینهٔ فراخ و سر و سرین و گردنی خوش ساخت و پاهایی خُرد و کمری باریک و کف پایی کاو و تورفتهمقعر و انگشتانی کشیده و تنی نرم و استوار دارد. باید که سینه‌اش چون بِه، ناخنش چون برف سپید، رنگش سرخ چون انار و چشمش بادامی بزرگ و پوستش نرم مانند کَرک‌بره و ابروانش چون کمان و [[دندان ادمانسان|دندان‌]]<nowiki/>هایش سفید و باریک گونهظریف و گیسوانش سیاهِ سرخمایل به گونسرخی و بلند و هرگز گستاخ سخن نراند.»<ref name=ToolAutoGenRef3/>
 
تاکنون آمار و نمونه‌ای از انجاماِعمال خشونت تنیفیزیکی مردان برعلیه زنان، پیدامشخص نشده‌است. به نگرنظر می‌رسد پیراداریکنترل زنان و انجاماعمال زورقدرت مردانه به ریختیشکلی باریکانهظریف و نمادین انجامصورت می‌گیرد، ولیاما به ریختشکلی نیرومند و گسترده، سراسرتمام بخشها و گوشه هایجنبه‌های زندگی هازمانیکاجتماعی این روزگاردوران را زیر کنشتحت خودتأثیر جایقرار می‌دهد.<ref name="ReferenceB"/>
 
بارتولومه می‌نویسد: حتاحتی آموزش دانشعلم و فن دادرسی (حقوق) در میان زنان روزگارعصر ساسانی بیگانه و ناآشنانامأنوس نبوده‌است و گمان نمی‌رود که این دلبستگیعلاقه به آموزش، در بارهمورد رشته‌های همگانیعمومی تر و کمترغیر ویژهاختصاصی‌تر گشتهکمتر باشیدهموجود بوده باشد. زن می‌توانسته در دادگاه به سود خود دادخواهیاقامهٔ دعوا کند. در نمونه هایموارد فراوانی گزارش شده‌است که شوهر هوده فروگیریحقّ (تصرف) در بخش پیداییمعینی از داراییاموال خانوادگی یا بهای آن را به زن خود واگذار کرده‌است…. در یک نمونهمورد شنیدنیجالب دیگر می‌خوانیم که مردی با دو زن پیمانیقرادادی می‌بندد که یک «شرکت سهامی تجاری» سازمانتشکیل دهند و در این شرکت (انبازی) هر یک از سه سوی پیمانطرف دارای هوده و بهرهحقوق برابر باشند. بجزبه هودهاستثنای گسیختنحق (فسخ) پیمانقرارداد که برای مرد باقی می‌ماند. از آنچه که بنمایه هامنابع و آبشخورهامآخذ با اوستامی (اطمینان) خاطر در دسترساختیار ما می‌گذارند، می‌توانید نگاهملاحظه کنید که زن در [[امپراتوری]] ساسانی، براستیجدا راه پیشرفتتعالی و خودگردانی هودگانی واستقلال داتستانیحقوقی خود را می‌پیموده و نیز بخش بزرگی از این راه را در پشت سر داشته‌است.<ref name="ToolAutoGenRef2">بارتولومه، زن در حقوق ساسانی، ترجمه صاحب الزمانی 1337: صفحهٔ ۲۲</ref>
 
بغ‌نسک آشکاراصریحاً از آموزش زن در فنّ خانه‌داری می‌گویدبحث می‌کند. با این همه به باور [[کریستن سن|کریستن‌سن]]، زنانِ خانواده‌های مهتران،ممتاز، آموزش‌های بسیار ژرف و گستردهعمیق در دانش به دست می‌آوردند. این جستارمطلب از نبیگکتاب [[ماتیکان هزار دادستان|ماتیکان هزار دادِستان]] به دست می‌آید و آن این است: «یکی از دادوران در زمانی که به دادگاه می‌رفت، پنج زن او را دربر گرفتند و یکی از آن‌ها پرسش‌هایی از او نمود دربارهٔ برخی از موارد ویژه در فرنامبحث گرو و پایندانی (ضمانت). همین که به واپسین پرسش رسید، دادور پاسخی نداشت. آنگاه یکی از زنان گفت: ای استاد، مغزت را از بهر این بیهودهبابت خسته مکن! و بی‌تعارف (سلا) بگو نمی‌دانم! افزونبه بر اینعلاوه ما خود پاسخ آن را در تفسیری (پازندی) که مغان اندرزبد نوشته‌است، خواهیم یافت.<ref>کریستن‌سن، آرتور. 1389. ایران در زمان ساسانیان، نگاه، صفحه 406</ref>
[[تورج دریایی]]، (استاد تاریخ دانشگاه کالیفرنیا) با انتقاد از نگاه [[فمینیسم|فمینیستی]] به تاریخ ساسانی، می‌گوید، با زنان رفتاری جداگانه نباید داشت، چون آنان نیز بخشیجزئی از هازمان و جامعه بودند و بر پایه لایه وحسب طبقه‌ای که به آن بستگیتعلق داشتند، از همان هودگان حقوق و برتریهاییامتیازاتی که آیین زرتشت برای همه هازمانکلّ جامعه و هر لایه و طبقه در نگرنظر می‌گرفت، برخوردار می‌شدند.<ref>دریایی، تورج. 1387. شاهنشاهی ساسانی، مرتضی ثاقب‌فر، ققنوس، تهران، 1387: 156</ref>
 
== رسوم ازدواج ==
۵۴٬۹۲۶

ویرایش