تفاوت میان نسخه‌های «شیخ فضل‌الله نوری»

جز
ویرایش خودکار: اصلاح برچسب‌های نادرست
برچسب‌ها: متن دارای ویکی‌متن نامتناظر ویرایش‌گر دیداری
جز (ویرایش خودکار: اصلاح برچسب‌های نادرست)
فضل‌الله نوری تحصیلات ابتدایی را در [[بلده]] (دهکده‌ای کوهستانی در [[شهرستان نور]] مازندران) آغاز کرد. پس از آن به [[تهران]] مهاجرت کرد و تحصیلات خویش را تا پایان [[دوره سطح]] در آنجا ادامه داد.
 
در مدرسه علمیه مروی (تهران) شاگرد میرزا ابوالقاسم کلانتری (۱۲۳۶–۱۲۹۲ ق) فرزند میرزا محمدعلی نوری فرزند میرزا هادی نوری مازندرانی بود.<ref>میرزا ابوالقاسم تهرانی در ۱۲۷۷ق به تهران بازگشت و مرجع امور دینی و علمی شد. علما در مجلس درس او در مدرسه مروی حاضر می‌شدند، از جمله: فرزندش میرزا ابوالفضل تهرانی، سید حسین<span title="صدرالشعرا" class="CheckDictation-marked CheckDictation-marked-صدرالحفاظ" id="tool-.D8.B5.D8.AF.D8.B1.D8.A7.D9.84.D8.AD.D9.81.D8.A7.D8.B8" style="background-color: rgb(255, 200, 145);"> صدرالحُفّاظ </span>قمی، شیخ فضل اللّه نوری، شیخ عبدالنبی نوری، شیخ حسنعلی تهرانی و شیخ محمدصادق تهرانی بُلُّور. - بخشی از زندگی علامه آشتیانی به‌روایت خودش - خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- " شیخ مهدی مازندرانی"، که در معقول از شاگردان "آقا میرزا حسن کرمانشاهی " و "آقا میر شهاب‌الدین تبریزی" و در منقول از شاگردان " شیخ فضل‌الله نوری" و آقا "سیدعبدالکریم مدرس" و "آقا سیدمحمد کاظم یزدی" و "شیخ الشریعه اصفهانی" بود.</ref><ref>شریف رازی، ص۲۲۱.</ref>
 
او به همراه دایی خود حسین [[محدث نوری]] به نجف رفت و نزد [[میرزا حبیب‌الله رشتی]] و [[محمدتقی رازی]]<ref>زندگانی شیخ فضل‌الله نوری - hawzah.net - پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه</ref><ref>[[محمدتقی رازی]] [[اصفهانی]] یا راضی بن محمد شاگرد [[جعفر کاشف‌الغطا]]، معروف به فقیه عراق است؟ (قابل تحقیق).</ref> به تحصیل پرداخت و بعد از مدتی در درس [[میرزای شیرازی]] شرکت کرد. با مهاجرت میرزای شیرازی به [[سامرا]] فضل‌الله نوری نیز با او راهی سامرا شد.
=== مخالفت با قانون اساسی ===
[[پرونده:نقاشی شیخ فضل الله نوری در تکیه معاون الملک - panoramio.jpg|220px|چپ|بندانگشتی|نقاشی شیخ فضل‌الله نوری بر روی کاشی در عباسیه [[تکیه معاون الملک]]]]
[[عبدالله نصری]] در ''[[رویارویی با تجدد]]'' می‌نویسد: شیخ فضل‌الله که همواره با تدوین [[قانون اساسی]] مخالفت می‌کرد در اواخر دوران تحصن خود ناگزیر شد تا بر لزوم تکمیل قانون اساسی اصرار بورزد. در یکی از لوایح او اینچنین ذکر می‌کند:<ref name="ToolAutoGenRef1">نصری ع. ''رویارویی با تجدد''. تهران؛<span title="نشرم" class="CheckDictation-marked CheckDictation-marked-نشرعلم" id="tool-.D9.86.D8.B4.D8.B1.D8.B9.D9.84.D9.85" style="background-color: rgb(255, 200, 145);"> نشرعلم.</span> ۱۳۸۶. ج اول ص ۳۸۹</ref>
 
{{نقل قول|مجلس شورای ملی و اجتماع وکلا و مبعوثین در آن، و مقصد رفع ظلم و نشر عدالت و اصلاح مملکت، بدون نظامنامه [قانون اساسی] که عموم اهالی و حکام و کارگزاران ممالک به آن رویه حرکت نمایند، چگونه تصور می‌شود. تدبیر منزلی، که اول مرحلهٔ حکمت عملی است، بدون دستور نمی‌شود، تدبیر مملکتی، چگونه بدون قانون ممکن خواهد بود.}}
 
=== عدالتخانه ===
نوری اصلاح امور را با تأسیس مجلسی با عنوان عدالتخانه میسر می‌دانست. در واقع نوری به دنبال تأسیس نهادی بود که از این طریق جلوی بی‌عدالتی‌ها را بگیرد.<ref>نصری ع. ''رویارویی با تجدد''. تهران؛<span title="نشرم" class="CheckDictation-marked CheckDictation-marked-نشرعلم" id="tool-.D9.86.D8.B4.D8.B1.D8.B9.D9.84.D9.85" style="background-color: rgb(255, 200, 145);"> نشرعلم.</span> ۱۳۸۶. ج اول ص ۳۹۲</ref>
 
=== مخالفت با وکالت ===
نوری دخالت در امور عامه را از باب ولایت می‌دانست نه وکالت. از این روی نمایندگان را به عنوان وکیل مشروع نمی‌دانست.<ref>نصری ع. ''رویارویی با تجدد''. تهران؛<span title="نشرم" class="CheckDictation-marked CheckDictation-marked-نشرعلم" id="tool-.D9.86.D8.B4.D8.B1.D8.B9.D9.84.D9.85" style="background-color: rgb(255, 200, 145);"> نشرعلم.</span> ۱۳۸۶. ج اول ص ۳۹۳</ref>
 
{{نقل قول| مگر نمی‌دانید که در امور عامه وکالت صحیح نیست، این باب ولایت شیعه‌است. یعنی تکلم در امور عامه و مصالح عمومی ناس مخصوص است به علیه‌السلام یا نواب عام او و ربطی به دیگران ندارد و دخالت غیر آن‌ها در این امور حرام و غصب نمودن مسند پیغمبر (ص) و علیهم‌السلام است.<ref>رسائل مشروطیت، ص ۱۸۴</ref>}}