تفاوت میان نسخه‌های «عباس امیرانتظام»

جز
بدون خلاصه ویرایش
جز
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری ویرایش پیشرفته تلفن همراه
 
== پیشینه امیرانتظام ==
امیرانتظام از هواداران [[محمد مصدق]] بود و پس از [[کودتای ۲۸ مرداد]] به [[نهضت مقاومت ملی]] پیوست .امیرانتظام اما آن‌گونه که خود اذعان می‌دارد در سال 1336۱۳۳۶ برای استحکام دولت پس از کودتا ارائه طریق می‌کند: <blockquote>در سال 1336۱۳۳۶ به شاه یک پیشنهادی دادم که کپی آن را الانالآن هم دارم. من در آن جاآنجا پیشنهاد ایجاد سپاه کار و دانش و کشاورزی، صنعت و... داده بودم که این موارد را بعدها به عنوان منشور شاه در ستون‌هایی که وسط میادین شهرهای ایران می‌ساختند به نام شاه می‌نوشتند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=ناگفته‌های انقلاب 57، عباس امیر انتظام ،ص117}}</ref></blockquote>او از اعضای فعال آن سازمان بود و با رهبران آن به ویژه مهدی بازرگان ارتباط نزدیک داشت.
 
اما در روایتی دیگر از زبان خود او سه ماه بعد از تأسیس نهضت و عضویت وی در آن با اخذ بورسیه‌ای از فرانسه برای ادامه تحصیل راهی این کشور می‌شود. وی چه در مدت اقامت در پاریس، چه در شهرهای مختلف آمریکا تا سال 1349۱۳۴۹ هیچ‌گونه فعالیت اجتماعی یا سیاسی نداشته است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=ناگفته‌های انقلاب57،، عباس امیرانتظام ، ص49}}</ref>
 
روابط او با بازرگان از دانشگاه تهران شروع شده بود، زمانی که بازرگان استاد و رئیس دانشکده فنی بود و امیرانتظام دانشجوی وی مورد احترام و اعتماد بازرگان بود.
 
درکتاب نیم‌ قرن خاطره و تجربه، خاطرات مهندس [[عزت‌الله سحابی]] اما میخوانیممی‌خوانیم:<blockquote>آقای امیرانتظام در خاطرات خود اشاره‌ای به این مطلب نموده است که در سال 57۵۷ روزی در خیابان به طور اتفاقی... مهندس بازرگان را دیده است و با هم صحبت‌هایی داشته‌اند و از آن پس با ایشان همکاری نموده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نیم‌ قرن خاطره و تجربه، خاطرات مهندس عزت‌الله سحابی، جلد دوم، انتشارات خاوران، پاریس، سال 1392/2013م، صص8-97}}</ref></blockquote>و در جریان انقلاب ۱۳۵۷ ایران به عنوان نماینده بازرگان با [[شاپور بختیار]] مذاکره کرد و سرانجام بختیار را متقاعد کرد تا از نخست‌وزیری استعفا بدهد.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= امیرانتظام|نام=عباس |کتاب=آن سوی اتهام | ناشر=نشر نی |سال=1379 |شابک=}}</ref>
 
اما طبق آنچه در کتاب ابراهیم یزدی آمده است، توافق امیرانتظام با بختیار به‌ این شکل بود که آنهآنها تنها در صورتی استعفای بختیار را منتشر کنند که در ملاقات با آقای خمینی وی مأمور تشکیل دولت موقت برای فراهم آوردن زمینه رجوع به آرای مردم شود.<ref name=":2">{{یادکرد کتاب|عنوان=آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، دکتر ابراهیم یزدی، انتشارات قلم، ویرایش دوم، ص316}}</ref>
 
که آقای خمینی در مخالفت با این پیشنهاد اینگونه اظهار میداردمی‌دارد:<blockquote>آن‌چهآنچه ذکر شده است که شاهپور را با سمت نخست‌وزیری من می‌پذیرم دروغ است بلکه تا استعفا ندهد او را نمی‌پذیرم چون او را قانونی نمی‌دانم. حضرات آقایان به ملت ایران ابلاغ و اعلام فرمایید که توطئه‌ای است در دست اجرا و از این امور جاریه گول نخورید. من با بختیار تفاهم نکرده‌ام و آن‌ چهآنچه سابق گفته است که گفت‌وگو بین او و من بوده دروغ محض است. ملت باید موضع خود را حفظ کنند و مراقب توطئه‌ها باشد<ref name=":2" /></blockquote>وی در زمان نخست‌وزیری مهدی بازرگان، چندین مسئولیت از جمله معاونت نخست‌وزیری و سخن‌گویسخنگوی دولت را بر عهده داشت. این امر موجب اعتراض و دلخوری و حساسیت تعداد زیادی از اعضای نهضت آزادی شد.
 
آقای سیدمحمدمهدی جعفری یکی از اعضای نهضت در خاطراتش در این زمینه می‌نویسد: <blockquote>آقای امیرانتظام که سخنگوی دولت بود، سخت مورد انتقاد ما بود. ایشان مسائل ابتدایی اسلامی و مکتبی را نمی‌دانست... ما از مهندس بازرگان انتقاد کردیم و گفتیم: شما چرا چنین کسی را به عنوان سخنگوی دولت تعیین کرده‌اید؟ سخنگوی دولت کیست؟ چه سابقه‌ای در مبارزه دارد... امیرانتظام در نهضت مقاومت ملی بود و در اوایل تشکیل نهضت آزادی هم عضو بود، اما بعداً به آمریکا رفت و کار خاصی هم تا انقلاب نکرده بود. پس از مشورت با آیت‌الله طالقانی ما بار دیگر بیانیه‌ای در نقد عملکرد امیرانتظام با امضای نهضت آزادی صادر کردیم و در آن گفتیم که آقای امیرانتظام... اصلاً فرد مناسبی برای سخنگویی دولت انقلاب نمی‌باشد. به دنبال فشار ما مهندس بازرگان ناچار شد امیرانتظام را از معاونت نخست‌وزیری بردارد و به عنوان سفیر ایران در سوئد تعیین کند... پس از مدتی شنیدیم که در سوئد نیز ایشان همان تشریفات دوره سلطنتی را اجرا کرده و مثلاً با کالسکه به حضور پادشاه سوئد بار یافته... ما به هرحال با دولت مهندس بازرگان بر سر آقای امیرانتظام توافقی نداشتیم.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=همگام با آزادی، خاطرات شفاهی دکتر سیدمحمدمهدی جعفری، جلد دوم، نشر صحیفه خرد، سال 1389، صص9-498}}</ref></blockquote>امیرانتظام یکی از مخالفین [[ولایت فقیه]] بود و برای جلوگیری از تصویب ولایت فقیه، طرح انحلال [[مجلس خبرگان قانون اساسی]] را ارائه داد که مورد تأیید بازرگان و اکثریت<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=یادآور|کد زبان=|تاریخ=۴ اسفند ۱۳۹۵|نشانی=http://www.isna.ir/news/92111409768/|عنوان=وعده آب وبرق مجانی}}</ref> قاطع وزرا قرار گرفت، اما با واکنش [[روح‌الله خمینی]] و هوادارانش، به سرانجام نرسید. او هم‌چنین به عنوان سفیر ایران در [[اسکاندیناوی]] و نماینده ویژه رئیس دولت در مذاکره با کشورهای [[اتحاد جماهیر شوروی]] و [[آمریکا]] فعالیت کرده‌است.
در زمانی که امیرانتظام به عنوان سفیر در اسکاندیناوی مشغول کار بود، پس از [[گروگان‌گیری در سفارت ایالات متحده آمریکا]]، او را به ایران احضار کردند و به اتهام ارتباط با آمریکا محاکمه کردند. [[دانشجویان مسلمان پیرو خط امام|دانشجویان تسخیرکننده سفارت آمریکا]] معتقد بودند که وی جزو عوامل آمریکا در دولت موقت بود.
 
یکی از شواهدی که ضد او مطرح شد این بود که [[سفیر ایالات متحده آمریکا در ایران|سفیر آمریکا]] در نامهٔ خود به او، نوشته «آقای عباس امیرانتظام عزیز» در حالی که به‌کارگیری واژهٔ ''عزیز'' جزءجزو عُرف [[روابط بین‌الملل]] است.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=کاتوزیان |نام= همایون|کتاب=ایرانیان | ناشر= |سال= |شابک=}} - دو فصل آخر این کتاب در ایران سانسور شده اما کاتوزیان آن دو را در سایت رسمی خود منتشر کرده و در فصل یکی مانده به آخر (عنوان فصل: جمهوری اسلامی) به بررسی این موضوع پرداخته. سایت رسمی همایون کاتوزیان: homakatouzian.com</ref> امیرانتظام به [[اعدام]] محکوم شد اما با تلاش‌های بازرگان، حکم او به [[حبس ابد]] تقلیل یافت. در چند سال اخیر به دلیل شدت بیماری و نیز جراحی‌های پی‌درپی، در خانهٔ خود تحت نظر و محصور بود.<ref>مصاحبهٔ عباس امیرانتظام با برنامهٔ «صفحهٔ آخر» صدای آمریکا</ref> او خواستار تغییر نظام سیاسی ایران از طریق برگزاری همه‌پرسی بود و از مخالفین مهم جمهوری اسلامی به حساب می‌آمد.{{مدرک}} او در کتاب "ناگفته های انقلاب 57۵۷ "مینویسدمی‌نویسد:<blockquote>آمریکا به قدرت منحصر به فرد تبدیل شده. صلح اعراب و اسرائیل آخرین چیزی است که باقی مانده است و آن هم به نظر می‌آید در آینده‌ای نه چندان دور انجام گیرد... طبق این برنامه نظام جمهوری اسلامی ایران هم باید برود. چون نظام مذهبی نمی‌تواند سازنده باشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=ناگفته های انقلاب 57 ، عباس امیرانتظام ، ص 83}}</ref></blockquote>
 
== زندگی‌نامه ==