آستانه حسی: تفاوت میان نسخه‌ها

ابرابزار / بازخوانی و اصلاح متن
(در دست بررسی)
(ابرابزار / بازخوانی و اصلاح متن)
{{AfC submission|R||ts=20210625101141|u=اربابی دوم|ns=118|demo=}}
{{پیش‌نویس‌های منتقل‌شده از فضای نام اصلی|date=ژوئن ۲۰۲۱}}
[[پرونده:Refraction-with-soda-straw.jpg|بندانگشتی|چپ|ادعا شده که یک قاشق چای خوری شکر، در ۹ لیتر آبآب، ،حداقلحداقل لازم برای کشف حسی طمعطعم شیرینی در محلول آب است!]]
<!-- نکته: صفحه‌های زیر پیش از انتقال به پیش‌نویس، به [[آستانه_حسی]] تغییرمسیر داشتند:
آستانه'''آستانهٔ حسی''' (به انگلیسی: {{Lang-en|Sensory Threshold}}) در دانش [[روان فیزیک]] ، ضعیفترینضعیف‌ترین محرک محسوس است .است؛ مگر در مواردمواردی خاص که تعریف دیگری ارائه شده باشدشده‌باشد. معمولاً ضعیفترینضعیف‌ترین محرک محسوس، ضعیفترینضعیفت‌رین محرکی منظوردر میشودنظر کهگرفته می‌شود که در نیمی از موارد، کشف شده باشدشده‌باشد.
*[[آستانه حسي]]
*[[استانه حسی]]
*[[آستانهٔ حسی]]
-->
== آستانه حسی ==
[[پرونده:Refraction-with-soda-straw.jpg|بندانگشتی|چپ|ادعا شده که یک قاشق چای خوری شکر، در ۹ لیتر آب ،حداقل لازم برای کشف حسی طمع شیرینی در محلول آب است!]]
آستانه حسی(به انگلیسی: Sensory Threshold) در دانش [[روان فیزیک]] ، ضعیفترین محرک محسوس است . مگر در موارد خاص که تعریف دیگری ارائه شده باشد. معمولاً ضعیفترین محرک محسوس، ضعیفترین محرکی منظور میشود که در نیمی از موارد، کشف شده باشد.
در قرن ۱۷ میلادی فلاسفه [[تجربه گرایی]] مانند [[جان لاک]] معتقد بودند که ذهن انسان نظیر لوحه ای نا نوشته است . محرکهای حسی روی این لوحه، اثراتی به‌جای میگذارند ؛ و تنها این اثرات باقی مانده بر لوحه، همه تجارب ما را تشکیل میدهند. <ref>psychology Henry Gleitman,international student edition,the passive perceiver. page.135</ref> بعد ها در قرن ۱۸ میلادی فلاسفه دیگری مانند [[ایمانوئل کانت]] از دیدگاه [[عقل گرایی]] این ادعا را مورد انتقاد قرار دادند. کانت معتقد بود که ذهن انسان یک لوحه
نانوشته نیست. بلکه لوحه ای است که از قبل الگوهایی روی آن نقش بسته اند. محرکهای حسی، تنها در حدود این الگوهای از قبل تنظیم شده، ثبت میگردند؛ و تجارب ما را میسازند. <ref>psychology Henry Gleitman,international student edition,the active perciever.page 136</ref> این مباحث فلسفی بعدها دستمایه ای شد برای [[ارنست هاینریش وبر]] تا مطالعات آزمایشگاهی خود را پیرامون این عقاید آغاز کند.
اگر کسی در کوله پشتی شما یک سنگ نیم کیلویی قراردهد و شما از این تغییر بی خبر باشید. آیا وقتی کوله را از زمین برمی‌دارید متوجه خواهید شد؟ البته اگر کوله پشتی شما از قبل خالی بوده باشد ؛ کشف نیم کیلو وزن اضافه، ساده است. اما اگر از قبل کوله پشتی شما ۲۰ کیلو بار شده باشد؛ این اضافه وزن قابل توجه نیست. این تفاوت در زمینه قبلی و تناسب آن با حداقل تفاوت محسوس، اولین بار توسط [[ارنست هاینریش وبر]] مورد تفحص قرار گرفت. تفکرات او پیرامون چگونگی تعیین و تعریف آستانه حسی منجر به ایجاد تقسیماتی جدید و ابداع اصطلاحات جدیدی شد. <ref>psychology Henry Gleitman,international student edition,sensory thresholds. page 137</ref>
در ادامه برای اندازه گیری ارتفاع آستانه در مورد هر یک از حواس اصلی ، روشهایی توسط وبر و دیگران تکامل یافتند.
تا به حال چندین نوع مختلف، آستانه حسی پیشنهاد شده اند .پیش از [[ارنست هاینریش وبر]]، بین آستانه حسی و انواع مختلفی که زیر مجموعه آستانه حسی محسوب میشوند تفاوتی تعریف نشده بود.
 
در قرنسدهٔ ۱۷ میلادیمیلادی، فلاسفهفلاسفهٔ [[تجربه گراییتجربه‌گرایی]] مانند [[جان لاک]] معتقد بودند که ذهن انسان نظیر لوحهلوحه‌ای ای نا نوشتهنانوشته است . محرکهایمحرک‌های حسی روی این لوحه، اثراتی به‌جای میگذارند ؛می‌گذارند؛ و تنها این اثرات باقی مانده بر لوحه، همه تجارب ماانسان را تشکیل میدهندمی‌دهند. <ref>psychology Henry Gleitman,international student edition,the passive perceiver. page.135</ref> بعد هابعدها در قرنسدهٔ ۱۸ میلادی فلاسفهفلاسفهٔ دیگری مانند [[ایمانوئل کانت]] از دیدگاه [[عقل گرایی|عقل‌گرایی]] این ادعا را مورد انتقاد قرار دادند. کانت معتقد بود که ذهن انسان یک لوحهلوحهٔ نانوشته نیست. بلکه لوحه‌ای است که از قبل الگوهایی روی آن نقش بسته‌اند. محرک‌های حسی، تنها در حدود این الگوهای از قبل تنظیم‌شده، ثبت می‌گردند؛ و تجارب انسان را می‌سازند.<ref>psychology Henry Gleitman,international student edition,the active perciever.page 136</ref> این مباحث فلسفی بعدها دستمایه‌ای شد برای [[ارنست هاینریش وبر]] تا مطالعات آزمایشگاهی خود را پیرامون این عقاید آغاز کند.
از جمله:
 
اگر کسی در کوله پشتیکوله‌پشتی شما یک سنگ نیم کیلویی قراردهدقرار دهد و شما از این تغییر بیبی‌خبر خبرباشید، باشید.در آیاصورتی وقتیکه کوله را از زمین برمی‌دارید متوجه خواهید شد؟ البته اگر کوله پشتیکوله‌پشتی شما از قبل خالی بوده باشد ؛باشد؛ کشف نیم کیلو وزن اضافه، ساده است. اما اگر از قبل کوله پشتی شما ۲۰ کیلو بار شده باشد؛ این اضافه وزن قابل توجه نیست. این تفاوت در زمینه قبلی و تناسب آن با حداقل تفاوت محسوس، اولین بار توسط [[ارنست هاینریش وبر]] مورد تفحص قرار گرفت. تفکرات او پیرامون چگونگی تعیین و تعریف آستانهآستانهٔ حسی منجر به ایجاد تقسیماتی جدید و ابداع اصطلاحات جدیدی شد. <ref>psychology Henry Gleitman,international student edition,sensory thresholds. page 137</ref>
* '''آستانه مطلق''': ضعیفترین محرک محسوس
 
در ادامه برای اندازه گیریاندازه‌گیری ارتفاع آستانه در مورد هر یک از حواس اصلی ،اصلی، روشهایی توسط وبر و دیگران تکامل یافتند.
* '''آستانه تشخیص''': ضعیفترین محرکی که نه تنها وجودش کشف شود بلکه نوعش تعیین شود.
*'''آستانه تفاوت''': ضعیفترین سطح تغییر در شدت یک محرک که دستگاه حسی قادر به کشف آن باشد.(حداقل تفاوت قابل توجه / به انگلیسی: just noticeable difference)
* '''آستانه نهایی''': سطحی از شدت یک محرک که پس از آن هیچ تفاوتی با افزایش شدت محرک، حس نشود.در بعضی دیگر از زبانها سابقاً (سقف نهایی) نامیده میشد.<ref>sublime_1 adjective - Oxford Learner's Dictionaries</ref><ref>Sensory threshold - Wikipedia</ref>
در ادامه ، این تحقیقات و مباحث بین وبر و دیگران منجر به پیشنهاد قانونی شد. قانونی که پس از تکمیل توسط [[گوستاو تئودور فخنر|گوستاو تئودور فچنر]] بمنظور قدرشناسی از زحمات [[ارنست هاینریش وبر]]، ( [[قوانین وبر فخنر|قوانین وبر فچنر]] به انگلیسی:Weber–Fechner ) نامگذاری شد.
 
تا به حال چندین نوع مختلف، آستانهآستانهٔ حسی پیشنهاد شدهشده‌اند. اند .پیش از [[ارنست هاینریش وبر]]، وبر، بین آستانه حسی و انواع مختلفی که زیر مجموعهمجموعهٔ آستانهآستانهٔ حسی محسوب میشوندمی‌شوند تفاوتی تعریف نشده بود.
== آستانه مطلق ==
آستانه مطلق در اصل ضعیف‌ترین محرک محسوس را گویند. اما در عمل چون حس یک محرک، مانند شنیدن یک صدا، می‌تواند دچار خطا شود. محسوس بودن، بعنوان حس محرک، به‌صورت محسوس بودن در نیمی از موارد تعریف شده‌است.
یک محرک حسی، مانند: نور، صدا، طعم، بو، زبری و غیره تنها زمانی توسط دستگاه عصبی قابل کشف است؛ که دارای شدت خاصی باشد. برای مثال اگر درجه حرارت اتاقی را تنها ۱ درجه افزایش دهند؛ معلوم نیست که شخص تحت آزمایش، متوجه این تغییر بشود. توجه شخص تحت آزمایش به تغییرات محیطی وابسته به مجموعه ای ازعوامل است. هم عوامل مادی و هم عوامل ذهنی در محسوس بودن یک محرک تأثیر می‌گذارند. برای مثال اگر درجه حرارت اتاقی را ۵ درجه افزایش دهند؛ احتمال کشف این تغییر، به مراتب بیشتر است. اما درجه حرارت قبلی اتاق نیز روی این احتمال مؤثر است. کشف تفاوت ۱۰ و ۱۵ درجه معمولاً از تفاوت ۲۰ تا ۲۵ درجه آسان‌ تر است. در ضمن قضاوت حسی افراد، از نظر میزان حساسیت جسمی و نیز تجربه، متفاوت است. بعلاوه شرایط آزمایشی نیز می‌تواند روی قضاوت شخص تأثیر کند. برای مثال اگر از شخصی بخواهند، تغییری که در درجه حرارت اتاق حس می‌کند را گزارش دهد. طبیعتاً توجه این شخص به موضوع جلب خواهد شد. در یک وضعیت شرط‌بندی، دقت شخص شدیداً تحت تأثیر ذهنیتِ برد و باخت قرار خواهد داشت؛ بنابراین برای به حداقل رساندن چنین عوامل متغییری، راهکار ۵۰٪ منظور شده‌است؛ یعنی برای مثال صدایی محسوس محسوب می‌شود که نیمی از افراد در ۵۰٪ موارد، تحت شرایط مشابه گزارش دهند.
اولین مطالعات سیستماتیک برای تعیین آستانه‌های حسی توسط [[ارنست هاینریش وبر]]، پزشک و پیشگام روانشناسی تجربی در [[دانشگاه لایپزیگ]] انجام شد. آزمایش‌های وی برای تعیین آستانه‌های مطلق و تغییرات محسوس انجام شده بود. [[ارنست هاینریش وبر]] توانست آستانه مطلق و حس تغییر را از نظر آماری تعریف کند که منجر به ایجاد [[قوانین وبر فخنر|قوانین وبر فچنر]] و مفهوم «حداقل تفاوت محسوس» در توصیف آستانه حسی شد.
 
از جمله:
=== اندازه گیری و آزمایش آستانه های حسی ===
* '''آستانهآستانهٔ مطلق''': ضعیفترینضعیف‌ترین محرک محسوس
اندازه گیری آستانه های حسی نیاز به مقدماتی دارد. تا از تداخل عوامل نامربوط مادی و روانی تا حد ممکن بازداری شود. برای تعیین آستانه های حسی سه روش زمینه سازی معمول وجود دارد.
* '''آستانهآستانهٔ تشخیص''': ضعیفترینضعیف‌ترین محرکی که نه تنهانه‌تنها وجودش کشف شود بلکه نوعش تعیین شود.
* '''آستانهآستانهٔ تفاوت''': ضعیفترینضعیف‌ترین سطح تغییر در شدت یک محرک که دستگاه حسی قادر به کشف آن باشد. (حداقل تفاوت قابل توجه / به انگلیسی: just noticeable difference)
* '''آستانهآستانهٔ نهایی''': سطحی از شدت یک محرک که پس از آن هیچ تفاوتی با افزایش شدت محرک، حس نشود. در بعضی دیگر از زبانها سابقاً («سقف نهایی)» نامیده میشدمی‌شد.<ref>sublime_1 adjective - Oxford Learner's Dictionaries</ref><ref>Sensory threshold - Wikipedia</ref>
در ادامه ،ادامه، این تحقیقات و مباحث بین وبر و دیگران منجر به پیشنهاد قانونییک قانون شد. قانونی که پس از تکمیل توسط [[گوستاو تئودور فخنر|گوستاو تئودور فچنر]] بمنظور قدرشناسی از زحمات [[ارنست هاینریش وبر]]،وبر، ( [[قوانین وبر فخنر|قوانین وبر فچنر]] به انگلیسی:Weber–Fechner ) نامگذارینام‌گذاری شد.
 
*[[== آستانه حسي]]مطلق ==
'''۱)''' محدود کردن: در این روش ، شخص تحت آزمایش، ابتدا در معرض محرکی کاملاً محسوس قرار داده شده و سپس شدت محرک بتدریج کاهش داده میشود. تا زمانی که دیگر توسط شخص تحت آزمایش احساس نشود. دوباره شدت محرک بتدریح افزایش داده میشود تا شخص تحت آزمایش قادر به احساس محرک باشد. این مراحل بارها تکرار شده و میانگین یافته ها محاسبه میشود. میانگین حاصل، آستانه مطلق است.
آستانهآستانهٔ مطلق در اصل ضعیف‌ترین محرک محسوس را گویند. اما در عمل چون حس یک محرک، مانند شنیدن یک صدا، می‌تواند دچار خطا شود.شود، محسوس بودن،بودن بعنوانبه‌عنوان حس محرک، به‌صورت محسوس بودن در نیمی از موارد تعریف شده‌است.
 
یک محرک حسی، مانند: نور، صدا، طعم، بو، زبری و غیره تنها زمانی توسط دستگاه عصبی قابل کشف است؛است که دارای شدت خاصی باشد. برای مثال اگر درجهدرجهٔ حرارت اتاقی را تنها ۱ درجه افزایش دهند؛ معلوم نیست که شخص تحت آزمایش، متوجه این تغییر بشود. توجه شخص تحت آزمایش به تغییرات محیطی وابسته به مجموعهمجموعه‌ای ایاز ازعواملعوامل است. هم عوامل مادی و هم عوامل ذهنی در محسوس بودن یک محرک تأثیر می‌گذارند. برای مثال اگر درجهدرجهٔ حرارت اتاقی را ۵ درجه افزایش دهند؛دهند، احتمال کشف این تغییر، بهتغییر مراتببه‌مراتب بیشتر است. اما درجهدرجهٔ حرارت قبلی اتاق نیز روی این احتمال مؤثر است. کشف تفاوت ۱۰ و ۱۵ درجه معمولاً از تفاوت ۲۰ تا ۲۵ درجه آسان‌ ترآسان‌تر است. در ضمن قضاوت حسی افراد،افراد از نظر میزان حساسیت جسمی و نیز تجربه، متفاوت است. بعلاوهبه‌علاوه شرایط آزمایشی نیز می‌تواند روی قضاوت شخص تأثیر کندبگذارد. برای مثال اگر از شخصی بخواهند،بخواهند تغییری که در درجهدرجهٔ حرارت اتاق حس می‌کند را گزارش دهد.دهد، طبیعتاً توجه این شخص به موضوع جلب خواهد شد. در یک وضعیت شرط‌بندی، دقت شخص شدیداً تحت تأثیر ذهنیتِ برد و باخت قرار خواهد داشت؛ بنابراین برای به حداقل رساندن چنین عوامل متغییری، راهکار ۵۰٪ منظور شده‌است؛ یعنی برای مثال صدایی محسوس محسوب می‌شود که نیمی از افراد در ۵۰٪ موارد، تحت شرایط مشابه آن را گزارش دهند.
'''۲)''' محرک ثابت : در این روش ، یک محرک با شدت مختلف اما مشخص، در یک ترتیب تصادفی ارائه میشود. شخص تحت آزمایش در هر مورد، در صورت حس محرک، از طریق مثلاً اشاره سر و یا فشار دادن یک دگمه، گزارش میدهد.این روش برایارزیابی [[پایایی (آمار)| پایایی]] یافته های آزمایش اعمال میشود. دراین روش گزارشهای خطا و یا جعلی تا حدی شناسایی شده و اعتبار و جدّیت شخص تحت آزماش برآورد میشود.
 
اولین مطالعات سیستماتیک برای تعیین آستانه‌های حسی توسط [[ارنست هاینریش وبر]]،وبر، پزشک و پیشگام روانشناسی تجربی در [[دانشگاه لایپزیگ]] انجام شد. آزمایش‌های وی برای تعیین آستانه‌های مطلق و تغییرات محسوس انجام شده بود. [[ارنست هاینریش وبر]] توانست آستانه مطلق و حس تغییر را از نظر آماری تعریف کند که منجر به ایجاد [[قوانین وبر فخنر|قوانین وبر فچنر]] و مفهوم «حداقل تفاوت محسوس» در توصیف آستانهآستانهٔ حسی شد.
'''۳)''' عادی سازی: در این روش شدت محرک ،ابتدا مافوق آستانه بوده و محسوس نیست. سپس شدت محرک بتدریج ، تا حد محسوس کاهش داده میشود. تا جایی که محرک بوضوح حس شود. کاهش تدریجی شدت محرک همچنان ادامه پیدا میکند تا شخص بار دیگر قادر به حس محرک نباشد.<ref>Sensory threshold - Wikipedia</ref>
 
=== اندازه گیریاندازه‌گیری و آزمایش آستانه هایآستانه‌های حسی ===
اندازه[[پرونده:Braille گیریcloseup.jpg|بندانگشتی|حداقل آستانهتفاوت محسوس زبری در نوک انگشتان به مراتب کمتر از پشت بالاتنه است.]]اندازه‌گیری هایآستانه‌های حسی نیاز به مقدماتی دارد. تا از تداخل عوامل نامربوط مادی و روانی تا حد ممکن بازداریجلوگیری شود. برای تعیین آستانه هایآستانه‌های حسی سه روش زمینه سازیزمینه‌سازی معمول وجود دارد.:<ref>Sensory threshold - Wikipedia</ref>
 
'''۱)''' # محدود کردن: در این روش ،روش، شخص تحت آزمایش،آزمایش ابتدا در معرض محرکی کاملاً محسوس قرار داده شده و سپس شدت محرک بتدریجبه‌تدریج کاهش داده میشودمی‌شود. تا زمانی که دیگر توسط شخص تحت آزمایش احساس نشود. دوباره شدت محرک بتدریح افزایش داده میشودمی‌شود تا شخص تحت آزمایش قادر به احساس محرک باشد. این مراحل بارها تکرار شده و میانگین یافته هایافته‌ها محاسبه میشودمی‌شود. میانگین حاصل، آستانهآستانهٔ مطلق است.
 
'''۲)''' # محرک ثابت : در این روش ،روش، یک محرک با شدت مختلف اما مشخص، در یک ترتیب تصادفی ارائه میشودمی‌شود. شخص تحت آزمایش در هر مورد، در صورت حس محرک، از طریق مثلاً اشاره سربا وسر یا فشار دادن یک دگمه،دکمه، گزارش میدهدمی‌دهد. این روش برای برایارزیابیارزیابی [[پایایی (آمار)| پایایی]] یافته هاییافته‌های آزمایش اعمال میشودمی‌شود. دراین روش گزارشهایگزارش‌های خطا و یا جعلی تا حدی شناسایی شده و اعتبار و جدّیتجدیت شخص تحت آزماش برآورد میشودمی‌شود.
'''چند نمونه ثبت شده از آستانه مطلق'''
 
'''۳)'''# عادی سازی: در این روشروش، شدت محرک ،ابتداابتدا مافوق آستانه بوده و محسوس نیست. سپس شدت محرک بتدریجبه‌تدریج ،و تا حد محسوس کاهش داده میشودمی‌شود. تا جایی که محرک بوضوحبه‌وضوح حس شود. کاهش تدریجی شدت محرک همچنان ادامه پیدا میکندمی‌کند تا شخص بار دیگر قادر به حس محرک نباشد.<ref>Sensory threshold - Wikipedia</ref>
[[بینایی]] : شعله شمع در فاصله۳۰ مایلی (۴۸ کیلومتری) در یک شب تاریک و صاف
 
'''چند نمونهنمونهٔ ثبت شده از آستانهآستانهٔ مطلق'''
[[شنوایی]]: صدای تیک تاک ساعت در فاصله ۲۰ فوتی (۶٫۱ متری) در حین سکوت
 
[[بینایی]] : شعلهشعلهٔ شمع در فاصله۳۰ مایلی (۴۸ کیلومتری)فاصلهٔ {{Convert|48|km|mi|0}} در یک شب تاریک و صاف
[[چشایی]]: یک قاشق چای خوری شکر در ۲ گالون (تقریباً ۹ لیتر) آب
 
[[شنوایی]]: صدای تیک تاک ساعت در فاصلهفاصلهٔ ۲۰ فوتی (۶٫۱ متری){{Convert|20|ft|m|1|order=flip}} در حین سکوت
 
[[چشایی]]: یک قاشق چای خوریچای‌خوری شکر در ۲ گالون (تقریباً ۹ لیتر){{Convert|2|gal|l|1|order=flip}} آب
 
[[بویایی]]: یک قطره عطر در ۳ اتاق
 
[[لامسه]]: سقوط بال یک مگس از ارتفاع ۳ اینچی (تقریباً ۷٫۶ سانتیمتری){{Convert|3|in|cm|0|order=flip}} روی گونه
 
هرچند موارد حاضر دقیق نیستند؛ اما حداقل تفاوت محسوسی که بر اساس و مبدأ این یافتهیافته‌ها هابه‌دست بدست آمده اند؛آمده‌اند، همیشه نسبت ثابتی را نشان داده اند!داده‌اند.
 
تقویم ۱۹۶۲ میلادی <ref>psychology Henry Gleitman,international student edition,absolute thresholds. page 138</ref>
 
[[پرونده:Braille closeup.jpg|بندانگشتی|حداقل تفاوت محسوس زبری در نوک انگشتان به مراتب کمتر از پشت بالا تنه است.]]
== آستانه تشخیص ==
آستانهٔ تشخیص ضعیف‌ترین محرکی است که نه‌تنها وجودش کشف شود بلکه نوعش نیز تعیین شود. یک محرک حسی می‌تواند شدت پیدا کند؛ مثلاً افزودن قند بیشتر به شربت باعث افزودن مزهٔ شیرینی می‌شود. یکی از علل مهم حس کزدن شدت یک محرک، فعالیت شدید سلوهایسلول‌های حسی است. هر چه یک محرک قویتر باشد؛باشد، سلول حسی تحریک شده؛شده با سرعت بیشتری پیام عصبی به مغز ارسال می‌کند. دریافت تعداد زیادی پیام عصبی در زمانی کوتاه، در مغز،مغز بعنوانبه‌عنوان شدت محرک،محرک تفسیر می‌شود. اما در مورد تشخیص محرک، مسئله پیچیده‌تر است. بسیاری از دانشمندان معتقدند که تشخیص نوع یک محرک، تا حدودی یک پدیدهپدیدهٔ ذهنی محسوب می‌شود.
آستانه تشخیص ضعیفترین محرکی است که نه تنها، وجودش کشف شود بلکه نوعش تعیین شود.
 
یک محرک حسی می‌تواند شدت پیدا کند؛ مثلاً افزودن قند بیشتر به شربت باعث افزودن مزه شیرینی می‌شود. افزودن قند مصنوعی چطور؟ یا افزودن نمک؟ چگونه ما قادریم محلول قند و نمک که رنگی ندارند را از هم تمیز دهیم؟
در مورد مکانیزمهایسازوکارهای کشف و تشخیص محرکهایمحرک‌های حسی نظرات مختلفی وجود دارند. بیش از ۲۰۰ سال پیش{{چه زمانی|تاریخ=ژوئیه ۲۰۲۱}} متفکرانی مانند "یوهانس مولر" عقیده داشتند که کلید اصلی تشخیص یک محرک، وجود گیرنده‌های تخصص یافته استیافته‌است. امروزه مامشخص می‌دانیمشده که معمولاً هر اندام حسی، تنها به انواع خاصی از محرکهامحرک‌ها واکنش نشان می‌دهد. در عین حال ثابت شده‌است که تحریک مصنوعی گیرنده‌های حسی، باعث بروز احساسی می‌شوند که منطبق با واقعیت نیستند. تفکیک بو و مزه همیشه آسان نیست. حساسیت زبان به طعم شیرین در نوک زبان بیشتر است. روی پوست گیرنده‌های حسی مختلفی شناسایی شده‌اند. سلولهایسلول‌های تشخیص حرارت، تشخیص فشار و درد، از هم متمایزندمتمایز هستند. تراکم این سلولهاسلول‌ها روی پوست یکسان نیست. برای مثال تراکم سلولهایسلول‌های حسی روی نوک انگشتان دست به مراتب بیشتر از پشت بالاتنه است.
یکی از علل مهم حس شدت یک محرک، فعالیت شدید سلوهای حسی است. هر چه یک محرک قویتر باشد؛ سلول حسی تحریک شده؛ با سرعت بیشتری پیام عصبی به مغز ارسال می‌کند. دریافت تعداد زیادی پیام عصبی در زمانی کوتاه، در مغز، بعنوان شدت محرک، تفسیر می‌شود. اما در مورد تشخیص محرک، مسئله پیچیده‌تر است. بسیاری از دانشمندان معتقدند که تشخیص نوع یک محرک، تا حدودی یک پدیده ذهنی محسوب می‌شود.
 
در مورد مکانیزمهای کشف و تشخیص محرکهای حسی نظرات مختلفی وجود دارند. بیش از ۲۰۰ سال پیش متفکرانی مانند "یوهانس مولر" عقیده داشتند که کلید اصلی تشخیص یک محرک، وجود گیرنده‌های تخصص یافته است. امروزه ما می‌دانیم که معمولاً هر اندام حسی، تنها به انواع خاصی از محرکها واکنش نشان می‌دهد. در عین حال ثابت شده‌است که تحریک مصنوعی گیرنده‌های حسی، باعث بروز احساسی می‌شوند که منطبق با واقعیت نیستند. تفکیک بو و مزه همیشه آسان نیست. حساسیت زبان به طعم شیرین در نوک زبان بیشتر است. روی پوست گیرنده‌های حسی مختلفی شناسایی شده‌اند. سلولهای تشخیص حرارت، تشخیص فشار و درد، از هم متمایزند. تراکم این سلولها روی پوست یکسان نیست. برای مثال تراکم سلولهای حسی روی نوک انگشتان دست به مراتب بیشتر از پشت بالاتنه است.
اگر پوست پشت بالاتنهبالاتنهٔ انسانیفردی را در ۲ نقطهنقطهٔ نزدیک به هم با ملایمت لمس کنیم.کنیم، شخص تحت آزمایش تماس را کشف خواهد کرد. اما اگر فاصلهفاصلهٔ ۲ نقطه به اندازهاندازهٔ کافی بزرگ نباشد.نباشد، قادر به تشخیص تماس در ۲ نقطهنقطهٔ متفاوت نخواهد بود. در مورد هر حسی روشهایروش‌های مختلفی برای تعیین اندازهاندازهٔ آستانهآستانهٔ تشخیص مورد مطالعه است. اما در مورد لامسه، اولین تلاش ثبت شده برای تعیین آستانهآستانهٔ تشخیص توسط [[ارنست هاینریش وبر]] انجام گرفته استگرفته‌است. او با استفاده از وسیله ایوسیله‌ای مانند پرگار ثابت کرد که برای تشخیص تمایز نقاط تماس در هر قسمت پوست، یک فاصلهفاصلهٔ حداقل،حداقلی لازم است. این فاصله که در مورد حس لامسه،لامسه همان آستانهآستانهٔ تشخیص است.است، در نوک انگشتان دست بسیار کم و در پشت بالاتنه زیاد است.<ref>mennesket i søkelyset/C,Hambro Ø,Skard(Fabritius Forlag).noen generelle prinsipper for sanseorganenes funksjoner.side 51,52,53</ref>
 
[[پرونده:低めリュック背負い (7391288036).jpg|بندانگشتی|چپ|آیا او قادر به کشف شوخی دوستانش است و یا شوخی سنگین تری لازم است؟219x219پیکسل]]
 
== آستانه حسیتفاوت ==
[[پرونده:低めリュック背負い (7391288036).jpg|بندانگشتی|چپ|آیا او قادر به کشف شوخی دوستانش است و یا شوخی سنگین تری لازم است؟]]
آستانهٔ تفاوت (حداقل تفاوت قابل توجه / به انگلیسی: just noticeable difference) ضعیف‌ترین سطح تغییر، در شدت یک محرک است| به‌گونه‌ای که دستگاه حسی، قادر به کشف آن باشد. وقتی از آستانهآستانهٔ حسی صحبت میشود؛می‌شود، معمولاً منظور آستانهآستانهٔ تفاوت و یا همان،همان «حداقل تفاوت محسوس» است. چون تعیین آستانهآستانهٔ مطلق اگر عملاُ ممکن باشد؛باشد، بسیار دشوار و بجث انگیز است. [[قوانین وبر فخنر|قوانین وبر فچنر]] نیز بر اساس آستانهآستانهٔ تفاوت تنظیم شده اندشده‌اند. آستانهآستانهٔ تفاوت در مورد هر حسی،حسی به‌طور اختصاصی مطالعه شده و میشودمی‌شود. اگر در اتاقی، کنار یک شمع روشن، شمع دیگری روشن کنید ؛کنید، تفاوت میزان روشنایی محسوس خواهد بود. اما اگر در اطاقیاتاقی که صدها شمع در آن میسوزندمی‌سوزند ؛چند تک و توکیعدد از شمعهاشمع‌ها خاموش شدهشده‌باشند، باشند بزحمتبه‌زحمت متوجه تفاوت حاصل خواهید شد. در مورد صدا ،صدا، وقتی شماانسان به‌وضوح صدایی را میشنویدمی‌شنود و کسی بتدریجبه‌تدریج این صدا را افزایش و یا کاهش دهد؛دهد، دیر یا زود این افزایش و یا کاهش به نقطه ای میرسدمی‌رسد که توجه شمافرد را جلب میکندمی‌کند. مقدار افزایش یا کاهش صدا دراین مورد همان حداقل تفاوت محسوس است. تعیین آستانهآستانهٔ تفاوت و یا حداقل تفاوت محسوس میتواندمی‌تواند ارزش عملی نیز داشته باشد. برای مثال فرض کنید کهمثال،اگر شما صاحب یک رستوران هستید. شماهستید، به خواستهخواستهٔ مشتری و برای جلب رضایت او قصد دارید به خوراک سفارشی، زعفران بیشتری بیافزایید. اما زعفران بمعنیبه‌معنی واقعی کلمه، گرانترین ادویهادویهٔ جهان است.است؛ بنابراین منطقی خواهد بود که شما سعی کنید تا که جای ممکن در مصرف زعفران صرفه جوییصرفه‌جویی کنید. از اینرواین رو تعیین دقیق آستانهآستانهٔ تفاوت ذائقهذائقهٔ مشتری و یا حداقل تفاوت محسوس زعفران برای کسب و کار شما بسیار مهم خواهد بود. <ref>psychology Henry Gleitman,international student edition,sensory thresholds.page 137,138</ref>
== آستانه تفاوت ==
آستانه تفاوت (حداقل تفاوت قابل توجه / به انگلیسی: just noticeable difference) ضعیفترین سطح تغییر، در شدّت یک محرک است بگونه ای که دستگاه حسی، قادر به کشف آن باشد.
وقتی از آستانه حسی صحبت میشود؛ معمولاً منظور آستانه تفاوت و یا همان، حداقل تفاوت محسوس است. چون تعیین آستانه مطلق اگر عملاُ ممکن باشد؛ بسیار دشوار و بجث انگیز است. [[قوانین وبر فخنر|قوانین وبر فچنر]] نیز بر اساس آستانه تفاوت تنظیم شده اند. آستانه تفاوت در مورد هر حسی، به‌طور اختصاصی مطالعه شده و میشود. اگر در اتاقی، کنار یک شمع روشن، شمع دیگری روشن کنید ؛ تفاوت میزان روشنایی محسوس خواهد بود. اما اگر در اطاقی که صدها شمع در آن میسوزند ؛ تک و توکی از شمعها خاموش شده باشند بزحمت متوجه تفاوت حاصل خواهید شد. در مورد صدا ، وقتی شما به‌وضوح صدایی را میشنوید و کسی بتدریج این صدا را افزایش و یا کاهش دهد؛ دیر یا زود این افزایش و یا کاهش به نقطه ای میرسد که توجه شما را جلب میکند. مقدار افزایش یا کاهش صدا دراین مورد همان حداقل تفاوت محسوس است. تعیین آستانه تفاوت و یا حداقل تفاوت محسوس میتواند ارزش عملی نیز داشته باشد. برای مثال فرض کنید که شما صاحب یک رستوران هستید. شما به خواسته مشتری و برای جلب رضایت او قصد دارید به خوراک سفارشی، زعفران بیشتری بیافزایید. اما زعفران بمعنی واقعی کلمه، گرانترین ادویه جهان است. بنابراین منطقی خواهد بود که شما سعی کنید تا جای ممکن در مصرف زعفران صرفه جویی کنید. از اینرو تعیین دقیق آستانه تفاوت ذائقه مشتری و یا حداقل تفاوت محسوس زعفران برای کسب و کار شما بسیار مهم خواهد بود. <ref>psychology Henry Gleitman,international student edition,sensory thresholds.page 137,138</ref>
 
== آستانه نهایی ==
(آستانهآستانهٔ نهایی به ({{Lang-en|Terminal threshold}}) سطحی از شدت یک محرک است که بیشتر از آن،آن هیچ تفاوتی با افزایش شدت محرک حس نشود. برای مثال، اگر به‌وضوح صدایی را بشنویم، افزایش شدت این صدا بیشتر از حد معینی، باعث جلب توجه ما خواهد شد. این حد معین همان آستانهٔ تفاوت است. اما آستانهٔ تفاوت و یا همان «حداقل تفاوت محسوس» مقدار ثابتی نیست. در عمل هرچه محرکِ پیش‌زمینه شدیدتر باشد، اندازهٔ آستانهٔ تفاوت نیز بزرگ‌تر خواهد بود؛ تا جایی که افزایش بیشتر دیگر محسوس نباشد. این حد نهاییِ شدت صدا، که قادر نیست تغییری در تجربهٔ حسی صدا در ما ایجاد کند، همان آستانهٔ نهایی صدا است. این اصل شامل همه انواع حواس می‌شود. ظاهراً این اصل، نتیجهنتیجهٔ عملکرد یک مکانیزمسازوکار ایمنی برای حفظ موجود زنده از آسیب تحریکات شدید حسی است. به‌راحتی می‌توان تصور کرد که اگر حساسیت شنوایی کارگرانی که در یک محیط پر سر و صدا کار می‌کنند، یا سربازانی که خدمهٔ توپخانه هستند، همواره در حالت عادی بود، چه مخاطراتی وجود داشت. وقتی وارد محلی بویناک می‌شویم، در ابتدای امر به‌وضوح متوجه بو خواهیم شد. اما بعد از مدتی به بو عادت میکنیممی‌کنیم. همچنین وقتی در یک روز آفتابی وارد اتاق تاریکی می‌شویم، تاریکی در ابتدای امر چشمگیر است. اما بعد از مدتیمدتی، ،چشم‌هاچشم‌ها به تاریکی عادت کرده و ما قادر به دیدن جزئیات خواهیم شد. این پدیده تا حدودی نتیجهٔ عملکرد اندام‌های حسی است. اما بخش دیگری از این عملکرد در ذهن می‌گذرد. شاهد این ادعا، مواردی است که برای مثال، یک مادر به صدای نوزاد خود حساس است. اما در همان محیط، به صدای یکنواختِیک‌نواختِ ترافیک که از صدای نوزاد شدیدتر است؛ توجه نمی‌کند. به‌همین ترتیب عوامل تعیین میزان بزرگی آستانهٔ نهایی نیز دارای تنوع بوده و همچنان تحت مطالعه قرار دارند.<ref>mennesket i søkelyset/C,Hambro Ø,Skard(Fabritius Forlag).noen generelle prinsipper for sanseorganenes funksjoner.side 51,52,53</ref>
== قوانین وبر فچنر ==
قوانین وبر فچنر [https://en.wikipedia.org/wiki/Weber%E2%80%93Fechner_law] ۲ فرضیه مرتبط به هم در حوزه [[روان فیزیک]] هستند. هر ۲ فرضیه تلاش می‌کنند تا اندازه یک محرک مادی را در تناسب با اندازه حس محرک بیان کنند. به بیان دقیقتر یعنی تناسب تغییر شدت یک محرک مادی و تفاوتی که در اثر این تغییر عملاً احساس می‌شود.<ref>Weber-Fechner law - Simple English Wikipedia, the free</ref>
آستانه حسی در بسیاری از موارد تا حد معقولی قابل محاسبه است. ما می‌توانیم روشنی یک تصویر، بلندی یک صدا یا زبری یک سطح را اندازه گرفته و میزان دریافت حسی خود را با آنها مقایسه کنیم. اما نکته مهم در همه موارد، احتمال وجود یک ضریب ثابت است؛ یعنی حداقل تفاوت محسوس، ظاهراً نسبت ثابتی با اندازه قبلی یا کلی محرک مادی دارد. فرض کنید یک کوله پشتی به وزن ۲۰ کیلو بر دوش دارید و حداقل تفاوت محسوس نیم کیلو باشد. [[ارنست هاینریش وبر]] ادعا می‌کرد که اگر وزن کل کوله ۴۰ کیلو یعنی ۲ برابر بود؛ حداقل تفاوت محسوس نیز ۲ برابر می‌شد. [[ارنست هاینریش وبر]] نظر خود را چنین بیان کرد که اگر مقدار افزایش محرک مادی را برمقدار کل محرک مادی تقسیم کنیم؛ همواره ضریب ثابتی بدست خواهد آمد. در مثال فرضی کوله پشتی این ضریب ۱ تقسیم بر ۴۰ یا ۴۱ است که حدوداً ۲٫۵ ٪ می‌شود. این تناسب و احتمال وجود یک ضریب ثابت اولین بار توسط [[ارنست هاینریش وبر]] رسمیت پیدا کرد. این نظریه علاوه بر جنبه تاریخی از چند زاویه دیگر نیز اهمیت دارد. از جمله اینکه ما را قادر می‌سازد تا بتوانیم دقت اندامهای حسی کاملاً متفاوت را با هم مقایسه کنیم. برای مثال مقایسه شدت نور و میزان وزن با هم ممکن نیست؛ زیرا هر یک با واحدی کاملاً جداگانه سنجیده می‌شوند. اما بر اساس قانون وبر ما می‌دانیم '''هر چه اندازه ضریب ثابت کوچکتر باشد؛ میزان دقت آن حس بیشتر است'''. برهمین پایه می‌توانیم ادعا کنیم که دقت حس بینایی درانسان به مراتب از دقت حس وزن بیشتر است. بعدها یکی از شاگردان وبر بنام [[گوستاو تئودور فخنر|گوستاو تئودور فچنر]] سعی کرد در امتداد مطالعاتش در مسیر تعیین و پیشگویی حداقل تفاوت محسوس، افکار خود و استادش را بزبان ریاضی بیان کند. [[گوستاو تئودور فخنر|گوستاو تئودور فچنر]] قانونی بنام استادش <ref>Encyclopædia Britannica</ref> وبر پیشنهاد داد به‌صورت '''S = k log I''' جایی که '''S''' اندازه دریافت حسی است '''I''' شدت محرک مادی است و '''k''' ضریب ثابتی است که بر اساس نظریه [[ارنست هاینریش وبر]] محاسبه می‌شود.
امروزه ما می‌دانیم که این قوانین به هیچ وجه دقیق نبوده و در بعضی موارد صادق نیستند. برای مثال در مورد درد کوچکترین مقدار افزایش محرک مادی باعث افزایش شدید حس درد می‌شود. با این حال این نظریات هم ارزش تاریخی دارند و هم در مواردی توصیف معقولی از تناسب شدت محرک مادی و تأثیر حسی آن محرک بدست می‌دهند. <ref>psychology Henry Gleitman,international student edition,sensory thresholds.page 137,138
</ref>
 
== قوانین وبر فچنر ==
== ارجاعات ==
{{ویکی‌سازی|بخش}}
{{پانویس|چپ‌چین=بله}}
قوانین وبر فچنر [https[://en.wikipedia.org/wiki/Weber%E2%80%93Fechner_law:Weber–Fechner law]] ۲ فرضیه مرتبط به هم در حوزه [[روان فیزیک]] هستند. هر ۲ فرضیه تلاش می‌کنند تا اندازه یک محرک مادی را در تناسب با اندازه حس محرک بیان کنند. به بیان دقیقتر یعنی تناسب تغییر شدت یک محرک مادی و تفاوتی که در اثر این تغییر عملاً احساس می‌شود.<ref>Weber-Fechner law - Simple English Wikipedia, the free</ref>
آستانه حسی در بسیاری از موارد تا حد معقولی قابل محاسبه است. ما می‌توانیم روشنی یک تصویر، بلندی یک صدا یا زبری یک سطح را اندازه گرفته و میزان دریافت حسی خود را با آنها مقایسه کنیم. اما نکته مهم در همه موارد، احتمال وجود یک ضریب ثابت است؛ یعنی حداقل تفاوت محسوس، ظاهراً نسبت ثابتی با اندازه قبلی یا کلی محرک مادی دارد. فرض کنید یک کوله پشتی به وزن ۲۰ کیلو بر دوش دارید و حداقل تفاوت محسوس نیم کیلو باشد. [[ارنست هاینریش وبر]] ادعا می‌کرد که اگر وزن کل کوله ۴۰ کیلو یعنی ۲ برابر بود؛ حداقل تفاوت محسوس نیز ۲ برابر می‌شد. [[ارنست هاینریش وبر]] نظر خود را چنین بیان کرد که اگر مقدار افزایش محرک مادی را برمقدار کل محرک مادی تقسیم کنیم؛ همواره ضریب ثابتی بدست خواهد آمد. در مثال فرضی کوله پشتی این ضریب ۱ تقسیم بر ۴۰ یا ۴۱ است که حدوداً ۲٫۵ ٪ می‌شود. این تناسب و احتمال وجود یک ضریب ثابت اولین بار توسط [[ارنست هاینریش وبر]] رسمیت پیدا کرد. این نظریه علاوه بر جنبه تاریخی از چند زاویه دیگر نیز اهمیت دارد. از جمله اینکه ما را قادر می‌سازد تا بتوانیم دقت اندامهای حسی کاملاً متفاوت را با هم مقایسه کنیم. برای مثال مقایسه شدت نور و میزان وزن با هم ممکن نیست؛ زیرا هر یک با واحدی کاملاً جداگانه سنجیده می‌شوند. اما بر اساس قانون وبر ما می‌دانیم '''هر چه اندازه ضریب ثابت کوچکتر باشد؛ میزان دقت آن حس بیشتر است'''. برهمین پایه می‌توانیم ادعا کنیم که دقت حس بینایی درانسان به مراتب از دقت حس وزن بیشتر است. بعدها یکی از شاگردان وبر بنام [[گوستاو تئودور فخنر|گوستاو تئودور فچنر]] سعی کرد در امتداد مطالعاتش در مسیر تعیین و پیشگویی حداقل تفاوت محسوس، افکار خود و استادش را بزبان ریاضی بیان کند. [[گوستاو تئودور فخنر|گوستاو تئودور فچنر]] قانونی بنام استادش <ref>Encyclopædia Britannica</ref> وبر پیشنهاد داد به‌صورت '''S = k log I''' جایی که '''S''' اندازه دریافت حسی است '''I''' شدت محرک مادی است و '''k''' ضریب ثابتی است که بر اساس نظریه [[ارنست هاینریش وبر]] محاسبه می‌شود.
امروزه ما می‌دانیم که این قوانین به هیچ وجه دقیق نبوده و در بعضی موارد صادق نیستند. برای مثال در مورد درد کوچکترین مقدار افزایش محرک مادی باعث افزایش شدید حس درد می‌شود. با این حال این نظریات هم ارزش تاریخی دارند و هم در مواردی توصیف معقولی از تناسب شدت محرک مادی و تأثیر حسی آن محرک بدست می‌دهند. <ref>psychology Henry Gleitman,international student edition,sensory thresholds.page 137,138</ref>
 
== پانویس ==
* {{یادکرد-ویکی|پیوند=https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Sensory_threshold&oldid=1016707322|عنوان=Sensory Threshold|زبان=انگلیسی|بازیابی=۲۳ ژوئن ۲۰۲۱}}
 
* {{یادکرد-ویکی|پیوند=https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Sensory_threshold&oldid=1016707322|عنوان=Sensory Threshold|زبان=انگلیسی|بازیابی=۲۳ ژوئن ۲۰۲۱}}
{{پانویس|چپ‌چین=بله}}
== منابع ==
{{چپ‌چین}}
* sensation,basic psychology Henry Gleitman,international student edition
* sensation,basic psychology Henry Gleitman,international
* Detection and Decision/ basic psychology Henry Gleitman,international student edition
* mennesket i søkelyset/C,Hambro Ø,Skard(Fabritius Forlag)
* sensation,basic psychology Henry Gleitman,international student edition
{{پایان چپ‌چین}}
 
[[:رده:روان‌فیزیک]]
[[:رده:فلسفه ریاضیاتی]]
 
{{AfC submission|||ts=20210625101141|u=اربابی دوم|ns=118}}