تفاوت میان نسخه‌های «ناصر پورپیرار»

به نسخهٔ 32192893 از Mmehdih (بحث) برگردانده شد (توینکل)
(محل تولد را افزودم)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
(به نسخهٔ 32192893 از Mmehdih (بحث) برگردانده شد (توینکل))
برچسب‌ها: خنثی‌سازی متن دارای ویکی‌متن نامتناظر
| اندازه جعبه =
| عنوان =
| نام = ناصر پورپیرار(عبدالناصر بنی کنعان)
| تصویر = Naser Pourpirar.JPG
| اندازه تصویر = 220px
| عنوان تصویر = ناصر پورپیرار در دفتر انتشارات کارنگ
| زادروز = ۱۳۱۹ یا ۱۳۲۰ شمسی
| زادگاه = [[تهران؟]] [[اهوازتهران]]، [[ایران]]
| محل زندگی =
|ملیت = [[ایرانی‌ها|ایرانی]]
| نژاد = [[عربی ها|عرب]]
| تابعیت =
| تاریخ مرگ = ۶ شهریور ۱۳۹۴<ref name=ToolAutoGenRef3>خبرگزاری ایسنا: [http://isna.ir/fa/news/94061106947/ناصر-پورپیرار-درگذشت ناصر پورپیرار درگذشت]</ref>
| وبگاه = {{وسط|{{وبگاه|http://wwww.naria.ir}}}}
| پانویس =
|مدفن=[[قبرستان بهشت زهرا]]|شناخته‌شده برای=نظریات جنجالی تاریخی|نام مستعار=ناریا|حزب=[[حزب توده]] (تا ۱۳۵۸)|توضیح_تصویر=|محل_مرگ=تهران، ایران|نام تولد=ناصر بناکننده یا عبدالناصر بنی کنعان العربی }}
'''ناصر بناکننده با نام کامل عبدالناصر بنی کنعان العربی''' (زاده ۱۳۲۰<ref name=ToolAutoGenRef8/> – درگذشتهٔ ۶ شهریور ۱۳۹۴<ref name=ToolAutoGenRef3/>) معروف به '''ناصر پورپیرار یا عبدالناصر بنی کنعان العربی''' و با [[نام مستعار]] '''ناریا'''؛ [[نویسنده]] و [[ویراستار]] عرب ایرانی بود. او از شرکای [[محمد زهرایی]] و احمد عظیمی در نشر نیل<ref>{{یادکرد وب | عنوان=تحلیلی انتشارات نگاه | وبگاه=پایگاه خبری - تحلیلی انتشارات نگاه | پیوند=http://negahpub.com/Pages/News-پورپیرار_رفت_-4449.aspx | کد زبان=fa | تاریخ بازبینی=2015-09-02 }}{{پیوند مرده|date=مه 2021 |bot=InternetArchiveBot }}</ref> و مؤسس [[نشر کارنگ]] بود که کتاب‌های خود را از طریق این مؤسساتِ نشر منتشر کرد. او دارای نظریاتی جنجالی در باب [[تاریخ ایران]]، [[تاریخ ایران پیش از اسلام|پیش]] و [[تاریخ ایران پس از اسلام|پس]] از [[حمله اعراب به ایران]]، [[شاهنامه]] و [[فردوسی]]، [[سعدی]] و [[یهودیان]] بود که برخلاف پژوهش‌های علمیِ تاریخی است.
 
عبدالناصرناصر بنی کنعان العربیپورپیرار تاریخ ایران را «ساخته دست [[یهودیان]]» معرفی می‌کند. او باور داشت که [[هخامنشیان]] قومی خون‌ریز و وحشی بودند که «به دستور و مزدوری یهودیان» بر ایران چیره شده و آنچنان [[نسل‌کشی]] کرده‌اند که تا ۱۲ سده پیش از ظهور اسلام، جنبنده‌ای در جغرافیای فرضی ایران نمی‌زیسته است. او بخش اعظم امپراتوری هخامنشی و تمام [[امپراتوری اشکانی]] و [[ساسانی]] را انکار نموده و مدعی بود که [[آیین زرتشتی|آئین زرتشتی]] وجود نداشته، ایرانیان تا پیش از اسلام به هیچ دینی معتقد نبوده و کتاب [[اوستا]] در همین اواخر در [[هند]] نوشته شده‌است. او حمله اعراب به ایران را سرآغاز تاریخ ایران دانسته و میراث [[فرهنگ ایرانی|فرهنگ ایران]] را مرهون [[جاهلیت|اعراب جاهلی]] می‌دانست. برخی متخصصان ردیه هایی بر نظریات عبدالناصر بنی کنعانپورپیرار نوشته‌اند و برخی نیز نظرات او را بی‌ارزش‌تر و بی‌محتوا تر از آن دانسته‌اند که نقد شود.
 
عبدالناصر بنی کنعان العربیپورپیرار [[زبان فارسی]] را بی‌مایه و [[فردوسی]] را مزدور توصیف کرده‌بود. او [[سلمان فارسی]] را زائیده توطئه یهودیان می‌دانست و [[گلستان سعدی]] را معیوب و ناقص می‌شمرد. او معتقد بود [[سعدی]] هیچگاه از [[شیراز]] خارج نشده و همه سفرهای وی جعلی است. او همچنین [[زبان ترکی]] را زبانی فاقد واژگان پایه‌ای و انتزاعی دانسته‌است. [[جلال متینی]] می‌گوید پورپیرار از [[چپ (گرایش سیاسی)|چپ‌هایی]] بوده که مدتی پس از [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب ایران]] در زندان بوده و [[تواب]] شده‌است. مؤسسه انتشاراتی او مورد حمایت [[وزارت ارشاد]] بوده و با مؤسسه بنیاد نور (زیر نظر [[محسن رفیق‌دوست]]) ارتباط مالی و کاری دارد.
 
== زندگی ==
[[پرونده:Parviz Rajabi.JPG|200px|بندانگشتی|چپ|[[پرویز رجبی]] در جواب پورپیرار که گفته بود «مورخان مدرکی ندارند تا جواب گفته‌های مرا بدهند»، تصریح کرد: «او راست می‌گوید، دادن جواب ه آدم بی‌سواد مشکل است.»<ref>{{یادکرد وب |نام خانوادگی= |نام= |عنوان=واکنش تاریخ شناسان و پژوهشگران سرشناس ایرانی در مورد کتابی ضد فرهنگ و تاریخ ایران |نشانی=http://www.savepasargad.com/oct.08/vakonesh%20tarikhshenaasan.htm |بازبینی=16/5/2013 |اثر= |تاریخ=۲۸ مهر ۱۳۸۷ |ناشر=کمیته نجات پاسارگاد |نشانی بایگانی=https://archive.today/20130515211042/http://www.savepasargad.com/oct.08/vakonesh%20tarikhshenaasan.htm |تاریخ بایگانی=۱۵ مه ۲۰۱۳ |dead-url=no}}</ref>]]
عبدالناصرپورپیرار بنیتحصیلات کنعان دانش آموخته دانشگاه نبوددانشورانه و بصورت آکادمیک تحصیلنداشت. نکرده بود ، سواد و تحصیلات وی زیر دیپلم و در حد دبستان بود.او در حالی همه مورخان رسمی را بی‌سواد می‌دانست که در پاسخ به پرسش خبرنگار [[ایسنا]] که پرسید: «لطف می‌کنید مدارک تحصیلی و سوابق علمی خود را برای ما بیان کنید؟» پاسخ داد: «من هم جدی گفتم سوادی ندارم و اتفاقاً هر چه بی‌سوادتر باشم، بیشتر اسباب سرشکستگی مورخانی که قادر به پاسخ دادن به گفته‌های من نیستند، خواهم بود.»<ref>{{پک/بن|ک=ایسنا۲|۱۳۸۱}}</ref>
 
بر اساس خاطرات [[نورالدین کیانوری]]، بنی کنعانپورپیرار کار خود را به عنوان کارگر ساده [[حروفچین]] در یک [[چاپخانه]] آغاز کرده و بعدها با شراکت با دو نفر دیگر، بنگاه انتشاراتی‌ای را تأسیس نمود. کیانوری در ادامه خاطراتش آورده‌است که بنی کنعانپورپیرار با کلاهبرداری ثروت قابل ملاحظه‌ای اندوخت.{{سخ}}
عبدالناصر بنی کنعانپورپیرار یک سال پیش از انقلاب با کیانوری در [[برلین]] ملاقات نموده و طرح ترور [[محمدرضا پهلوی]] را ارائه داده‌است. طرح بنی کنعانپورپیرار از دید کیانوری دیوانه‌وار به نظر می‌رسیده‌است. به گفته کیانوری عبدالناصر بنی کنعانپورپیرار در سال ۱۳۵۸ از [[حزب توده]] اخراج شد. دلیل این امر «خوردن پول حزب و کلاهبرداری از شرکایش در انتشارات نیل و بالا کشیدن حق‌التالیف آقای [[محمود اعتمادزاده]] (م به‌آذین)» بوده‌است. به گفته کیانوری، عبدالناصر بنی کنعانپورپیرار پس از آن مدتی با نام مستعار «ناریا» به انتشار جزواتی علیه حزب و بدگویی به شخص کیانوری —که دستور اخراجش در سال ۱۳۵۸ را داده بود— پرداخت. کیانوری در نخستین دیدارش با عبدالناصر بنیناصر کنعانبناکننده و پس از شنیدن طرح و نقشهٔ وی برای ترور شاه از طریق حفر نقب و منفجر کردن خودروی شاه در هنگام عبور، به دلیل غیرعملی نماییدن نقشه، وی را دیوانه یا [[پرووکاتور]] توصیف کرده‌است. پس از [[انقلاب ایران]]، عبدالناصر بنی کنعانپورپیرار مدتی به کار نشر جزوات حزب توده پرداخت ولی از آنجا اخراج شد؛ کیانوری در این باره نقل می‌کند [[محمد پورهرمزان]] مسئول شعبهٔ انتشارات حزب، به کیانوری گزارش داده که با تحقیق روشن شده که صورت‌هزینه‌ای که "ناصر پورپیرار" برای انتشار چاپ و کتاب‌ها ارائه می‌دهد بسیار بیشتر از نرخ عادی‌ست. پس از این ماجرا کیانوری امتیاز انتشارات حزب توده را از وی پس گرفت؛ به گفتهٔ کیانوری عبدالناصر بنی کنعانپورپیرار پس از شنیدن لغو امتیاز نشر کتب و جزوات حزب، به دفتر محمد پورهرمزان رفته و با وی به شکل توهین‌آمیز سخن گفته‌است؛ کیانوری می‌آورد که پس از دیدن این صحنه، مأموران انتظامات حزب را فراخوانده تا عبدالناصر بنی کنعانپورپیرار را بیرون کنند و دیگر راه ندهند. عبدالناصر بنی کنعانپورپیرار بعدها به دلیل ارتباط با مأموران سیاسی [[بلغارستان]] دستگیر و به [[زندان اوین]] فرستاده شد. او در [[دادگاه انقلاب]] مدعی شد که همواره مخالف حزب توده بوده‌است.<ref>{{پک|کیانوری|۱۳۸۲|ص=۵۱۶–۵۱۷}}</ref>
 
[[جلال متینی]] محقق تاریخ‌دان، عبدالناصر بنی کنعانپورپیرار را فرستاده حکومت جمهوری اسلامی می‌داند. به گفته او، از سابقه و نام و نشان حقیقی پورپیرار خبری در دست نیست.<ref>{{پک|متینی|ک=شرممان باد|۱۳۸۱|ص=۷۲۱}}</ref>
 
== نظریات پورپیرار و نقد آن ==
۵۸

ویرایش