تفاوت میان نسخه‌های «اسدالله علم»

(ابرابزار)
[[پرونده:Amir asadollah.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|از راست امیر اسدالله علم، [[فاطمه پهلوی]]، [[ایندیرا گاندی]] و [[ارتشبد خاتم]] (همسر فاطمه پهلوی)]]
 
پس از استعفای کابینه [[علی امینی]] به دلیل سنگ اندازی‌های فراوان دربار، شاه به بهانهٔ اختلاف بر سر بودجه نظامی او را برکنار کرد،<ref>عاقلی، نخست وزیران، ص 918-920</ref> همچنین خواستار کسی بود که بی چون و چرا به وی وفادار باشد و توانایی اجرای اصلاحات گسترده‌ای را که در برنامه حکومت بود، نیز داشته باشد. بدین سان یک روز پس از استعفای امینی، در ۳۰ تیرماه ۱۳۴۱، اسدالله علم به نخست‌وزیری گمارده شد. از اولین اقدامات کابینه عَلم، اعلام این مطلب بود که دولت ایران به هیچ کشوری اجازه ایجاد پایگاه موشکی در ایران نخواهد داد. این اعلامیه سرآغاز زدودن تیرگی روابط میان ایران و [[اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی|اتحاد جماهیر شوروی]] شد. اما وظیفه اصلی علم رویارویی با مسائل داخلی کشور به ویژه اصلاحات ارضی بود و پُر رنگ نشان دادن نقش شاه در این رفرم بنیادین اجتماعی با در حاشیه قرار دادن دکتر [[حسن ارسنجانی]]. شاه در این مورد دو خواسته اصلی از عَلم داشت اول اینکه جلوی هرگونه آشوبی را از سوی مخالفان بگیرد و دوم اینکه اصلاحات ارضی را در چارچوب گسترده‌تری از اصلاحات اجتماعی به نام [[انقلاب سفید]] حل کند. این برنامه اصلاحات اجتماعی در ۶ بهمن ۱۳۴۱ به آرای عمومی گذاشته شد و به رغم تحریم از سوی جبهه ملی و دیگر مخالفان با اقبال عمومی مواجه شد.
 
نخستین آشوب‌ها در مخالفت با انقلاب سفید از فارس آغاز شد که منجر به درگیری‌های شدید شد و پس از دو ماه سرکوب گردید. گرفتاری دیگر کابینه عَلم تظاهرات پراکنده گروه‌های مخالف در تهران و قم بود. جبهه مخالف مرکب از گروه‌های چپ، جبهه ملی و برخی از بازاریان و روحانیون بود با پشتیبانی پنهان و آشکار بعضی خان‌ها و ملاکین بزرگ. اینان هر روز به شدت مخالفت خود می‌افزودند. در میان ایشان نقش روح‌الله خمینی بسیار چشمگیر بود که اعلامیه‌ای بسیار تند علیه شاه و اقدامات اصلاحی او منتشر کرد. خمینی در اردیبهشت ۴۱ دربارهٔ علم گفته بود: «مادامی که این دولت عَلم مصدر کار است، داخل هیچ قسم مذاکره صلح و مصالحه‌ای نخواهیم شد».<ref>{{یادکرد وب| نشانی =http://emam.com/posts/view/125| عنوان = بیانات خطاب به آقای علی نخعی (ردّ سازش با دولت عَلَم)| ناشر = [[سایت جامع امام خمینی]]}}</ref> اما به گمان علم، دولت آمریکا در پشت پرده از این تظاهرات جانبداری می‌کرد.<ref>عباس میلانی، معمای هویدا، نشر اختران، ۱۳۸۰ ص ۱۹۳</ref> خمینی در آبان ۴۱ طی نامه‌ای از عملکرد اسدالله علم به محمدرضا پهلوی شکایت کرد.<ref>{{یادکرد وب| نشانی =http://emam.com/posts/view/64| عنوان = تلگراف به محمد رضا پهلوی در اعتراض به عملکرد اسد اللَّه علم| ناشر = [[سایت جامع امام خمینی]]}}</ref> در فروردین ۴۲ نیز با انتشار نامه‌ای به استیضاح علم پرداخت.<ref>{{یادکرد وب| نشانی =http://emam.com/posts/view/115| عنوان = پیام به علمای تهران (استیضاح اسد اللَّه عَلم)| ناشر = [[سایت جامع امام خمینی]]}}</ref>
در میانه بهار ۱۳۴۲ گزارش‌هایی به شاه و عَلم می‌رسید که مخالفان هواداران خود را برای تظاهرات گسترده‌ای در نیمه خرداد ماه آماده می‌کنند. علَم پیش‌بینی کرد که این‌بار مسئله بغرنج خواهد بود بنابراین به تدارک گسترده برای مواجهه با آن دست زد و در گفتگویی با شاه در مورد تظاهرات آینده می‌گوید «... باید بزنیم» و در برابر پرسش شاه که چگونه باید زد پاسخ می‌دهد «... یعنی با گلوله بزنیم اگر موفق شدیم که چه بهتر، و گر نه مرا مسئول معرفی کنید».<ref>یادداشت‌های عَلم، جلد اول، انتشارات مازیار ۱۳۸۷، ص ۴۹</ref> علم احساس می‌کند که شاه مصمم نیست پس به این صورت با شاه قرار می‌گذارد که شاه ۲۴ ساعت فرماندهی ارتش را به علم بسپارد و علم شورش را سرکوب کند، اگر در کار خود ناکام شد شاه تمام مسئولیت مسائل پیش‌آمده را متوجه وی کند و او را عزل و حتی مجازات (اعدام) کند.<ref>عباس میلانی، معمای هویدا، نشر اختران، ۱۳۸۰، ص ۱۹۳</ref> [[سید روح‌الله خمینی|روح‌الله خمینی]] در ۱۳ خرداد سخنرانی تندی علیه [[محمدرضا پهلوی|شاه]] کرد و او را «آقای شاه» خواند.<ref>{{یادکرد وب| نشانی =http://emam.com/posts/view/152| عنوان = سخنرانی سخنرانی در جمع روحانیون و اهالی قم (شاه و اسرائیل، اساس گرفتاریهای ملت)| ناشر = [[سایت جامع امام خمینی]]}}</ref> در بامداد روز ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تظاهرات در اطراف [[بازار تهران]] آغاز شد علَم که آمادگی کامل داشت به رئیس شهربانی وقت، سپهبد نصیری، تلفن کرد و دستور تیراندازی داد و در برابر تردید نصیری یادآور شد که به عنوان نخست‌وزیر این دستور را می‌دهد و سپس خود به دفتر نصیری رفت. این خونسردی و قاطعیت علَم باعث شد در چند ساعت غائله پایان پذیرد. سِر [[آنتونی پارسونز]] آخرین سفیر انگلیس در ایران [[دودمان پهلوی|دوره پهلوی]] نیز که خود دوستی بسیار نزدیکی با اسدالله علم داشت در خاطراتش از علم به عنوان مسئول اصلی سرکوب قیام ۱۵ خرداد نام می‌برد و می‌نویسد: «... علم شخصاً دستور تیراندازی را صادر کرده بود و خود او در سال ۱۹۷۵ ضمن صحبت دربارهٔ حوادث آن زمان گفت: من چاره‌ای جز این کار نداشتم… اعلیحضرت خیلی رقیق‌القلب هستند و از خون‌ریزی خوش‌شان نمی‌آید.»<ref>آنتونی پارسونز و ویلیام سولیوان، خاطرات دو سفیر، ترجمه محمود طلوعی، چاپ دوم، تهران: نشر علم، ۱۳۷۳، ص۲۹۳</ref> [[داریوش همایون]] نیز نقش قاطع علم در پایان دادن به قیام ۱۵ خرداد را مورد تصدیق قرار می‌دهد و نتیجه می‌گیرد که اگر در آن هنگام ثبات و قاطعیت شخص اسدالله علم نبود چه بسا [[دودمان پهلوی|رژیم پهلوی]] با خطر سقوط مواجه می‌شد."<ref>ع. باقی، تحریر تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی ایران، قم: نشر تفکر، ۱۳۷۳، ص۳۳۵</ref> شمار تلفات این رویداد تاسف‌آور را کمسیون بی‌طرفی، ۸۶ کشته و ۱۹۳ زخمی در تهران اعلام داشت. کابینه عَلم به وزارت اقتصاد، دادگستری و کشور مأموریت داد که جهت حمایت از خانواده قربانیان اقدام کنند. این برنامه منجر به تشکیل کمسیونی شد با عضویت حاج‌آقا رضا مجد از بازاریان معتمد و خوش‌نام، بانو ستاره فرمانفرمایان و یک قاضی بلندپایه. دولت علَم برپایهٔ گزارش تهیه شده توسط این کمسیون برای هزینهٔ زندگی خانواده‌هایی که در این واقعه سرپرست‌شان را از دست داده بودند، مقرری تعیین کرد به گونه‌ای که بعضی از ایشان تا انقلاب اسلامی سال ۵۷ از بودجه نخست‌وزیری ماهیانه دریافت می‌کردند.
 
مأموریت دیگر عَلم در مقام نخست‌وزیری برگزاری انتخابات مجلس در جهت اهداف انقلاب سفید بود، در این انتخابات ترکیب نمایندگان با دوره‌های پیشین، متفاوت شد. برای نخستین بار چند زن به مجلس راه پیدا کرده بودند و گروهی از کشاورزان و کارگران نیز نماینده شده بودند و دیگر از زمین‌داران و متنفذان محلی خبری نبود. به موازات انتخابات مجلس، [[حزب ایران نوین]] نیز تأسیس گردید و [[حسنعلی منصور]] دبیرکل آن شد و اکثریت نمایندگان مجلس نیز عضو آن شدند. دیگر مشخص بود که نخست‌وزیری علم به پایان رسیده‌است اما شاه بر خلاف رویه معمول خویش، برنامه‌های آینده خود را با عَلم در میان می‌گذاشت و سعی می‌کرد به این ترتیب نهایت اعتماد و محبت خود را به عَلم نشان دهد و شغل آینده عَلم یعنی ریاست [[دانشگاه شیراز|دانشگاه پهلوی شیراز،شیراز]]، با توافق خود او تعیین شد. اگر چه علم تغییرات را با خوش‌رویی پذیرفت ولی همان‌گونه که از یادداشت‌هایش بر می‌آید بابت این تغییرات از شاه دل‌گیر شده بود. چون به نظر خودش تمام مأموریت‌هایش را به خوبی انجام داده بود و حتی سپر بلای شاه شده بود و اوضاع اقتصادی مملکت نیز رو به بهبود بود و مردم امیدوار به آینده پر رونق. پس دلیلی برای برکناریش وجود نداشت. به ویژه که باید جایش را به منصور می‌داد، چون علم منصور را مهرهٔ آمریکاییان می‌دانست و یک بار او را تهدید کرده بود که به جرم جاسوسی برای آمریکاییان دستور توقیف وی را خواهد داد.<ref>یادداشت‌های عَلم، جلد اول، انتشارات مازیار ۱۳۸۷، ص ۵۰</ref> واپسین اقدام علم در مقام نخست‌وزیری فرستادن لایحه مصونیت حقوقی مستشاران نظامی آمریکا درایران به مجلس جدید بود. در واقع این اقدام علم قانونی نبود زیرا جلسهٔ دولت برای تصویب آن تشکیل نشده بود. هم‌چنین امضاء باهری،[[محمد باهری]]، دوست و [[وزارت دادگستری|وزیر دادگستری]] علم نیز پای نامه نبود. باهری بعدها گفت «علم به این دلیل دست به این اقدام غیرقانونی زد که شاه را بسیار دوست می‌داشت و می‌خواست در این ننگ شریک شاه باشد. این شاه بود که می‌خواست لایحه حتماً تصویب شود»<ref>عباس میلانی، معمای هویدا، نشر اختران، ۱۳۸۰ ص ۱۹۹</ref> سرانجام عَلم در روز شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۴۲ استعفا داد و همان روز کابینه منصور تشکیل شد.
 
علم در ۲۸ اسفند ۱۳۴۲ عَلم به ریاست دانشگاه پهلوی شیراز منصوب شد.