تفاوت میان نسخه‌های «ناصرالدین‌شاه»

جز
بدون خلاصه ویرایش
برچسب: واگردانی دستی
جز
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری
 
نخستین وظیفه رسمی ولیعهد، سفر به [[ایروان]] برای ابلاغ تهنیت پدرش به [[نیکلای اول]] بود که در آن هنگام در قفقاز از ولایات تازه تسخیر شده بازدید می‌کرد. در هنگام ملاقات، تزار ولیعهد را روی زانوی خود نشاند و به نشان محبت انگشتر الماس خود را به او بخشید.<ref>امانت، عباس، ص‌ص۷۶–۷۷</ref>
[[محمدشاه|محمد شاه]] پسر هشت ساله خود ناصرالدین میرزا را به همراهی میرزا محمد خان امیر نظام زنگنه و میرزا تقی خان فراهانی وزیر نظام (امیر کبیر) ویکی از روحانیون و جمعی از اعیان و درباریان ولیعهد به ایروان فرستاد و آن هیئت در رجب ۱۲۵۳ ه‍.ق (۱۸۳۷ م) به ایروان رسیدند.[https://www.amazon.fr/MONHAYAN-AMIR-organisation-despionnage-contre-espionnage/dp/B08ZBZQ5JX/ref=sr_1_1?dchild=1&qid=1617886765&refinements=p_27%3AKeyvan+Amini&s=books&sr=1-1 منهیان امیر نوشته کیوان امینی]
 
محمدشاه در تابستان ۱۲۱۵ هـ ق ناصرالدین را به پایتخت فراخواند. در آن هنگام او نزدیک پنج سال بود که پدرش را ندیده بود. در تابستان ۱۲۶۱ هـ ق ولیعهد سیزده ساله، با دخترعموی پدرش، گلین، ازدواج کرد. نخستین ازدواج ناصرالدین، به معنای رسیدن او به سن بلوغ بود که ضرورت انتصاب نایب‌السلطنه را از بین می‌برد، چرا که دیگر ولیعهد صغیر محسوب نمی‌شد. در ۱۲۶۳ هـ ق بهمن میرزا به روسیه فرار کرد و محمدشاه، ناصرالدین را به درخواست خودش حاکم آذربایجان کرد. در این مدت ولیعهد با مسائل جدی حکمرانی آشنا شد. در همین زمان، [[باب]] را به فرمان [[حاجی میرزا آقاسی]] برای محاکمه و تفتیش عقاید به تبریز آوردند و مجلس محاکمه در حضور ناصرالدین صورت گرفت.