آستانه حسی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
(تصحیح مفهوم ( آستانه حسی دارای تفاوت فردی است!).~~~~)
[[پرونده:Braille closeup.jpg|بندانگشتی|دقتِ تشخیصِ زبری، در نوک انگشتان، به مراتب از پشت بالاتنه بیشتر است.]]اندازه‌گیری آستانه‌های حسی نیاز به مقدماتی دارد. تا از تداخل عوامل نامربوط مادی و روانی تا حد ممکن جلوگیری شود. برای تعیین آستانه‌های حسی سه روش زمینه‌سازی معمول وجود دارد:<ref>Sensory threshold - Wikipedia</ref>
 
# محدود کردن: در این روش، شخص تحت آزمایش ابتدا در معرض محرکی کاملاً محسوس قرار داده شده و سپس شدت محرک به‌تدریج کاهش داده می‌شود. تا زمانی که دیگر توسط شخص تحت آزمایش احساس نشود. دوباره شدت محرک بتدریحبه تدریج افزایش داده می‌شود تا شخص تحت آزمایش قادر به احساس محرک باشد. این مراحل بارها تکرار شده و میانگین یافته‌ها محاسبه می‌شود. میانگین حاصل، آستانهٔ مطلق است.
 
# محرک ثابت: در این روش، یک محرک با شدت مختلف اما مشخص، در یک ترتیب تصادفی ارائه می‌شود. شخص تحت آزمایش در هر مورد، در صورت حس محرک، از طریق مثلاً اشاره با سر یا فشار دادن یک دکمه، گزارش می‌دهد. این روش برای ارزیابی [[پایایی (آمار)|پایایی]] یافته‌های آزمایش اعمال می‌شود. دراین روش گزارش‌های خطا یا جعلی تا حدی شناسایی شده و اعتبار و جدیت شخص تحت آزماش برآورد می‌شود.
 
# عادی سازی: در این روش، شدت محرک ابتدا مافوق آستانه بوده و محسوس نیست. سپس شدت محرک به‌تدریجبه‌ تدریج و تا حد محسوس کاهش داده می‌شود. تا جایی که محرک به‌وضوح حس شود. کاهش تدریجی شدت محرک همچنان ادامه پیدا می‌کند تا شخص بار دیگر قادر به حس محرک نباشد.
 
'''چند نمونهٔ ثبت شده از آستانهٔ مطلق یک فرد'''