تفاوت میان نسخه‌های «نبرد اسمولنسک»

در حالیکه هیتلر سلطه بر مناطق تحت محاصره و پاکسازی اراضی پشت نیروهای جلودار را لازمه ادامه کار می‌دید، هالدر در دید عملیاتی خود تهدید جناحین و مناطق تحت محاصره دشمن در اراضی پشت سر را دارای اهمیت ثانویه طلقی می‌کرد و به حفظ شدت پیشروی اولویت مطلق می‌داد. با این حال، ظاهر فرامین فرماندهی عالی نیروی زمینی همواره نشان‌گر مقاصد هالدر نبود و درخواست‌های شفاهی هیتلر را نیز دربرمی‌گرفت که گاهی به بلاتکلیفی فرماندهان میانی منجر می‌شد.{{sfn|Klink|1998|p=۵۳۲}} در این شرایط یکی از نگرانی‌های گروه ارتش مرکز وظیفه دوگانه به اتمام رساندن نبردها در غرب مینسک و همزمان حرکت به سمت شرق بود. بخش نخست این مأموریت بر عهده ارتش‌های پیاده‌نظام چهارم و نهم و بخش دوم آن بر عهده گروه‌های زرهی ۲ و ۳ بود. به هر حال این مسئله با توجه به گستردگی دو محاصره عظیم بین بیاویستوک و مینسک و لزوم انهدام هر دو، کار آسانی نبود. از این رو دو گروه زرهی می‌بایستی در ابتدا حلقه محاصره شرقی را جهت جلوگیری از خروج گسترده نیروهای دشمن از آن تنگ‌تر می‌کردند و پس از آن تهاجم به سمت شرق را ادامه می‌دادند. این اقدامات به هر اندازه بیشتر به طول می‌انجامید، شوروی فرصت بیشتری برای تنفس و ایجاد و تقویت خط دفاعی جدید میافت. شناسایی هوایی آلمان پیش از این حرکت جاده‌ای و ریلی گسترده نیروهای شوروی به سمت اسمولنسک را مشاهده نموده بود و شنود رادیویی خبر از حضور مارشال تیموشنکو و وراشیلوف، دو مقام عالی‌رتبه نظامی دشمن در خط مقدم خبر می‌داد که این‌ها بدون شک نشانه‌ای از نبردهای سنگینی در آینده هنگام اجرای مرحله دوم عملیات توسط آلمانی‌ها بودند.{{sfn|Glantz|2010|p=۴۱–۴۲}} [[لشکر بیست و نهم پیاده‌نظام (ورماخت)|لشکر بیست و نهم پیاده‌نظام موتوریزه]] از روز ۲۵ ژوئن با جدا شدن از سایر نیروهای گروه زرهی ۲ با وجود اعتراض گودریان، به فرمان فن کلوگه جهت سد کردن مسیر بین دو منطقه تحت محاصره بیاویستوک و مینسک، تا ۲۹ ژوئن در ولکوویسک مستقر بود.{{sfn|Kirchubel|2013|p=۱۵۳}} این لشکر روز ۲۶ ژوئن موظف بود به تنهایی خط مقدمی به طول ۶۰ تا ۷۰ کیلومتر از سلونیم تا رود [[زلویانکا]] را حفظ نماید. در طول این روز نیروهای شوروی حملات مکرری با تانک‌ها و سواره‌نظام علیه این خط آلمان به انجام رساندند.{{sfn|Fugate|1984|p=۱۱۲}} نیروهای در محاصره شوروی مقاومت جانانه‌ای از خود نشان می‌دادند و حتی توانستند تلفات سنگینی به نیروهای پیاده‌نظام ورماخت وارد آورند.{{sfn|Klink|1998|p=۵۳۱}}
 
گروه زرهی ۲ در ادامه پیشروی، در طول تنها راه مناسب بین [[مینسک]] و [[بابرویسک]] رو به [[رود برزینا]] آورد و لشکر سوم زرهی [[والتر مدل]] از سپاه ۲۴ موتوریزه آن ۲۹ ژوئن با شکست سپاه ۴۷ تفنگ‌دار شوروی، گذرگاهی بر این رود در بابرویسک را به سلطه خود درآورد. درحالیکه لشکر چهارم زرهی در حال گسترش گذرگاه خود بر روی رود برزینا در شمال بابرویسک بود، لشکر سوم زرهی دو روز منتظر ماند تا مهندسان پلی مناسب بر روی این رود احداث کنند. تنها در روز ۳۰ ژوئن آلمانی‌ها ۵۰ هواگرد شوروی را که قصد داشتند پل در حال ساخت را منهدم نمایند، ساقط کردند. با تصرف پل خط آهن سویسلوش توسط لشکر چهارم زرهی لانگرمن تیپ ۲۱۲ هوابرد و بیشتر نیروهای سپاه ۲۰ مکانیزه شوروی که با کمتر از ۹۳ تانک قدیمی قصد دفع این حملات را داشتند، به محاصره افتادند. به هر صورت پیش از تحقق این مرحله در میدان نبرد، هیچ طرحی از پیش توسط فرماندهی عالی نیروی زمینی برای پس از آن آماده نشده بود.{{sfn|Glantz|2010|p=۴۱ & ۶۰ & ۶۸}} با این وجود هالدر امیدوار بود این گروه زرهی خود را به [[Rahachow|روگاچف]]<ref group="یادداشت">بلاروسی: Pагачо́ў, انگلیسی: Rogachev - Rahachow</ref> و [[موگیلف]] نیز برساند اما با نگرانی هیتلر از به خطر افتادن موفقیت محاصره بیاویستوک-مینسک با انحراف تمامی نیروهای این گروه زرهی، از صدور فرمان مستقیم اجتناب کرد. از آن‌جایی که هالدر از ۲۴ ژوئن دیگر از نبود هیچ قصدی در ارتش سرخ برای عقب‌نشینی و تصمیم آن‌ها بر مقاومت در همان محل، مطمئن شده بود، می‌پنداشت پیشروی سریع به سمت گذرگاه‌های دنیپر برای به محاصره انداختن نیروهای دشمن، سلطه بر [[ویتبسک]] و [[اسمولنسک]] و باز شدن راه مسکو ضروری است.{{sfn|Klink|1998|p=۵۳۰}}
 
با از سر گرفته شدن پیشروی در روز ۱ ژوئیه، لشکر سوم زرهی خود را به رود اولا یکی از سه رود مسیر تا روگاچف، در ۱۹ کیلومتری شرق بابرویسک رساند و متوجه شد پل بر روی آن منهدم شده است. این لشکر با دور زدن مدافعان و استفاده از گذرگاه دیگری، با وجود آغاز بارندگی و گل‌آلود شدن راه، توانست گردان شناسایی خود را شب هنگام به رود [[دوبوسنا]] در ۳۵ کیلومتری شرق بابرویسک برساند. این بار نیز پل رود از بین رفته بود. به شکل مشابهی، هنگامی که طلایه‌داران لشکر روز بعد به رود [[دروت]] در ۱۹ کیلومتری رود دوبوسنا، رسیدند پل آن را نیز تخریب شده یافتند.{{sfn|Glantz|2010|p=۶۹}}
 
تجربه مرحله نخست عملیات بارباروسا به آلمانی‌ها نشان داد نمی‌توانند تصور کنند با توجه به سرعت بالای نیروهای زرهی، سپاه‌های پیاده‌نظام قادر به حفظ فاصله با آن‌ها خواهند شد.{{sfn|Glantz|2010|p=۴۲}} از این رو ضمن تلاش فرماندهی عالی نیروی زمینی در خلال بروز اختلاف نظر با فرماندهان عالی‌رتبه میدانی، برای تسلط کامل بر لشکرهای موتوریزه و زرهی از طریق خارج کردن دو گروه زرهی از کنترل فیلد مارشال فن بک{{sfn|Stahel|2009|p=۱۶۱}}، همان‌طور که در دیدار ۲۶ ژوئن از قرارگاه گروه ارتش مرکز در رمبرتوف در نزدیکی [[ورشو]] مطرح شده بود، برای کنترل موثرتر نیروهای گروه ارتش، فن براوخیچ خواستار قرار گرفتن دو گروه زرهی ۲ و ۳ به همراه تمامی لشکرهای پیاده‌نظام ارتش‌های چهارم و نهم که قادر به جدا شدن از نبردهای مناطق تحت محاصره بیاویستوک و مینسک بودند، تحت فرمان فیلدمارشال [[گونتر فن کلوگه]] در ارتش چهارم شد تا ارتش چهارم زرهی شکل بگیرد. در ادامه، ارتش دوم به فرماندهی ارتشبد [[ماکسیمیلیان فن وایخس]] از جایگاه ذخیره به این گروه ارتش ملحق می‌شد و می‌بایست با لشکرهای پیاده‌نظام خود و مابقی لشکرهای پیاده‌نظام ارتش‌های چهارم و نهم که همچنان درگیر محاصره بودند، مناطق تحت محاصره را پاکسازی می‌کرد. خواسته فن براوخیچ در اصل گروه ارتش مرکز را به دو گروه با ماموریت‌های جداگانه تقسیم می‌کرد. ای حالت فن بک را همچنان مسئول کل گروه ارتش نگاه می‌داشت اما لایه دیگری از فرماندهی بین فرماندهی گروه ارتش و ارتش‌های میدانی آن ایجاد می‌نمود. به هر صورت فن بک نیازی به چنین باز سازماندهی نمی‌دید و آن را بر خلاف شکل فرماندهی خود، موجب کندی غیرقابل اجتناب ارتباطات بین قرارگاه‌ها می‌پنداشت. بالاتر از همه، فن بک اعتراض خود را از امکان تضعیف سلطه او بر نیروها یا حداقل کم‌رنگ و پیچیده شدن شدید آن ابراز داشت. در کنار این‌ها قرارگاه فن کلوگه در حقیقت برای هدایت ارتش‌های پیاده‌نظام شکل گرفته بود و تجهیزات لازم شامل ادوات رادیویی مناسب، تحرک‌پذیری خارج از جاده و هواگرد ارتباطی جهت تحقق کامل مأموریت فرماندهی نیروهای زرهی در اختیار نداشت. در نهایت، در یک راه حل میانه، فن بک راضی شد فن کلوگه بدون هیچ آرایش بزرگ پیاده‌نظام همچون ارتش، صرفاً دو گروه زرهی را فرماندهی کند و ارتش دوم جایگزین ارتش چهارم شود تا در کنار ارتش نهم برای انهدام محاصره‌های بیاویستوک و مینسک، برای او باقی بماند. این سازمان‌دهی مجدد می‌بایست از نیمه شب دوم-سوم ژوئیه عملی می‌شد.{{sfn|Glantz|2010|p=۴۲–۴۳}}