تاریخ افغانستان (پس از اسلام): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: ویرایشگر دیداری ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه وظیفه تازه‌وارد
جزبدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: ویرایشگر دیداری ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه وظیفه تازه‌وارد
 
=== عبدالرحمن خان و شکل‌گیری سرحدهای سیاسی ===
در خلال حکومت او روس‌ها و انگلیس‌ها به توافقی قطعی در مورد مرزهای طولانی [[افغانستان]] با روسیه، از مرزهای ایران تا پامیر، دست یافتند. مرزهای جنوب غربی انگلیس نیز بر اساس خط مشهور [[دیورند]] (Durand Line) تعیین گشت، [[انگلیسها|انگلیس‌ها]]انگلیس‌ها، عبدالرحمان را مجبور ساختند تا معاهده ننگین دیورند را امضا کند که در اثر آن نیمی از سرزمین پشتونها به قوای [[بریتانیا]] تعلق گرفت. سیاست شوم و استعماری آن زمان [[انگلیس]] باعث گشتشد که از آن زمان تاکنونتاکنون، افغانستان و [[پاکستان]] موفق نشده‌اند تا مسئله مرزی خویش را حل نمایند، از آن زمان تاکنون پیوسته یک [[سلسله]] کشاکش‌های مرزی، برخوردهای نظامی و تحریکات متقابل در سراسر این مرزها را به دنبال داشته‌استند. اگرچه در این مدت سایه و سنگینی اقتدار وی در همهٔ گوشه و کنار این سرزمین احساس می‌شد، اما ادغام مردمی نافرمان و قبایلی [[یاغی]] در یکدیگر و درآوردن آنان به صورت ملتی یکپارچه و متحد، جز از این طریقوجود ممکنداشته نمی‌بوداست.
 
=== حبیب‌الله خان ===
عبدالرحمان خان به‌سال [[۱۳۱۹ هجری قمری]] ([[۱۹۰۱ میلادی]]) مرد،مُرد. حبیب الله خانخان، پسر بزرگشبزرگش، بر طبق وصیت پدر برجای وی نشست. حبیب الله خان سیاست انزواگرایی پدر را دنبال کرد، وی همواره با هرگونه تلاش قدرت‌های خارجی برای کسب امتیازاتی در افغانستان مخالف بود. حبیب الله خان طب غربی را در کشور رایج ساخت و خرید و فروش برده را نیز لغو نمود، و یک باب مدرسه‌ایمدرسه‌ی عالی را بنابر الگوهای غربی بنام [[حبیبیه]] تأسیس نمود.
 
در صحنهٔ بین‌المللی، روسیه و انگلیس طی قرارداد [[۱۳۲۵هجری قمری]] ([[۱۹۰۷ میلادی]]) سن پترزبورگ خودپترزبورگ، یکبار دیگر بر موافقتشان با اینکه افغانستان همچنان بایستی به مثابه‌ایمثابه‌ی سپری در میانه‌ایمیانه‌ی این دو قدرت باقی بماند، تأکید کردند. در فاصله کمی بعد از انعقاد این قرارداد [[جنگ جهانی اول]] شعله ور شد. افغانستان از هردو سو بشدت تحت فشار قرار گرفت. آلمان‌ها در پی آن بودند که حمایت و یاری افغانستان را نسبت به خودشان در مقابل انگلیس‌ها جلب کنند، [[سلطان حمید عثمانی]] (که خود را خلیفه مسلمین می‌خواند) علیه کفار و مشرکان حکم جهاد داده بود، وبود. آشوب طلبان هندی می‌کوشیدند هر طور شده پای افغانستان را به جنگ بکشند. علی‌رغم همه اینها امیرحبیب الله کاملاً به قول و قراری که برای حفظ بیطرفی با انگلیس گذاشته بود وفا کرد، و باکرد. این کار با مخالفت‌های شدیدی در بین مردم خودافغانستان مواجه شد. وی در مقابل حفظ بی‌طرفی افغانستانافغانستان، تقاضا کرده بود که با پایان گرفتن جنگ به این کشور استقلال کامل داده شود. اما پیش از انکه با هر نوع مخالفت صریحی از انگلیس برای تضمین این خواسته بگیرد، در سال [[۱۲۹۸ ه. ش]] ([[۱۹۱۹ میلادی]]) به شکل مرموزی به قتل رسید.
 
=== امان‌الله شاه، استقلال و اصلاحات ===
پس از مرگ امیرحبیب الله خان پسر سومش، [[امان الله خان]] تخت و تاج پدر را تصاحب کرد. و به عنوان [[شاه]] افغانستان پذیرفته شد.
 
در این روزها احساسات ضد انگلیسی در بین مردم به اوج شدت خویش رسیده بود، زیرا عموماً معتقد بودند که انگلیس می‌بایست در قبال بیطرفی افغانستان در جنگ اول جهانی، استقلال کامل این کشور را بدان باز می‌گرداندگرداند. شاه کمان‌اللهامان‌الله از احساسات ضد انگلیسی مردم استفاده نموده، در سال [[۱۲۹۸ ه. ش]] ([[۱۹۱۹ میلادی]]) سومین جنگ علیه انگلیس را آغاز کرد. سفربریحرکت نیروهای این کشور به طرف هند آغاز شد،شد. نیروهای هوایی انگلیس برای مدت ده روز پشتپی همدر پی شهر جلال آباد و نواحی خیبر را فتح كردند،كردند. بعد از ده روز جنگ افغانستان تقاضای [[آتش بس]] و پیشنهاد صلح نمود. انگلیس‌ها هم که از جنگ اول جهانی خسته و فرسوده شده بودند، با اندکی تعلل این تقاضا را پذیرفتند. از سوی دیگر [[انقلاب اکتبر ۱۹۱۷]] در روسیه نیز تأثیرات خود را داشت،داشت و دیگر برای انگلیس تهدیدی محسوب نمی‌شد،نمی‌شد. سیاست بلشویکها عدم مداخله در امور دیگران بود. افغانستان در نخستین روزهای جنگ سوم افغان و انگلیس اعلان استقلال نمود. انگلیس به سال [[۱۳۰۰ ه. ش]] ([[۱۹۲۱ میلادی]]) طی قراردادی در [[راولپندی]] استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت.
 
شاه امان الله سیاست گوشه گیرانه پدر بزرگ و پدرش را کنار گذاشته دست به یک سلسله اصلاحات اساسی زد که در تاریخ افغانستان بی‌نظیر بودند. این اصلاحات شاه مورد قبول قشر مذهبی واقع نشد،نشد. ملاها و روحانیون محافظه کار دست به تحریکات علیه شاه اصلاح طلب زدند. در سال [[۱۳۰۷ ه. ش]] ([[۱۹۲۷ میلادی]]). امان الله خان نخستین رهبر افغان بود که عنوان خود را از امیر به شاه تغییر داد،داد و همراه با همسرش [[ثریا طرزی|ملکه ثریا]] از [[اروپا]]، [[ترکیه]]، [[مصر]] و [[ایران]] دیدن کرد. وی که از دیدن تحولات در جهان و به ویژه کشورهای مسلمان همسایه (ایران و ترکیه) شگفت زده شده بود، دست به اقدامان و اصلاحات وسیع زد. رفع حجاب زنان، دادن آزادی‌هایی برای زنان، دموکراتیزهدموکراتیک کردن جامعه، رایج ساختن لباسهای اروپایی در دفاتر و ادارات دولتی از نخستین اقدامات شاه جوان افغان بودند که با مخالفت رهبران مذهبی و ملاها روبرو گشت،گشت. شخصی به نام [[ملای لنگ]] در مناطق جنوبی افغانستان دست به تحریکات علنی علیه امان الله خان زده و علیه وی فتوای جهاد داد. از سوی دیگر [[نادرخان]] و برادران نیز دست به‌کار شده توطئه و دسیسه‌سازی علیه امان‌الله خان را آغاز نمودند. در این روزها یکبار دیگر کشور دست‌خوش آشوب‌ها و توطئه‌ها و دسایس گشت،گشت. این آشوب‌ها بار دیگر استقلال افغانستان را تهدید می‌نمودند. درین میان جوانی بنام [[حبیب الله کلکانی]] به کمک روحانیون که لقب خادم دین رسول الله را به وی اعطا نمودندنمودند، با تنی چند از یاران وفادار و جانباز خود از [[شمالی]]شمال به سوی کابل به قصد تصرف تخت و تاج براه افتاد. شاه امان الله جنگ را لازم ندانسته تخت و تاج را رها کرده به هند رفت و بقیه سی سال عمر خود را در اروپا گذراند.
 
=== محمدنادر شاه ===
محمد نادرخان در زمرهٔ محافظان امیر حبیب الله خان خدمت می‌کرد، و دست آخر به فرماندهی کل ارتش وی منصوب گشت. بعد از آن‌که حبیب الله خان به قتل رسید، خیانتهای محمدنادرخان نیز برملا گشتند،گشتند. پادشاه جوان افغان [[امان‌الله شاه|امان الله خان]] او را از فرماندهی کل قوا معزول نمود. نادرخان به بهانه‌ایبهانه‌ی علاج بیماری عازم اروپا گردید و در آنجا در تبانی با انگلیس دست به دسیسه چینی علیه دولت تازه بنیاد شاه امان الله زد، از جمله شاه را متهم به کفر نمود و عکسهای جعلی بی حجاب را از خانم شاه (ملکه ثریا) تهیه کرده در بین قبایل توزیع نمود. همچنانهمچنین عکس جعلی دیگری را تهیه کردند که گویا شاه در اروپا دست [[پاپ اعظم]] را بوسیده‌است، اینبوسیده‌است. همه این دسایس محمد نادرخان و برادرانبرادران، باعث شدندشد تا روحانیون فرصت طلب که همواره از حکومت هند بریتانویبریتانیا جیره می‌گرفتند علیه شاهمی‌گرفتند، مردم را علیه شاه تحریک نمودندکنند. شاه بدون جنگ و خون‌ریزی تخت و تاج را رها کرد. امیرحبیب الله مشهور به کلکانی تخت و تاج را تصاحب نمود. نادرخان و برادران از طریق هند بریتانویبریتانیا، وارد [[پکتیا]] گشته قبایل پشتون را تحت نام برگشتاندنبرگرداندن تخت وتاجو تاج به وارث اصلی آن شاه امان الله، علیه حبیب الله تحریک نمودند. حبیب الله نمی‌خواست که جنگ کند، او می‌خواست که بدون جنگ و خون‌ریزی تخت و تاج را تسلیم نادرخان کند، در صورتی‌که به وی و طرفدارانش صدمه‌ای نرسد. نادرخان بر قرآن مهر نهاد و سوگند خورد که جان وی و طرفدارانش درامان خواهد بود. حبیب الله نیز به سوگند نادرخان اعتماد نموده دست از سلطنت کشید. نادرخان همراه با قبایل جنوبی وارد کابل شده حبیب الله و طرفدارانش را از دم تیغ کشید و بدین طریق حکومت رعب و شتم را بنا کرد. چندین هزار نفر قبایلی که- بیشترشان را مردان آنسوی مرز (هند بریتانویبریتانیا) تشکیل می‌داندمی‌دادند- نادرخان و برادران را در به قدرت رسیدن همکاری نموده بودند، در مقابل خواهان پاداش بودند. نادرخان تمام دارایی بانک را بین ایشان تقسیم کرد، اقوام تشنه‌ایتشنه‌ی تاراج و غارت، دار و ندار شهر را مانند گرگان بیابانی تاراج نموده با خود به آن سوی مرز انتقال داده و عده‌ای دیگر هم پست‌های مهمیمهم دولتی را تصاحب کرده ملکیتهای مردم را نیز بزور تفنگ از آن خویش ساختند.
 
نادرخان و برادرانبرادران، اندکترینکوچکترین مخالفت را نسبت به خود و حکومت خویش را توسط ژاندارمرهایژاندارم های خویش در نطفه خنثی ساختند،ساختند. هزاران انسان را به طرفداری از امان الله یا به جرم وطن‌دوستی و آزادی‌خواهی رهسپار زندان‌های مخوف و سیاه چالها نموده که بیشترینشان در آن سیاه چالها جان سپردند. آخرالامر نادرخان در سال ۱۳۱۲خ/۱۹۳۳م در اثنای توزیع جوایز در یک مدرسه توسط جوانی بنام [[عبدالخالق]] به ضرب گلوله کشته شد. برادران نادر زمینه‌ایزمینه‌ی بقدرتبه قدرت رسیدن پسر خویش [[محمدظاهر]] را مساعد ساخته و هیچکدامشان ادعای تخت و تاج را نکردند،نکردند. چهچرا که آن‌ها به خوبی می‌دانستند،می‌دانستند که نفاقهای خانوادگی زمینه‌ایزمینه‌ی نابودی ایشان را بیشتر مساعد خواهد کرد،کرد چون ایشان در بین مردم دارای اعتبار و حیثیتی چندانی نبودند،نبودند و مردم ایشان را مردم غاصب تخت و تاج می‌دانستند. از همان روزهای نخست ایشان بنابنای حکومت خویش را بر غدر و مکر نهاده بودند.
 
=== محمدظاهر شاه ===
[[محمد ظاهرشاه|محمدظاهر]] پسر ارشد محمدنادر پادشاه مقتول به سال ۱۳۳۲ قمری/۱۹۱۴ میلادی به دنیا آمد، و هنگامی که به جای پدرش نشست فقط ۱۹ سال داشت. محمدظاهر کمتر از ده سال داشت که به [[فرانسه]] اعزام شد، وی الیتا شانزده سالگی در [[اروپا]] به‌سر برد، معلوم نیست که وی در آنجا در کجا تحصیل کرده‌است،کرده‌است. بعد از شانزده سالگی به افغانستان باز گشتبازگشت و شامل مدرسه نظامی کابل شد. محمدظاهر وقتیکه به جای پدر نشست کودکی بیش نبود ولی عموهایش قدرت را در دست گرفته مملکت را بزور سرنیزه و رعب و شتم اداره نمودند. مخصوصاً هاشم خان کاکایش فرد ظالم و مستبد بود که دوره وی به نام دوره هاشم‌خانی در جنایتکاری و استبداد معروف است.
 
محمدظاهر ۴۰ سال حکومت کرد و دریندر این دورهٔ حکومت طولانیطولانی، نه اینکهتنها برای ملت مظلوم افغانستان خدمتی نکردنکرد، بلکه مردم را از علم دانش دور نگهداشته و زمینهٔ دوام حکومت خودراخود را مساعد نگهداشتنگه داشت. اما تنها کیفیتیمزیتی که این دوره ۴۰ ساله داشت این بود که افغانستان در صلح و آرامش به‌سر بردبرد؛ چیزی که قبل از آن و بعد از آن تا امروز در تاریخ افغانستان تجربه نشده‌است. ظاهر شاه به تاریخ ۲۲ ژوئیه ۲۰۰۷ در کابل چشم از جهان پوشید. بالاخره در سال ۱۳۵۲ هجری شمسی، [[سردار محمد داود|سردارمحمد داوود]] پسر برادر ظاهرخان انقلاب نموده و با ایجاد اولین ریاست جمهوری در افغانستان به حکومت شاهی محمدظاهر خاتمه بخشید.
بالاخره در سال ۱۳۵۲ ((هجری شمسی))[[سردار محمد داود|سردارمحمد داوود]] پسر کاکای ظاهرخان انقلاب نموده و با ایجاد اولین ریاست جمهوری در افغانستان به حکومت شاهی محمدظاهر خاتمه بخشید.
 
سردار محمد داود اولین رئیس جمهور افغانستان دوستعلاقه آزادیمند به آزادی، ترقی و پیشرفت کشور بود. بالاخره در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی، کودتایی با کمک [[شوروی]] دوره حیات و ریاست جمهوری داود خان را پایان بخشید.
بالاخره در ۷ ثور سال ۱۳۵۷ ((هجری شمسی)) کودتای نوکران [[شوروی]] دوره حیات و ریاست جمهوری داود خان را پایان بخشید.
 
== افغانستان از ۱۹۷۳ به بعد ==
۵۶

ویرایش