مامایی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۷ بایت اضافه‌شده ،  ۷ ماه پیش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
مامایی شامل مباحثی از جمله بارداری و زایمان و بیماری‌های زنان، [[جنین‌شناسی]]، نوزادان و مراقبت‌های مربوطه، بهداشت، تغذیه مادر و کودک و تنظیم خانواده و ژنتیک، فارماکولوژی، آناتومی، بیماری‌های داخلی و جراحی و غیره می‌باشد.<ref>نکته برای مامایی http://www.mamai.ir/</ref>
 
== مامادر ایام قدیم ==
ماما در گذشتهگذشته، به [[زن]]ی گفته می‌شد که به صورت تجربی، در کار [[زایمان]] زنان استاد بود و به آنان در زائیدن طفلشان کمک می‌کرد و گاهی در سایر امور مربوط به بیماری‌های زنان مانند [[سقط جنین]] و [[نازایی]] نیز مداخله می‌کردند. تا پیش از فراگیر شدن پزشکی نوین و ظهور [[ماما]]ها در ایران و تا اوایل [[دوره پهلوی اول]]، تقریباً تمامی امور مربوط به زایمان را برعهده داشتند. در برخی از شهرهای ایران از جمله در [[تهران]]، ماماهای [[یهودی]] بر ماماهای [[مسلمان]] برتری داشتند.<ref>{{یادکرد
|کتاب=از خشت تا خشت
|نویسنده = محمود کتیرایی
}}</ref>
 
در گذشتهقدیم، در بخش‌هایی از خاورمیانه کسانی که به این شغل مشغول بودند، عمل ختنه دختران را نیز انجام می‌دادند.<ref>عایشه بعد از پیغمبر نوشته کورت فریشلر انتشارات امیرکبیر ۱۳۴۳ صفحه یک.</ref> همچنین پیش از این که ماما مشغول به کار شود به او غذای مقوی می‌دادند تا او بتواند با توان کافی بچه را بزایاند.<ref>[[عایشه بعد از پیغمبر]] نوشته کورت فریشلر انتشارات امیرکبیر ۱۳۴۳بخش زن زیبا و جوان ابوبکر در آستانه مرگ و زایمان صفحهٔ ۴.</ref> در گذشته ماماها وقتی به دلیل نوع استخوان بندی مادر و هر علت دیگر، مطمئن می‌شدند که نمی‌توانند کودک را به دنیا بیاورند و می‌پنداشتند مادر و فرزند خواهند مرد، با اجازه ولی زن، برای زنده ماندن کودک شکم مادر را می‌دریدند تا کودک زنده متولد گردد.<ref>[[عایشه بعد از پیغمبر]] نوشته کورت فریشلر انتشارات امیرکبیر ۱۳۴۳بخش زن زیبا و جوان ابوبکر در آستانه مرگ و زایمان صفحهٔ ۵.</ref>
 
=== زمان زایمان ===
در گذشته، پیش از زایمان، ماما با استفاده از [[روغن]] [[بادام]] [[شکم]] زن زائو را چرب نموده و برای زیاد شدن درد وی، [[گل بومادران]] را جوشانده و به وی می‌نوشاند. داخل [[سینی]] یا [[مجمعه]] یا [[سفره]] [[چرم]]ینی [[خاکستر]] الک کرده می‌ریخت و روی آن [[پارچه]]‌ای می‌انداخت (برای جلوگیری از نشت خونابه). در اطراف مجمعه چند [[خشت]] می‌نهاد تا پای زائو را بر آن نهند. گاه یک تنگ روحی یا [[قلیان]] به زائو داده می‌شد تا در آن بدمد.<ref>{{یادکرد
|کتاب=از خشت تا خشت