جت لی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳ بایت اضافه‌شده ،  ۱ ماه پیش
(این کاربر یک رزمی کار حرفه ای در رشته ووشو است.)
برچسب‌ها: برگردانده‌شده ویرایشگر دیداری ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
اعضای خانوادهٔ من عبارت بود از، دو خواهر و دو برادر که از من بزرگتر بودند. در دو سالگی پدر خود را از دست دادم و چون بچه آخر بودم مادرم نمی‌گذاشت هر کاری که کمی در آن احتمال خطر می‌رفت انجام دهم ومن نمی‌توانستم کارهایی را که تمام بچه‌های هم سن من انجام می‌دادند را انجام دهم. من طوری بار آمده بودم که اگر می‌گفتند " به این دست نزن " محال بود به ان دست بزنم. این اولین خاطرات کودکی من بودند و من در چنین حال و هوایی بزرگ شدم.
 
در هشت سالگی به کلاس اول رفتم. به دلایلی که خودم هم نمی‌دانم محبوب همه معلم‌ها بودم و آن‌ها مرا لوس کرده بودند حسابی نازم خریدار داشت و هنوز هم نمی‌دانم کارشان درست بود یا نه ولی برایم جالب که هر درسی را امتحان می‌دادم بیست می‌شدم. فقط کلاس موسقیموسیقی برایم عذاب اورعذاب‌آور بود. معلمم به خوبی از این موضوع باخبر بود. روز امتحان معلم مانمعلممان آخرین نفر اسم مرا صدا زد لی لیان جی. از جا بلند و توی دلم گفتم: لعنتی!
 
معلمم گفت: امروز گلو درد داری نه؟ من که از تعجب دهانم بازمانده بودگفتم: هان؟ بهترین فرصت بود که از زیرش در بروم ولی مادرم مرا طوری بار آورده بود که هیچ وقت دروغ نگم به همین دلیل مات و مبهوت با دهان باز همان‌طور سر جایم ایستادم. معلمم دوباره تکرار کرد :اگر گلو درد داری مجبور نیستی امتحان بدهی بنشین " بیست ".