تفاوت میان نسخه‌های «فریتز ولف»

بدون خلاصه ویرایش
(صفحه‌ای جدید با ''''فریتز ولف''' (۱۸۸۰ - ۱۹۴۳)، خاورشناس و زبان‌شناس آلمانی، نویسندهٔ [[فرهنگ شاهنا...' ایجاد کرد)
 
 
== زندگی ==
فریتز ولف در ۱۱ نوامبر ۱۸۸۰ در [[برلین]] زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در همین شهر گذرانید. پس از گذرانیدن دورهٔ دبیرستان فرانسوی «کولژ روایال فرانسه» برای ادامه تحصیل به شهرهای [[مونیخ]] و [[هایدلبرگ]] رفت و بعد به [[برلین]] بازگشت، و سرانجام به شهر [[گیسن]] رفت. در دانشگاه [[گیسن]] زیر نظر [[کریستیان بارتولومه]]، ایران‌شناس نامدار آلمانی و مترجم [[گاتاها]] به آلمانی، پایان‌نامهٔ دکتری خود را با عنوان «مصادر در [[زبان‌های هند و ایرانی]]» در سال ۱۹۰۵ گذرانید. این پایان‌نامه در سال ۱۹۰۷ در آغاز چهلمین سال «مجلهٔ تحقیقات زبان‌شناسی» منتشر شد.
 
ولف پس از کسب درجهٔ دکتری مصمم شد که تحقیقات خود را بر زمینهٔ زبان‌شناسی ایرانی معطوف سازد، اما به زودی ناچار به ترک این میدان شد، زیرا دشواری‌هایی که برای یک فرد [[یهودی]] در راه ورود به محیط دانشگاهی قد علم کرده بود او را از این کار باز می‌داشت. این چنین بود که به انجام کاری گرایش یافت که محصول آن دیررس بود و می‌بایست در کنج عزلت انجام گیرد. کاری که او می‌خواست انجام دهد نظم و قاعده‌اش در خودش بود و وابسته به تحمیل‌های خارجی نبود. استقلال اقتصادی او که اجازهٔ چنین کاری را به او می‌داد بر اثر تورم سال‌های ۱۹۲۰ محدود شد ولی از میان نرفت.<ref>فریتز ولف، نوشتهٔ هانس هاینریش شدر، مجله یغما، ص ۱۳۲</ref>
[[کریستیان بارتولومه]] با تألیف دستور زبان قدیم ایرانی و در کنار آن با تألیف فرهنگ زبان قدیم ایرانی (۱۹۰۴) ترجمهٔ تازه‌ای از [[اوستا]] آماده می‌کردکه قسمت گاثاهای آن را خود او به در سال ۱۹۰۵ پایان رسانید. ترجمهٔ قسمت‌های دیگر اوستا کاری پرزحمت بود و فریتز ولف پس از تألیف پایان‌نامهٔ دکتری خود به آن پرداخت و در سال ۱۹۱۰ آن را به پایان رسانید و با سپاسگزاری و احترام به استاد خود تقدیم کرد.
 
هنگامی که ولف در کار تهیهٔ ترجمهٔ [[اوستا]] بود طرحی در نظرش آمد که کمتر کسی جرئت اجرای آن را داشت: ضبط کامل مواد زبان [[شاهنامه]]. اهمیت این کار بسیار واضح بود: اگر با همهٔ مشکلاتی که از حجم فوق‌العادهٔ متن [[شاهنامه]] سرچشمه می‌گرفت، تألیف گنجینهٔ لغت یکی از مهمترین اسناد شعر کلاسیک فارسی به توفیق می‌انجامید، تحقیق در لغت فارسی بر پایه‌های محکمی استوار می‌شد و آن را از قید وابستگی به فرهنگ‌های نارسای ایرانی و هندی رها می‌ساخت. البته مقصود ولف این نبود که لغت‌نامه‌ای تألیف کند که موارد استعمال لغات را در شاهنامه یک به یک شرح و بسط دهد و موارد مشکل و مبهم را روشن سازد و به* عبارت دیگر شرحی بر پایهٔ ترتیب لغوی بر حماسهٔ فردوسی بنویسد.
ف
ولف برای آن که بتواند کاری را که در مورد شاهنامه در نظر داشت انجام دهد می‌بایست مواد عظیم شاهنامه را به طرزی ساده و روشن تنظیم کند و معانی مهم را ذکر کند. اساس کار او چاپ هفت جلدی شاهنامه چاپ پاریس به تصحیح [[ژول مل]] بود، با توجه کامل به چاپ کلکته به تصحیح [[ترنر ماکان]] و چاپ لیدن به تصحیح [[وولرس]]-[[لانداور]]، و همچنین در نظر گرفتن لغت شاهنامهٔ [[عبدالقادر بغدادی]] که [[زالمان]] منتشر ساخته بود.
در آن هنگام نخستین انتقال اجباری یهودیان از برلین آغاز شده بود. کارگران در خیابان بر این عمل اعتراض کرده بودند و مأموران دولتی این انتقال اجباری را از روی احتیاط شب‌ها انجام می‌دادند. آن شب نیز چنین بود. خانم همسایهٔ او از روی خیرخواهی دم در آمد و گفت: اتومبیل‌ها دوباره به راه افتاده‌اند. این اخطار بر ملاقات ما سنگینی کرد. من از ولف و خانمش خواهش کردم که به منزل من منتقل شوند تا ببینیم چه می‌شود. او بی‌درنگ از این کار امتناع کرد زیر نمی‌خواست کسی را به خطر بیندازد و نمی‌خواست باری بر دوش کسی بشود. هنوز هم برای من مایهٔ تعجب است که او سرنوشت یهودیان را با چه روشنی و وضوحی پیش‌بینی می‌کرد. او می‌دانست که او و زنش کشته خواهند شد اما با ایمان مسیحی لوتری خودش از مرگ نمی‌هراسید.
 
ولف متوجه شد که امتناع او مرا ناراحت کرده است و خواست مرا تسلی دهد. ما ساعتی در باره [[پاسکال]] که ولف خیلی او را دوست می‌داشت سخن گفتیم. در این میان زنگ در به صدا درآمد. او اجازه نداد که من در را باز کنم و می‌خواست مرا مخفی کند. ما با هم دم در رفتیم. کشیش او بود که به ملاقاتش آمده بود و می‌خواست با هم دعا بخوانند. هر دو از من خواستند که بروم.
 
پس از آن دیگر او را ندیدم. آخرین سخن او این بود: به بچه‌های من بگویید که من با یک ایمان مسیحی تسلیم سرنوشت خود می‌شوم و می‌خواهم اینجا بمیرم.»<ref>فریتز ولف، نوشتهٔ هانس هاینریش شدر، مجله یغما، ص ۱۳۵</ref>}}
۶۷۰

ویرایش