تفاوت میان نسخه‌های «ملا ممدجان»

بدون خلاصه ویرایش
سر از این تاریخ ملامحمدجان و عایشه عاشق و دلباخته یکدیگر می‌شوند. ملامحمدجان صرف و نحو را کنار می‌گذارد و به فکر ازدواج با عایشه می‌شود و از خانواده‌اش خواستگاری می‌نماید، چون ملامحمدجان طالب‌العلم بی‌بضاعتی می‌باشد پدر عایشه موافقت نمی‌نماید.
 
این دو عاشق دلباخته نذری را بر عهده می‌گیرند، در صورتی‌که ازدواجشان صورت پذیرد در ایام [[نوروز در افغانستان|میلۀ گل سرخ]]{{نشانه|1}} به مزار شریف رفته و مدتی را در آستان حضرت علی (ع) خاکروبی نمایند. عایشه همواره با دختران سرحدیره در بین عصر و شام به چشمه قلمفور غرض گرفتن آب می‌رفت و در در جمع آنها با سوز و درد این آهنگ را با خود زمرمه می‌کرد:
 
{{شعر}}
{{ب|پس از مرگم بیایی بر مزارم|مدامم در دعا در انتظارم}}
{{ب|بیا که بریم به مزار ملاممدجان|سیل گل لاله‌زار وا وا دلبرجان}}
{{ب|به تن کردی گلم رخترَختِ سیاه را|کنم تعریف یار بی‌وفا را}}
{{ب|به دنیا مه اگه غمخوار ندارم|بگیرم دامن شیر خدا را}}
{{ب|بیا که بریم به مزار ملامامدجان|سیل گل لاله‌زار وا وا دلبرجان}}
۶٬۶۳۴

ویرایش