تفاوت میان نسخه‌های «آرتور دو گوبینو»

بدون خلاصه ویرایش
|محل_تولد=شهر ویل‌داوری در فرانسه
|تاریخ_مرگ= [[۱۳ اکتبر]] [[۱۸۸۲ (میلادی)|۱۸۸۲]]
|محل_مرگ= تورنتورین
|گفتاورد=
|imdb_id =
}}
'''آرتور دو گوبینو''' {{فرانسوی|Joseph Arthur de Gobineau}} {{رچ}} ([[۱۸۱۶ (میلادی)|۱۸۱۶]] - [[۱۸۸۲ (میلادی)|۱۸۸۲]]) [[نویسنده]]، خاورشناس، شاعر، مورخ و سیاستمدار [[فرانسوی]]. ریشهٔ نظریات [[نژادگرائی|نژادگرایانه]] در عصر جدید را به او نسبت می‌دهند. با این که در زمان حیاتش جز در نزد معدودی از روشنفکران و هنرمندان مانند [[واگنر]] که دوست او بود شناخته نشد، ولی پس از مرگش اندیشه‌های او طرفدارانی یافت و اصول و عقاید او در بارهٔدربارهٔ عدم تساوی نژادها مخصوصاً در [[آلمان]] بسیار مورد توجه قرار گرفت و او را به شهرت جهانی رساند.
 
==زندگی‌نامه==
 
==سفر به ایران==
گوبینو در سال ۱۸۵۵ به همراه همسر و دخترش از طریق بندر [[بوشهر]] به [[ایران]] آمد و از طرف دربار استقبال باشکوهی از او به عمل آمد. در طول اقامت خود در ایران به زبان [[فارسی]] مسلط شد و به کارهایی از قبیل [[سکه‌شناسی]] و تاریخ و [[فلسفه]] و ترجمهٔ متون فارسی به فرانسه مشغول گشت. خود گوبینو در نامه‌ای به خواهرش می‌نویسد: در ایران همه چیز هست؛ زندگی، خدا، هستی، نیکی و… من به ایران آمده ام تا ببینم مردم این سرزمین پهناور و باستانی چطور زندگی می‌کنند و چطور می‌اندیشند. گوبینو در طول زندگی پرماجرای خود در سال ۱۸۵۸ بار دیگر به فرانسه بازگشت و به [[امریکا]] رفت و بعد از مدتی بار دیگر در مقام سفیر فرانسه به [[تهران]] اعزام شد و تا سال ۱۸۶۳ در این مقام باقی ماند. سال‌های آخر عمر او در سفر به سرزمین‌های اروپایی مخصوصاً آلمان و [[ایتالیا]] سپری شد و در اواخر عمر هم در [[پاریس]] زیست و در شهر [[تورنتورین]] درگذشت.
 
==عقاید و اندیشه‌ها==