باز کردن منو اصلی

تغییرات

۴٬۱۱۷ بایت اضافه‌شده، ۷ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
در [[کیهان‌شناسی]] بودایی، ماره نماد بی‌مهارتی و "مرگ" زیست روحانی است. ماره اغواگر است و اندیشهٔ انسان‌ها را از روحانی بودن جدا می‌کند. وی این کار را از طریق فریبنده نشان دادن جهان خاکی و مثبت نمایاندن منفی‌ها انجام می‌دهد.
 
داستان‏‌های بسیاری نقل شده‌است درباره ترفندهای مارَه در جهت ایجاد خلل در روح [[ریاضت|ریاضت‏‌جوی]] گئوتَمَه از لحظه ترک خانه و آغاز راه و یا هنگامی که، زیر درخت بیداری، بی‏‌حرکت و مصمّم و پایدار و ثابت نشسته بود و توجهی به رگبار سنگ و تیرِ مارَه و یارانش، که به محض نزدیک شدن به او به گُل بدل می‏‌شد، نداشت (این حمله با «لمس کردن زمین» از جانب گئوتَمَه پاسخ گفته شد یعنی بودای آینده، با لمس کردن زمین به انگشتش، آن را احضار کرده و برای برتری خویش به شهادت گرفت) و یا زمانی که بودا بر همه موانع دنیوی غلبه یافت و مارَه، برای جلوگیری از اشاعه دین وی، تلاش می‏‌کرد که وی را وا دارد که هر چه زودتر به نیروانه نایل شود.<ref name="زرشناس">زرشناس، زهره، واژه اهریمن در ادبیات سغدی بودایی (۱۰ صفحه - از ۴۲ تا ۵۱). در: نامه فرهنگستان» زمستان ۱۳۷۹ - شماره ۱۶.</ref>
 
واژه سانسکریت ماره در بن و ریشه خود با واژه‌های مردن و مرگ فارسی هم‌ریشه است.
 
==ویژگی‌ها==
ماره فریبکار و مرگ‏‌آفرین خدایی است که، در افسانه و [[کیهان‏‌شناسی بودایی]]، سرور بومِ احساس‏ , آرزو و دشمن اصلی بودا و پیروان وی است. لقب اصلی ماره بدکار، اغواگر و دشمن، در ادبیات بودایی، «شیـطان» است. او را ناموچی به معنای «نبخشیدنی، رها و رستگارنشدنی» نیز نامیده‏‌اند. مَرکبِ وی فیلی است و او اسیرانش را در دام اندیشه‏‌ها و لذات مادی و این‏‌جهانی گرفتار و به تحمل رنج و مرگ‏‌های مکرّر دچار می‏‌سازد.<ref name="زرشناس"/>
 
در کتاب‌‏های مقدس بودایی، مارَه خدای مرگ و نیز خدای زندگی یعنی خدای [[باززایی]] است. وی همان «ریژ و کام» (شهوت و خواست) است چرا که «آرزو و خواست» دلیل وجودی زایش و مرگ است و، از آن‏جا که بودا رهاننده آدمیان از تولد و مرگ دوباره است، ماره شیطان‏‌صفت دشمن خصوصی بودا و آیین اوست و به وسوسه و اغوای بودا و پیروان وی می‌‏پردازد و همواره می‏‌کوشد تا سدّی بر سر راه بوداسف‌ها، بودا و یا پیروانش ایجاد کند.<ref name="زرشناس"/>
 
در بوداگرایی سنتی چهار ماره تعریف می‌شود<ref>Saddhatissa, H. (translator) (1998). The Sutta-Nipāta. London: RoutledgeCurzon Press. ISBN 0-7007-0181-8.</ref>:
*ماره احساسات نابجا (کلسا-ماره)
*ماره مرگ (مرتیه-ماره)
*ماره به عنوان استعاره‌ای برای تمامی وجود مشروط (اسکنده ماره)
*ماره به عنوان پسر خدا (دواپوتره ماره)
 
در فلسفه مدَرْسی، سه مارَه: و در متون پالی، سه، چهار و یا شش مارَه قابل تشخیص است. اما، در نظریه‌‏های متأخر بودایی، میلیون‏‌ها مارَه به رهبریِ سَرـ مارَه وجود دارد.
ماره صاحب سه دختر به نام‌‏های ترسنا «عطش و تشنگی حیات»، رتی «آرزو و خواست» و رگه «لذت و شادی» است.<ref name="زرشناس"/>
 
ماره، هرچند در بیشتر افسانه‏‌ها به صورت شخصیتی ملموس و عینی ظاهر می‏شود، در حقیقت، نمود تمایلات و شهوات و ترس‌‏ها و تردیدها و پندارهایی است که سدّ راه «بودا» شدن است. از این رو، خشم و بینش‌‏های نادرست دام‌‏های اویند و قید و بند و آلودگی و فساد و ویرانی لشکریان او. فرزندانش تمنا و خواست، شهوات، سردرگمی، سرآسیمگی، لذت و غرورند. ماره خود، به اشکال گوناگون، با تاریکی، نادانی، بی‏خبری، ناپاکی، فساد و [[انحطاط]]، که پایه کام‌جویی است و، از این رو، زادمُرد (=تولد و مرگ مکرّر) را تسریع می‌‏کند، یکی دانسته شده‌است.<ref name="زرشناس"/>
 
ماره میراننده بازنمایِ نیروی شرّی معنوی است که [[شاکیه‌مونی]] بودا به خوبی از رویارویی و غلبه بر آن آگاه بود. ماره فریبکار، به دو صورت شهوت و مرگ، دشمن همزادِ همه کسانی است که می‌‏کوشند به وضع ساکن و بی‏مرگ [[نیروانه]] نایل شوند. باید توجه داشت که چیرگی قطعی بر ماره، در هر سطح معنوی یا عامه‌‏پسند، عنصر جدایی‌ناپذیر این اسطوره است.<ref name="زرشناس"/>
 
== منابع ==
۱۳۹٬۵۹۳

ویرایش