باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
لشگر - غلط املایی
 
{{جنبش مشروطه}}
بعد از عزل محمدعلی شاه در [[وین]] با برادر خود ملاقات نموده و برای بازگشت سلطنت برادر از راه [[عثمانی]] به ایران آمد و با لشگریلشکری از [[ایل کلهر]] و [[سنجابی]] و [[لر]] توانست کرمانشاه و همدان را تصرف کند و همچنین قوای [[امیر مفخم بختیاری]] را در نزدیک ملایر شکست داده با حدود سی هزار قشون به سوی تهران بیاید که در نزدیکی ساوه از قوای [[فرمان خان]] شکست خورد ولی چون مجلس برای توقیف یا اعدام او ۲۵ هزارتومان جایزه تعیین نمود به عثمانی فرار کرد و چند سال بعد بار دیگر به کردستان آمد و لشگری جمع آوری کرد و به همدان تاخت ولی از قوای [[یپرم‌خان]] شکست خورد و بار دیگر از ایران گریخت. بعد به وساطت روس‌ها حکومت گیلان به او سپرده شد اما بار دیگر طغیان کرد و قزاقان ساخلوی گرگان از او حمایت نمودند ولی بار دیگر شکست خورد و از ایران اخراج شد.
 
 
== زندگی ==
 
سالارالدوله را از لحاظ اخلاقی فاقدهرگونهفاقد هرگونه ثبات شخصیتی دانسته‌اند. اکثرمنابعاکثر منابع درباره اودیدمثبتیاو ندارندواوراشخصیدید مثبتی ندارند و او را شخصی ساده لوح معرفی میکننداحمدکسرویمی‌کنند ازاوبهاحمد کسروی از او به عنوان «شــــاهزاده سبکسر» و «سبکمغز»ومورگان شوسترآمریکاییو ازاوبهمورگان شوستر آمریکایی از او به عنوان «دیوانه» یاد می‌کند.. گروته درسفرنامهدر سفرنامه خود می‌نویسد:
«او همیشه با اروپائیان رفتاری دوستانه داشت وهموارهو همواره می‌کوشید با فرهنگ وتمدنو تمدن اروپائی بیشتر آشنا گردد.» اودراو در ادامه می‌نویسد: «در اینجا (کرمانشاه) شخصیتهای زیادی که سالارالدوله را از نزدیک می‌شناختند اظهار ملآدارندکهمی‌دارند که او یک تئوریسین ذهن گرا است و از قدرت سازماندهی برخودار نیست و نملآداندنمی‌داند چگونه باید عملاً هدفش را دنبال کند. شاهزاده سالارالدوله به ناپلئون عشق ملآورزیدومی‌ورزید و تمام آثارش را به زبان فرانسه، که آن را خوب ملآدانستمی‌دانست خوانده بود. او همچنین به مطالعه کتب نظامی، بخصوص آنهایی که به کاربرد توپخانه مربوط می‌شد علاقه وافری داشت.»
 
ناصرالدین شاه در سفر سوم خود به فرنگ در سال ۱۳۰۶ه.ق هنگام عبور از تبریزبهتبریز اولقببه او لقب سالارالدوله داد.
 
سالارالدوله درسال۱۳۱۵در سال ۱۳۱۵ ه.ق با وزارت وپیشکاریو زینپیشکاری العابدینزین‌العابدین خان حسام الملکحسام‌الملک قراگزلو به حکمرانی ایالت کرمانشاهان وسرحدو سرحد داری عراقین تعیین شد.اومدت او مدت ۶ ماه درکرمانشاهدر کرمانشاه حکمرانی رابرعهدهرا بر عهده داشت. وی ظلم وتعدیو تعدی بسیاری به مردم نمودمردمنمود مردم کرمانشاه نیزازاوبهنیز از او به مظفرالدین شاه شکایت نمودند, مظفرالدین شاه نیزاورامعزولنیز او را معزول ساخت. در سال ۱۳۱۶ه.ق اورابهاو را به حکومت منطقه خمسه (زنجان) فرستادندکهفرستادند که پیشکاری او در این دوره میرزا محمود خان مدیرالدوله بود. در آنجا نیز ظلم وستمو ستم را ازحدگذرانیده،از اوراحد گذرانیده، او را معزول کردند. باقر عاقلی درذیلدر ذیل حوادث سال۱۳۱۸هسال ۱۳۱۸ه.ق می‌نویسد: «فرمانفرمایی خوزستان، لرستان، بروجرد و بختیاری وریاستو ریاست ایلات آن حدودبهحدود به انضمام ریاست تمام قشون آن صفحه به ابوالفتح میرزاسالارالدوله واگذارشد». در این مدت پیشکاری او را میرزا شفیع مستشارالملک گرگانی برعهده داشت. در این ایام بود که با دختر غلامرضاخان والی پشتکوه ازدواج کرد، تا در شورشهای بعدی از آنها به عنوان متحدی نیرومند استفاده نماید. او در طول ایام حکمرانی خود به راهنمایی‌های همراهانش توجهی نملآکردهنمی‌کرده و ازسربیرحمیاز سر بیرحمی و وقساوتقساوت با مردم رفتار ملآکردمی‌کرد.درسال۱۳۲۳ه در سال ۱۳۲۳ه حکومت همدان وکردستانو کردستان را به اودادهاو داده بودند راضی نشده بود. ولی بعد از مدتی موافقت کرد وبهو به کردستان رفت. او از همان بدو ورود به کردستان شروع به ظلم وستم به اهالی مظلوم آن دیارکرددیار کرد.
 
مردوخ می‌نویسد:
«هنگام رسیدن به میان کسبه از توی کالسکه خودش امر می‌داد وباو با دست هم اشاره می‌کردکهمی‌کرد که به خاک بیفتید, به خاک بیفتید مردم بیچاره هم به خاک افتاده و زمین اطاعت را بوسیدند خود شاهزاده از خاک افتادن مردم می‌خندید. به توپخانه مرتضی خان شجاع لشکر [[اردلان]] را که ریاست توپخانه را داشت امر داد دراز کشیدند و کتک کاری کردند که چرا توپ کم صدا بود.»
 
مردوخ پس از آوردن سخنان سالارالدوله که بیشتر راجع به تهدید مردم وترساندنو ترساندن آنها بود می‌نویسد:
«در دوره شاهزاده بگیر و ببند وجرمو جرم و زور و کلاه کاغذی شدت پیدا کرده اطمینان مالی وجانیو جانی برای احدی باقی نبود.»
 
عاقبت به دلیل این همه ظلم وجنایتو جنایت به مردم, آنها تلگرافاتی به مرکز مخابره کردند عین الدولهعین‌الدوله هم که صدر اعظم ورئیسو رئیس الوزراء بود دل خوشی از سالارالدوله نداشت تلگرافات تظلم را ترتیب اثر داده, در ۱۱ شوال همان سال سالارالدوله را احضار کرد و او دیگر به عنوان حکمران به کردستان بر نگشت. بعد از برکناری مدتی در اعتراض ونارضایتیو نارضایتی به سر می‌برد تا اینکه در سال ۱۳۲۵ه.ق دست به شورش زد که در فصل بعدی به آن خواهیم پرداخت.<ref>ایل کلهر در دوره مشروطیت، علیرضا گودرزی، انتشارات کرمانشاه، ۱۳۸۱ ص۴۱</ref>
 
== منابع ==
۳٬۳۷۷

ویرایش