تفاوت میان نسخه‌های «ژوزه مائورو ده واسکونسلوس»

(اصلاح ارقام)
کتاب، ماجرای ژوزه واسکونسلوس، پسر آقای پائولو را روایت می کند. زه زه (مخفف ژوزه) تقریباً پنج ساله است اما نسبت به سنش پیش رس محسوب میشود. بارزترین وجه شخصیت این کودک شیطنت های باورنکردنی و قدرت تخیل بی پایان اوست. اما به نظر خودش اینها از این ناشی می شود که «شیطان توی جلدم رفته است.»
 
ارتباط زه زه با اعضای خانواده (شامل پدری بیکار، مادری سرخپوست، سه خواهر و یک برادر بزرگتر و یک برادر کوچکتر) بخش مهمی از داستان است. مادر و لالا کارگری می کنند. گلوریا او را دوست دارد و ژاندیرا او را کتک می زند. آنتونیو (توتوکا) ترسو است اما گاهی پشتیبان زه زه است و خیلی اوقات پشتش به اوست. اما لوئیس، لوئیس شاه اوست. زه زه درگهگاه مدرسهواکسی متفاوت است، خانم معلم این شاگرد سر به راه، باهوشاست و ساعیمدتی را دوست دارد و حواسش هست که زه زه زنگ های تفریح چیزیهم برای خوردنیک داشتهفروشنده باشد.دوره زهگرد زهصفحه سینما را هم دوست دارد. فیلم های وسترن به گسترش دنیای او کمک فراوانی می کند؛ [[فرد تامپسون]]، [[کن مینارد]] و [[بیوک جونز]] دوستان او هستند و گاهی به زه زه تفنگ و اسب و شلاق قرض می دهند. اما سنگ صبور زه زه و گوش شنوای همه ماجراهای او درخت پرتغالش مینگینهو است. زندگی زه زه از زمانی که او با [[مانوئل والادارس]] آشنا میشود، تغییرشاگردی می کند. مردی که ماشین قشنگی دارد و دیگران پرتغالی صدایش می کنند.
 
زه زه در مدرسه رفتاری کاملاً متفاوت ادارد. خانم معلم، سیسیلیا پائیم که چندان زیبا نیست این شاگرد سر به راه، باهوش و ساعی را دوست دارد و حواسش هست که زه زه زنگ های تفریح چیزی برای خوردن داشته باشد.
 
زه زه سینما را هم دوست دارد. فیلم های وسترن به گسترش دنیای او کمک فراوانی می کند؛ فرد تامپسون، [[کن مینارد]] و [[بیوک جونز]] دوستان او هستند و گاهی به زه زه تفنگ و اسب و شلاق قرض می دهند. بعدتر زه زه به فیلم های عشقی علاقه مند می شود تا ببیند «... دیگران یکدیگر را دوست دارند.»
 
اما سنگ صبور زه زه و گوش شنوای همه ماجراهای او درخت پرتغالش مینگینهو است. زندگی زه زه از زمانی که او با [[مانوئل والادارس]] آشنا میشود، تغییر می کند. مردی که ماشین قشنگی دارد و دیگران پرتغالی صدایش می کنند.
شاید موفقیت این اثر بود که واسکونسلوس را برانگیخت تا سالها بعد در (۱۹۷۴) سرگذشت قهرمانش را در نوجوانی در کتاب [[خورشید را بیدار کنیم]] دنبال کند.
قلب واسکونسلوس، نویسنده آثاری که به سبب سادگی خود و احساس همدردی و گرایش مهرآمیز خود به فرودستان و ستمدیدگان محبوبیت عام یافته بود، در ۲۴ ژوئیه ۱۹۸۴ از تپیدن بازماند.<ref>مقدمه کتاب [[خورشید را بیدار کنیم]]، نشر راه مانا، ترجمه قاسم صنعوی</ref>