تفاوت میان نسخه‌های «ژوزه مائورو ده واسکونسلوس»

بدون خلاصه ویرایش
== نویسندگی ==
واسکونسلوس ذاتاً داستانگو بود. حافظه قدرتمند و تخیل گسترده در نهایت او را به سوی نویسندگی سوق داد.
نخستین رمان واسکونسلوس، [[موز وحشی]] {{به پرتغالی|<small>Banana Brava</small>}} در سال ۱۹۴۲ منتشر شد اما موفقیت بزرگ او در عرصه ادبیات با انتشار [[روزینا، قایق من]] {{به پرتغالی|Rosinha, Minha Canoa}}در ۱۹۶۲ آشکار شد.
 
واسکونسلوس سبک خاصی در نویسندگی داشت او ابتدا زمینه وقوع داستان را انتخاب میکرد و تمامی جزئیات آن را با بررسی های عمیق کشف میکرد. سپس تمامی وقایع داستان و حتی گفتگوها را تخیل می کرد و دست آخر هنگامی نوشتن را آغاز می کرد که داستان به تمامی در خیالش شکل گرفته باشد: «... فقط زمانی نوشتن را آغاز می کنم که احساس کنم رمان از تمام منفذهای بدنم به خارج می تراود. پس از آن بی وقفه می نویسم». به این ترتیب بود که رمان [[درخت زیبای من]] {{به پرتغالی|<small>O Meu Pé de Laranja Lima</small>}} شناخته شده ترین اثر واسکونسلوس تنها طی دوازده روز نوشته شد. هر چند که نویسنده اعتراف می کند که «... این اثر برای بیست سال در اندرون من بوده است».
در سال ۱۹۷۴واسکونسلوس در رمان [[خورشید را بیدار کنیم]] زندگی قهرمان داستان درخت زیبای من را دنبال می کند.
 
واسکونسلوس سبک خاصی در نویسندگی داشت او ابتدا زمینه وقوع داستان را انتخاب میکرد و تمامی جزئیات آن را با بررسی های عمیق کشف میکرد. سپس تمامی وقایع داستان و حتی گفتگوها را تخیل می کرد و دست آخر هنگامی نوشتن را آغاز می کرد که داستان به تمامی در خیالش شکل گرفته باشد: «... فقط زمانی نوشتن را آغاز می کنم که احساس کنم رمان از تمام منفذهای بدنم به خارج می تراود. پس از آن بی وقفه می نویسم». به این ترتیب بود که رمان [[درخت زیبای من]] {{به پرتغالی|O Meu Pé de Laranja Lima}} شناخته شده ترین اثر واسکونسلوس تنها طی دوازده روز نوشته شد. هر چند که نویسنده اعتراف می کند که «... این اثر برای بیست سال در اندرون من بوده است».
== درخت زیبای من ==
رمان موفق درخت زیبای من در سال ۱۹۶۸ به چاپ رسید. این کتاب تا زمان مرگ واسکونسلوس به چاپ چهل و هفت رسیده بود. سی و دو ترجمه از این کتاب در نوزده کشور جهان منتشر شده است. این کتاب الهام بخش آثار سینمایی، تلویزیونی و تئاتری بوده است. <ref>Guia Folha - Folha Online</ref> در سال ۲۰۰۳ [[کمیک استریپ]] درخت زیبای من در ۲۲۴ صفحه در کره جنوبی منتشر شد.<ref>http://pt.wikipedia.org/wiki/Meu_P%C3%A9_de_Laranja_Lima</ref>
 
کتاب، ماجرای ژوزه واسکونسلوس، پسر آقای پائولو را روایت می کند. زه زه (مخفف ژوزه) تقریباً پنج ساله است اما نسبت به سنش پیش رس محسوب میشود. بارزترین وجه شخصیت این کودک شیطنت های باورنکردنی و قدرت تخیل بی پایان اوست. اما به نظر خودش اینها از این ناشی می شود که «شیطان توی جلدم رفته است.» فرض خانواده و همسایه ها بر این است که زه زه ذاتاً شرور است و به این جهت است که پسرک مدام کتک می خورد.
 
ارتباط زه زه با اعضای خانواده (شامل پدری بیکار، مادری سرخپوست، سه خواهر و یک برادر بزرگتر و یک برادر کوچکتر) بخش مهمی از داستان است. مادر و لالا کارگری می کنند. گلوریا او را دوست دارد و ژاندیرا او را کتک می زند. آنتونیو (توتوکا) ترسو است اما گاهی پشتیبان زه زه است و خیلی اوقات پشتش به اوست. اما لوئیس، لوئیس شاه اوست. زه زه گهگاه واکسی است و مدتی هم برای یک فروشنده دوره گرد صفحهصفحات موسیقی، شاگردی می کند.
 
زه زه در مدرسه رفتاری کاملاً متفاوت ادارددارد. خانم معلم، سیسیلیا پائیم که چندان زیبا نیست این شاگرد سر به راه، باهوش و ساعی را دوست دارد و حواسش هست که زه زه زنگ های تفریح چیزی برای خوردن داشته باشد.
 
زه زه سینما را هم دوست دارد. فیلم های وسترن به گسترش دنیای او کمک فراوانی می کند؛ فرد تامپسون، [[کن مینارد]] و [[بیوک جونز]] دوستان او هستند و گاهی به زه زه تفنگ و اسب و شلاق قرض می دهند. بعدتر زه زه به فیلم های عشقی علاقه مند می شود تا ببیند «... دیگران یکدیگر را دوست دارند.»
 
اما سنگ صبور زه زه و گوش شنوای همه ماجراهای او درخت پرتغالش مینگینهو است. زندگی زه زه از زمانی که او با [[مانوئل والادارس]] آشنا میشود، تغییر می کند. مردی که ماشین قشنگی دارد و دیگران پرتغالی صدایش می کنند.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= واسکونسلوس |نام= ژوزه مائورو |کتاب= درخت زیبای من| ناشر= راه مانا| ترجمه= قاسم صنعوی| سال=۱۳۸۷(چاپ هفتم) }}</ref>
 
شاید موفقیت این اثر بود که واسکونسلوس را برانگیخت تا سالها بعد در (۱۹۷۴) سرگذشت قهرمانش را در نوجوانی در کتاب [[خورشید را بیدار کنیم]] دنبال کند.
قلب واسکونسلوس، نویسنده آثاری که به سبب سادگی خود و احساس همدردی و گرایش مهرآمیز خود به فرودستان و ستمدیدگان محبوبیت عام یافته بود، در ۲۴ ژوئیه ۱۹۸۴ از تپیدن بازماند.<ref>مقدمه کتاب [[خورشید را بیدار کنیم]]، نشر راه مانا، ترجمه قاسم صنعوی</ref>