تفاوت میان نسخه‌های «رستم‌التواریخ»

۳٬۲۳۰ بایت اضافه‌شده ،  ۸ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
رستم‌التواریخ کتابی درباره تاریخ [[صفویه]] تا [[زندیه]] که بیشتر به خاطر مطالب [[پورنو]] اش به ویژه درباره [[حرمسرا]]ی [[شاه سلطان حسین صفوی]] معروف شده است . نویسنده این کتاب مجهول الهویه است . در این کتاب الفاظ رکیک بسیار مورد استفاده قرار گرفته است . [[عبدالله شهبازی]] تاریخ نگار ایرانی مطالب آن را '''جعلیات فتنه انگیز''' می نامد . <ref>[http://www.shahbazi.org/pages/Rustam_Al_Tavarikh_Babism.htm «رستم‌التواريخ» و «بشارت ظهور»]</ref>
{{بدون منبع}}
 
==اعتبار==
'''رُستَم‌التَواریخ''' نام کتابی است نوشته کسی به نام [[رستم‌الحکما]] که به بازگویی رویدادهای سالهای پایانی پادشاهی [[صفویان]] تا زمان زندگی خود نویسنده که آغاز روزگار [[قاجار]] بود می‌پردازد.نسخه اصلی این کتاب در موزه‌ای در کشور [[آلمان]] نگهداری می‌شود.جای جای این کتاب خواننده با نمونه [[خوشنویسی]] و شعر سرایی نویسنده کتاب روبه رو می‌شود که البته هیچکدام این دو توانایی نویسنده در اندازه بالایی نیست.همچنین نویسنده نشان می‌دهد که از جهان آن زمان بسیار ناآگاه است چنانکه برای نمونه [[ناپلئون]] را پادشاه [[انگلیس]] می‌داند.
 
عبدالله شهبازی تاریخ نگار ایرانی مطالب رستم‌التواریخ را به کل بی اعتبار می داند . او این کتاب را بخشی از [[تاریخنگاری]] مغرضانه و هجوآمیز [[قاجاریان]] برای بی اعتبار کردن [[صفویه]] و [[زندیه]] می داند . او دلیل خود را دو صفحه آخر کتاب می داند که البته در چاپ دوم آن را حذف کرده اند .<ref>[http://www.shahbazi.org/pages/Rustam_Al_Tavarikh_Babism.htm «رستم‌التواريخ» و «بشارت ظهور»]</ref>
.چاپ جدید و بدون سانسور این کتاب با مقابلۀ تنها دو نسخۀ موجود در کتابخانه های توبینگن آلمان و حاج آقا حسین ملک در کتابخانۀ آستان قدس رضوی به نحو بسیار صحیح توسط آقای قاسم بیک زاده تصحیح و پانویسی ویراستاری شده و توسط کتاب و انتشارات پارس لوس آنجلس آمریکا به بازارِ کتاب عرضه شده است
 
==رستم‌التواریخ و بابی گری==
 
رستم التواریخ چنین به پایان می رسد :<br/>
«اين کتاب مستطاب يازده سال پيش از ظهور حضرت خليفه‌الله صاحب‌الامر به‌دست رستم‌الحکما غلام آن جناب نوشته شد و همان سلطان صاحبقراني که عرب هاشمي نسب و سفاک روس و اهل انکار است و در سال هزار و دويست و شصت و دو از جانب ارض غري بيرون مي‌آيد و عالمگير است. بي شک و شبهه صاحب‌الزمان همان است...»<br/>
نویسنده [[محمد شاه قاجار]] را نایب [[امام زمان]] معرفی کرده است و بشارت ظهور را در ۱۲۶۰ یا ۱۲۶۲ داده است . بنا به گفته عبدالله شهبازی با این صحبت ها زمینه پذیرش باب ([[علی محمد شیرازی]]) را در محمد شاه قاجار و رجال دربار قاجار فراهم آورده است . <ref>[http://www.shahbazi.org/pages/Rustam_Al_Tavarikh_Babism.htm «رستم‌التواريخ» و «بشارت ظهور»]</ref>
 
==نمونه ای از متن کتاب==
 
«پس خسرو خان و گرگين خان و اتباع و عمله‌جاتش شروع نمودند به ايذا و آزار نمودن اهل سنت به مرتبه‌اي که از حد تحرير و تقرير بيرون است. يعني زنان و دختران و پسران را به جور و تعدي مي‌گادند و اموال‌شان را به زور و شلتاق مي‌بردند و به جور و جفا خون‌شان را مي‌ريختند بناحق، و پروا نمي‌کردند. و کار چنان بر سنيان تنگ شد که از آيه ان مع العسر يسراً مأيوس و با يأس و ناکامي و نااميدي و حسرت مأنوس شده و هر يک از ايشان رب اني مغلوب فانتصراً مي‌خواندند. اين چند بيت از مؤلف اين کتاب رستم‌الحکما مي‌باشد:<br/>
<center>نگاده زن و دختر نامدار<br/>
قزلباش ننهاد در قندهار<br/>
زن و دختر و امرد کابلي<br/>
ز هر سو قزلباش گاد از يلي<br/>
بر آمد ز هر سو ز افغان فغان<br/>
ز جور قزلباش خواهان امان<br/>
بدريد گرگين چو گرگ يله<br/>
همه اهل آن مرز را چون گله<br/>
چو افغان ز بيداد خر شيعيان<br/>
بريدند اميد از مال و جان<br/>
ز افغان روان شد همي اشک و آه<br/>
ببردند يکسر به يزدان‌پناه<br/>
فرج دادشان داور خاک و آب<br/>
که گشتند بعد از تعب کامياب<br/>
بکشتند آن قوم بيداد و دين<br/>
قزلباش را بي‌حد از روي کين<br/>
تلافي مافات شد آن چنان<br/>
که حاجت دگر ني به شرح و بيان<br/>
نه گرگين و نه تابعانش بماند<br/>
نه مال و نه عرض و نه جانش بماند»<center/><ref>[http://www.shahbazi.org/pages/Rustam_Al_Tavarikh_Babism.htm «رستم‌التواريخ» و «بشارت ظهور»]</ref>
</center>
 
==منابع==
{{پانویس}}
[[رده:کتاب‌های تاریخی صفوی]]