تفاوت میان نسخه‌های «خاکسترهای آنجلا»

بدون خلاصه ویرایش
'''خاکسترهای آنجلا''' یا '''اجاق سرد آنجلا''' [[خودزندگی‌نامه]] (اتوبیوگرافی) است از [[فرانک مک‌کورت]]، نویسنده ایرلندی-آمریکایی که در سال ۱۹۹۶ چاپ شده است. رمان شامل زندگی فرانک مک‌کورت در کودکی و اوایل نوجوانی در [[بروکلین]] [[نیویورک]] و [[لیمریک]] (شهری در [[ایرلند]]) می باشد. داستان شرح زندگی فقیرانه فرانک، پدر دائم‌الخمرش که پولی برای خانواده نمی‌گذارد و تلاش‌های مادرش، آنجلا، برای نجات خانواده است. خاکسترهای آنجلا برنده [[جایزه پولیتزر]] در رشته [[خودزندگی‌نامه]] یا [[زندگی‌نامه]] در سال ۱۹۹۷ شده است <ref>[http://en.wikipedia.org/wiki/Pulitzer_Prize_for_Biography_or_Autobiography Pulitzer Prize for Biography or Autobiography]</ref>. فرانک مک‌کورت کتاب [[تیز]] {{انگلیسی|'Tis}} در سال ۱۹۹۹ و [[آقا معلم]] {{انگلیسی|Teacher Man}} را در سال ۲۰۰۵ به عنوان دنباله خاکسترهای آنجلا به چاپ رساند.
 
== خلاصه داستان ==
فرانک (فرانسیس)، اولین فرزند خانواده مک‌کورت در روز 19 اکتبر 1930 در بروکلین نیویورک به دنیا می آید. برادر کوچکتر فرانک، مالکی در سال 1931، برادر های دوقلو الیور و یوگین در سال 1932 و خواهر کوچکش، مارگارت در سال 1935 به دنیا آمده اند.
 
مادر فرانک، آنجلا، قبل از ازدواج از ایرلند به آمریکا مهاجرت می کند و مالکی، پدر فرانک را ملاقات می کند. مالکی به تازگی از زندانی که به خاطر دزدیدن یک کامیون بوده آزاد شده است. آنجلا از مالکی باردار می‌شود و این دو مجبور به ازدواج می شوند. مالکی از ازدواجش با آنجلا راضی نیست و سعی به فرار به کالیفرنیا دارد. به خاطر مصرف تمام پولش برای الکل وی قادر به فرار به کالیفرنیا نیست. سرانجام آنجلا فرانک را و سپس، مالیکی، الیور، یوگین و مارگارت را به دنیا می آورد. زندگی این خانواده پر جمعیت به فقر و فلاکت در نیویورک می گذرد و دلیل اصلی
این فقر مصرف تمام دستمزد شغل های جسته گریخته مالیکی روی الکل است. جمعه شب ها که مرد های خانواده های دیگر دستمزد خود را به خانه آورده، مالکی به میخانه رفته و تا آخر دستمزد خود را صرف الکل می کند. معمولا روز بعد به دیلی مستی، مالکی شغل خود را هم از دست می دهد. مرگ مارگارت در نهایت خانواده مک‌کورت را برای یک زندگی جدید به ایرلند بر می گرداند.
 
زندگی در لیمریک در سال های نیز دست کمی از زندگی در نیویورک ندارد. خانواده مککورت در محله فقیر، در کوچه ای سنگفرش نشده، و در انتهای یک خانه که به تنها توالت مشترک خانه نزدیک است زندگی می کنند. مالکی به دلیل الکلی بودن شغلی نمی تواند پیدا کند و اگر هم پیدا کند تمام دستمزدش را صرف الکل می کند. غذای خانواده برای سال ها چیزی جز نان و چایی برای بزرگ تر ها و آب قند برای بچه های شیر خوار نیست. از آنجا که برای زن ها شغلی وجود نداشت، آنجلا مجبور به گرفتن اعانه از کلیسا می شود تا بتواند خانواده خود را زنده نگهدارد.
 
مالکی سرانجام به انگلستان می رود تا بتواند شغلی در شهر های جنگ زده (جنگ جهانی دوم) پیدا کند و پولی برای خانواده اش بفرستد. نتیجه چیزی جز انتظار در شب های جمعه و سرخوردگی برای خانواده مککورت نیست. مالکی طبق معمول دستمزد خود را صرف الکل می کند و خانواده مککورت مجبور به سرکردن زندگی با اعانه و در نهایت گدایی آنجلا می شود. فرانک علی رغم استعداش و توصیه معلم هایش مجبور به ترک تحصیل بعد از دوران ابتدایی میشود تا بتواند کار کند و با پس اندازش به آمریکا رفته و خانواده خود را نجات دهد. مدتی به عنوان پستچی (تلگرام رسان) و بعد در به عنوان روزنامه فروش کار می کند. در کنار روزنامه فروشی برای یکی مشتری های یکی رباخوار های محله اش نامه های تهدید آمیز برای برگرداندن پول قرضی می نویسد تا بتواند در آمدی اضافه داشته باشد. سرانجام با ترکیبی از قناعت، پس انداز و دزدی، رویای فرانک به تحقق می پیوندد و با پس اندازش موفق با خرید بلیط کشتی برای سفر به آمریکا می شود. فرانک در سن 19 سالگی به آمریکا رسیده و آماده شروع زندگی جدیدی می شود.
== ترجمه ها ==
این کتاب توسط [[منیژه شیخ جوادی]] به‌نام ''خاکسترهای آنجلا'' و [[نشر پیکان]] ترجمه شده است <ref>{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =مک‌کورت | نام =فرانک | عنوان =خاکسترهای آنجلا | ترجمه = منیژه شیخ جوادی| سال =۱۳۸۴ | ناشر = پیکان | شابک = ۹۶۴-۳۲۸-۴۶۸-۹| صفحه = ۴۷۱}}</ref>. ترجمه دیگر این کتاب به‌نام ''اجاق سرد آنجلا'' توسط [[گلی امامی]] و [[نشر فرزان روز]] انجام شده است <ref>{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =مک‌کورت | نام =فرانک | عنوان =اجاق سرد آنجلا | ترجمه = گلی امامی| سال =۱۳۹۰ | ناشر = فرزان روز | شابک = ۹۶۴-۳۲۱-۰۵۲-۹| صفحه = ۶۱۴}}</ref>.