تفاوت میان نسخه‌های «اسرار گنج دره جنی»

جز
جز (ربات:اصلاح تغییرمسیر ناوباکس‌)
== خلاصه فیلم ==
{{خطر لوث‌شدن}}
 
داستان از آنجا شروع می‌شود که گروهی مهندس نقشه‌بردار مشغول عملیات نقشه‌برداری زمینی در منطقه‌ای کوهستانی جهت راه‌سازی هستند که در دستگاه دیدیاب یکی از آنان مردی روستایی با گاوش مشغول شخم زدن زمین دیده می شود. مرد روستایی (با بازی [[پرویز صیاد]]) هنگام شخم زمین، در حفره‌ای گنجی شایان پیدا می کند. او به خانه می رود و می خواهد به یمن یافتن گنج، گاوش را - تنها سرمایه قبلی‌اش- برای روستاییان قربانی کند. زنش بی‌خبر از ماجرای گنج گمان می کند که او دیوانه شده و دست به دامن دوستان و اقوام می شود؛ آنها وقتی سر می‌رسند که مرد، گاو را سر بریده است. جمعیت خشمگین به دنبال زن مرد روستایی را کتک می زنند و گاو را نیز با خود می‌برند. زن نیز همراه پسرش به خانه برادرش می‌رود.
 
مرد تصمیم می گیرد پنهانی و اندک اندک، گنج را به پول تبدیل کند. او که به پول زیادی رسیده در پی فراهم کردن زندگی مجللی برای خود، به حیف و میل آن می‌پردازد و اموالی می‌خرد که کاربردی برایش ندارند. مرد هر آن چه را یافته، از طلا و جواهرات، کم‌کمک به شهر می برد و به عتیقه‌خری می‌فروشد. عتیقه‌چی موضوع را با زن خود در میان می‌گذارد. زرگر و همسرش تصمیم می گیرند تمام گنج مرد روستایی را یافته و خود صاحب آن شوند؛ او را به خانه‌شان دعوت می کنند و پذیرایی مفصلی می‌کنند. ایشان مرد روستایی را تشویق می‌کنند که اکنون که وضع مالی مرد روستایی تغییر کرده او با زنی شهری ازدواج کند. آنها به دختری که کلفتشان است (با بازی [[شهناز تهرانی]])، آموزش می دهندمی‌دهند تا برای مرد دلبری کند. کلفت نقش خود را خوب بازی می کند و دل مرد روستایی را می برد.
 
مرد روستایی باور می‌کند که زن زرگر، زرگر و کلفتشان خیرخواه او هستند. زن زرگر به مرد روستایی یاد می دهد که چگونه لباس بپوشد و کجاها برود و چگونه خرید کند. اما در عمل، خود درصدی از پولی که او برای خرید می‌پردازد را به چنگ می‌آورد.
مرد روستایی در ظاهرهیبت شهری‌ها را پیدا کرده اما تصمیمش این است تا به ده برگردد، و از روستاییانی که کتکش زده‌اند زهرچشمی بگیرد. وی به این فکر می‌افتد که خانه‌اش را نوسازی کند و در آن اشیا شیک و لوکس بگذارد و به هم ولایتی‌هایش خودی نشان بدهد و فخر بفروشد. برای این کار جوانکی هنردوست و معتاد که از اقوام زن زرگر است به کمکش می‌آید.
 
از سوی دیگرقهوه‌چی بین راهی (با بازی [[محمود بهرامی]])، به سفرهای متعدد مرد روستایی به تهران شک می کندمی‌کند و مدام دنبال این است تا بداند که وی چرا مداومبه دفعات به شهر می‌رود و باز میمی‌گردد. گردد،قهوه‌چی به پرس و جو از احوال مرد روستایی در روستا می‌پردازد اما چیزی دستگیرش نمی شودنمی‌شود. ژاندارم منطقه به قهوه‌چی و رفتارش مشکوک می شودمی‌شود و تصور می کندمی‌کند که او مشغول قاچاق مواد مخدر است. از معلم ده که زینال پور نام دارد می خواهد زاغ سیاه قهوه‌چی را چوب بزند اما معلم ادعای شرف و حیثیت کرده و از انجام این کار شانه خالی می کند. سپس برای کسب خبر دست به دامن برادر زن مرد روستایی می شود ولی او هم جوابش می کند.
 
مرد روستایی بی خبر از این همه دسیسه با بسیاری خریدهای لوکسش وارد ده می شود. آنها را در خانه جا می دهد و از معلم ده، زینال پور، که حالا نام فامیلش را به اصرار مرد روستایی به لشکویی (جایی که معلم در آن جا به دنیا آمده) تغییر داده، می خواهد که خانه را نیز بازسازی کند. معلم به طرز خنده آوری بنای قدیمی را سرهم بندی می کند و برای او عمارت و باغی نیز سرهم می‌کند. در نهایت محیطی مهیا می شود که هیچ جایش به جای دیگر نمی خورد. خانه و باغ پر از مجسمه های لوکس است.
مرد روستایی اندکی بعد درمی یابد که حفره گنجش مسدود شده و دیگر نمی تواند به آن دسترسی پیدا کند. کسی هنوز نمی‌داند که قهوه چی، زرگر، ژاندارم و کدخدا از بین رفته اند.
 
مرد روستایی تنها مانده‌است و همه چیز مانند خواب و خیالی به نظر می رسدمی‌رسد.
 
{{پایان خطر لوث‌شدن}}