تفاوت میان نسخه‌های «ارتش»

بدون خلاصه ویرایش
{{ادغام به|نیروی نظامی|تاریخ=ژوئن ۲۰۱۲}}
{{منبع}}
{{ویکی‌سازی}}
{{لحن}}
[[ارتش]] یک واژه پارسی و دیرینه‌است که از نام (آرته) نخستین بنیانگذار نیروی نظامی در ایران برگرفته شده‌است {{مدرک}} از این رو پاره‌ای از اشکانیان و ساسانیان این نام را برای فرزندان خود برگزیده‌اند این نام در دوران داریوش به فرماندهی بخش کوچکی از یک یگان تیر انداز که هدف از بین بردن یک واحد مشخص از یگان دشمن را داشتند داده می‌شد امروز به این یگان (تیر اندازه ویژه)گفته می‌شود. آرتمیس یکم کاریا، حاکم ساتراپی ایونیا در قرن پنجم قبل از میلاد، و فرمانده یکی از ناوگان سپاه ایران در نبرد با یونان. وی یک زن بود که فرماندهی ناوگان دریایی ایران را بر عهده داشت.{{نیازمند منبع}}
واژه ارتش از ریشه ارتشتاران در زبان پهلوی ساسانی مشتق شده است.
 
ارتش تا پیش از انقلاب و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مجموعهٔ نیروهای نظامی اطلاق می‌گردید. هنوز هم دربارهٔ دیگر کشورها به همین معنا به کار می‌رود. ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیروهای نظامی ایران را تشکیل می‌دهند.
از نام‌های بر گرفته شده از این نام این است:
 
==ریشه‌شناسی==
ارتمیس - اردشیر یا ارته خشترا..........
''ارتش'' از واژه‌های برساخته در دوران معاصر است و از روی واژهٔ ''ارتشتار'' (''ارتشدار'') که پیش از آن به معنی سپاهی (لشکری) در زبان فارسی وجود داشت، برساخته شده‌است. این [[پسین‌سازی]] از این خاسته‌است که واژه را مرکب فرض کرده‌اند و جزء دوم ''دار'' را به معنای دارنده گرفته‌اند.<ref>{{یادکرد|نویسنده=حسن‌دوست، محمد|کتاب=فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی (جلد اوّل)|کوشش=زیر نظر بهمن سرکارتی|شهر=تهران|ناشر=فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نشر آثار، ۱۳۸۳|شابک=ISBN 964-7531-28-1}}</ref> این واژه را [[فرهنگستان ایران]] نساخته‌است بلکه نتیجهٔ کار عده‌ای است که در دوره‌های جدید اما پیش از [[کودتای ۱۲۹۹]]، در مقابل برخی از واژه‌های جدید و [[ترکی]] که در ارتش رواج داشت، به واژه‌گزینی پرداختند اما چون با این فن آشنا نبودند، دچار لغزشهایی شدند. اینان واژهٔ «ارتش» را به جای واژهٔ ترکی ''قشون'' قرار دادند و بدین وسیله می‌خواستند این واژهٔ ترکی را کنار بگذارند که البته سرانجام با جاافتادن این واژه، در این امر کام یافتند.<ref>صبوحی، جواد، ''[http://www.qudsdaily.com/archive/1387/html/9/1387-09-13/page4.html صدا و سیما زبان فارسی را به آگهی‌دهندگان می‌فروشد، گفتگو با مردی که سخنش به هزار اشرفی می‌ارزد]''، بخش فرهنگی، روزنامه قدس، ۱۳-۰۹-۱۳۸۷</ref>
 
نام ارتش از زمان پهلوی بر یگانهای نظامی متحد و یک شکل ایران که پیش از آن در زمان قاجار با عنوان عسکر شناخته می‌شد توسط فرهنگستان ادب و زبان فارسی و به دستور مجلس ملی با توجه به ریشه فرهنگی آن در ایران باستان و نام نامداران آن بر آن نهاده شد.
 
ارتش دارای دست بندی و چارت سازمانی می‌باشد که نام سازمانهای آن نیز توسط فرههنگستان زبان و ادبیات فارسی تعیین و بر آنها نهاده شد.
 
دست که گروهی کوچک است
 
گروهان که به معنی گروهی از دسته‌ها می‌باشد.
 
گردان که از دو واژهٔ (گرد) و (دن) تشکیل گردیده که (گرد) به معانی پهلوان است و (دان) برای گاه تجمع مکان و زمان است. چون گرد آفرید به معنی آفرینندهٔ پهلوان.
 
هنگ که در زبان پارسی به معنی اجتماع می‌باشد چون فرهنگ که یعنی شکوه و جلال اجتماعی.
 
تیپ که تشکیل شده از کلمات توان (ت) یورش (ی) پیوسته (پ) است.
 
لشگر که تشکیل شده از دو واژهٔ (لش) و (گر) است که (لش) یعنی جسد و (گر) یعنی کننده. چون کوزه گر.
 
سپاه که تشکیل شده از چند لشگر است و به معنی سه (پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک،) پاس داری کننده(پ) همگانی (ه) می‌باشد {سپه}.
 
و ارتش که تشکیل شده از چند سپاه منظم است.
==منبع==
{{پانویس}}
[[رده:نظامی]]
 
 
[[sw:Jeshi]]