باز کردن منو اصلی

تغییرات

بدون خلاصه ویرایش
کتاب '''عقاید یک دلقک''' {{آلمانی|Ansichten eines Clowns}}، نوشتهٔ [[هاینریش بل]] نویسندهٔ [[آلمان|آلمانی]] است که در [[۱۹۶۳ (میلادی)|۱۹۶۳]] نوشته شده‌است.
این کتاب توسط شریف لنکرانی به زبان فارسی ترجمه شده استشده‌است.
 
== خلاصه داستان ==
ماری همسر او یک کاتولیک بوده و در جوانی با هم فرار کرده‌اند و بدون اینکه با هم ازدواج کنند با هم رابطه داشته‌اند. این امر ماری را عذاب می‌داده و بالاخره روزی از او فرار می‌کند.
 
هانس شنیر دلقک، تنها به اتاق خود در بن، پناه برده‌است و چند ساعت شکست‌های زندگی عاطفی و حرفه­ایش را جمع­بندی می­کند تا بعد برود مانند گدایی بر پله­های‌های ایستگاه راه­ آهن بنشیند و بازگشت ماری، زن محبوبش را که از دست داده‌است و هم امروز باید از سفر ماه عسل به رم بازگردد، انتظار بکشد (یا به هرحالهر حال چنین وانمود کند). کتاب تک­گویی بلندی، ساخته از «ملاحظات» (یا عقاید) آدمی سرخورده و مایه گرفتهمایه‌گرفته از خاطره­های‎های شخصی است که تنها چند مکالمه تلفنی و ملاقات کوتاه پدر آن را قطع می­کند‌کند. هانس شنیر، برخلاف اکثر شخصیت‌ها در داستان‌های کوتاهی که بول پس از جنگ نوشته‌است، در خانواده­ای‌ای بورژوا به دنیا آمده‌است. استعدادش در کار معرکه­گیری،‌گیری، از او (در دل جامعه‌ای مرفه) انسانی مرتد ساخته‌است. او به نسلی تعلق دارد که اگرچه جوان‌تر از آن بودند که در آخرین دسته­های‌های هیتلری نام­نویسی‌نویسی کنند اما در میان شعارهای ناسیونال سوسیالیستی بزرگ شده­اند‌اند. جامعه نو مرفهیمرفه‌ای که بر ویرانه­ها‌ها بنا شده‌است، در چشم او به طور قطع مشکوک است؛ بدان لحاظ که دست­اندرکاران‌اندرکاران آن، که همگی کمابیش بدنام­اند،‌اند، امروزه به بهای کمی برای خود وجدان راحت خریداری می­کنند‌کنند: حتی مادر او رئیس «کمیته­ای‌ای برای نزدیک ساختن نژادها» است. در حال و هوای بازسازی، کاتولیسیسم به اصطلاح «ترقی­خواه‌خواه» که در محافل بورژوایی بن خودنمایی می­کند،‌کند، در ریاکاری عمومی سهیم است. همه ترش­رویی هانس شنیر بر همین کاتولیسیسم متمرکز است؛ وانگهی انگیخته از دلایلی شخصی است: ماری که مدت شش سال همدم او بود، ترکش گفته‌است تا با یکی از همان «کاتولیک‌های متجدد و سرشار از آینده»، که از دست­اندرکاران جلو صحنه‌است، ازدواج کند.
 
شنیر مدعی است که رنگ و روغن «صادقانه» چهره معرکه ­گیرمعرکه‌گیر را در برابر ریاکاری اجتماعی قرار می­دهد‌دهد. اما، دهن­کجی‌کجی دلقک، که با طرز پاسخی زیباشناختی-اخلاقی شکل می­گیرد،‌گیرد، مضحک است. مؤخره عجیب و غریبی که طی آن هانس شنیر ورشکستگی خود را با خوش‌رویی به نمایش درمی­آورد،‌آورد، تصویری حاکی از تسلیم و رضا از هنرمند به دست می­دهد‌دهد. و آخرین کلام رمان می­گوید‌گوید که، با این حال، «به آواز خواندن ادامه داد». عقاید یک دلقک به حق رمان پایان عصر آدناوئر [[صدر اعظم آلمان]] است.
 
{{پایان خطر لوث‌شدن}}