تفاوت میان نسخه‌های «ام کلثوم بنت علی»

جز
ویرایش 188.158.102.216 (بحث) به آخرین تغییری که H.b.sh انجام داده بود واگردانده شد
جز (ویرایش 188.158.102.216 (بحث) به آخرین تغییری که H.b.sh انجام داده بود واگردانده شد)
{{فاطمه}}
== تولد ==
{{دیگر کاربردها|ام کلثوم}}
زادروزش در سال ششم هجری
'''ام‌کلثوم''' دختر [[علی|علی ابن ابیطالب]] و [[فاطمه|فاطمه زهرا]]؛ خواهر [[زینب]]، [[حسن بن علی]] و [[حسین بن علی]] است. او در [[واقعه کربلا]] از آغاز تا پایان حضور داشت. زادروزش در سال ششم هجری و مرگش چهار ماه و ده روز پس از بازگشت از شام و در مدینه اتفاق افتاد.
نامشان '''فاطمه''' دختر دوم ''' فاطمه زهرا (س) و امیر المؤمنین علی بن ابیطالب''' (ع)و به ام کلثوم شهرت دارد.
 
ایشان دختر [[علی|علی ابن ابیطالب]] و [[فاطمه|فاطمه زهرا]]؛ خواهر [[زینب]]، [[حسن بن علی]] و [[حسین بن علی]] است.
== ازدواج با عمر بن خطاب ==
 
عمر بدنبال این بود که علی، پسر عموی پیامبر را به خود نزدیکتر کند. او بطور منظم با علی بهمراه سایر صحابه اولیه پیامبر مشورت می‌کرد و بر ازدواج با ام کلثوم دختر علی و نوه پیامبر اصرار می‌کرد.<ref name="Mud"/> ام کلثوم، که در آن زمان طفلی بود بااین ازدواج مخالفت کرده بود که دلیل آن محتملاً، شهرت عمر در برخورد خشن و بی‌ادبانه با زنان خود بود. علی خودش نسبت به این ازدواج بی علاقه بود اما سرانجام بعد از حمایت علنی مهاجرین و انصار از این ازدواج، علی تسلیم شد. در ازای این ازدواج علی از عمر خواست تا اراضی ینبع در نزدیک کوه رضواء را به او ببخشد. عمر اراضی ینبع را به علی بخشید و این زمین‌ها بعدها به فرزندان حسن بن علی رسید.<ref name="Mud">{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Madelung | نام = Wilferd| پیوند نویسنده = ویلفرد مادلونگ | عنوان = The Succession to Muhammad | ترجمه = | جلد = | سال = 1997| ناشر = Cambridge University Press |مکان = | شابک = | صفحه = 67&79 | پیوند = | تاریخ بازبینی =}}</ref> [[ویلفرد مادلونگ]] از دلایل دیگر علاقه عمر به ازدواج با ام کلثوم، نوه محمد را، رسیدن به سطح اجتماعی کسانی مانند عثمان می‌دانست. زیرا برخلاف عثمان که با دو دختر محمد ازدواج کرد. محمد هیچ‌کدام از دخترانش را به ازدواج عمر و ابوبکر درنیاورده بود. هرچند دختران آنها را به همسری گرفته بود.<ref name="Mud"/>[[آلفرد گیوم]] می‌گوید که فرزندان حاصل ازدواج عمر و ام کلثوم، زید و دختری (که نامش برای ما ناشناخته است،) می‌باشد.<ref>{{پک|Guillaume|1955|ک=New Light on the Life of Muhammad|ص=50}}</ref>
 
[[سید حسین نصر]] نیز در [[دانشنامه بریتانیکا]] ازدواج [[عمر بن خطاب]] و ام کلثوم را تائید می‌کند.<ref>[http://www.britannica.com/EBchecked/topic/15223/Ali/260773/Ali-and-the-first-caliphs Nasr, Seyyed Hossein. "Ali". Encyclopædia Britannica Online:Ali and the first caliphs]</ref>
 
== ازدواج ==
محمد بن جعفر بن ابی طالب» فرزند جعفر طیار، برادرزاده علی ابن ابی طالب است و '''همسرش ام‌کلثوم''' ، دختر علی بود.
محمد‌ بن جعفر طیار، در صدر اسلام و به دستور علی همراه حسن پسر علی در تهاجم به ایران حاضر شد و در جنگ شوشتر زخم برداشت و بر اثر همان زخم در هفت کیلومتری شهرستان دزفول، کشته و به خاک سپرده شد.
بنای این بقعه ظاهراً در عصر امیر تیمور گورکانی و پسرش شاهرخ میرزا ساخته شد و در دوره صفویه و بعد از آن چند بار تجدید بنا شد و در فهرست آثار میراث فرهنگی به ثبت رسید.
'''گفته می شود عمر ایشان را برای خود خواستگاری نمود'''
'''بررسی کلّی سندها'''
*1ـ بخاری و مسلم از ذکر این حدیث اعراض کرده و آن را در دو کتاب معروف و مهمّ خود نقل نکرده‏اند و چه بسیار احادیثی که به همین جهت علمای اهل سنت تضعیف نموده‏اند.
*2ـ حدیث در صحاح ستّه و دیگر کتاب‏های معروف اهل سنت، همانند مسند احمد بن حنبل نیامده است.
بررسی سند هر یک از روایات
حاکم نیشابوری در نقل ماجرا آن را صحیح، ولی ذهبی در تلخیص المستدرک سند آن را منقطع دانسته است؛ همان‏گونه که بیهقی آن را مرسل می‏داند. هم‏چنین بیهقی با سندهای دیگری این قضیه را نقل کرده که همه آنها ضعیف است.
*ابن سعد نیز حدیث را در الطبقات الکبری به طور مرسل نقل کرده است. ابن حجر در الاصابه با سند خود نقل کرده که در آن «عبدالرحمن بن زید بن اسلم» است که تعداد زیادی از علمای رجال اهل سنت او را تضعیف نموده‏اند.[8]* هم‏چنین در سند آن «عبدالله بن وهب» وجود دارد که تضعیف شده است.[9]
*ابن حجر به سندی دیگر از عطاء خراسانی نقل کرده که ابن عدی و بخاری او را از جمله ضعیفان شمرده‏اند.[10]
*خطیب بغدادی نیز آن را با سندی نقل کرده که در آن احمد بن حسین صوفی، عقبة بن عامر جهنی و ابراهیم بن مهران مروزی وجود دارد که اوّلی تصریح به ضعف او شده، دوّمی را از لشکریان و امیران معاویه ذکر کرده‏اند و سوّمی نیز مهمل دانسته شده است. در نتیجه می‏توان گفت که هیچ یک از روایات، سند معتبری ندارد. و عنوان کرد : ای علی اگر بر این ازدواج راضی نباشی ترا می کشم. که فرمان خلیفه را وا گذاشته ای و وی را به زور به زنی گرفت. اما هنگام تولد کودک مادر و فرزند از بین رفتند.اما علامه امینی صاحب الغدیر این موضوع را رد کرده است.
== سخنانی که درتاریخ از او آمده ==
*در هر حال زنی به نام ام کلثوم که دختر امیر المؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) می باشد در صحنه کربلا حضور داشته است که از سخنرانی های ایشان و خطاب "رسول ا... (ص)" به ای پدرم; باید فرزند حضرت فاطمه زهرا (س) باشد.
*ام کلثوم در زمین کربلا بعد از قتل امام حسین (ع) شاهد نوحه خوانی فرشته ای از جن بوده است.
*زمانی که لشگریان ابن سعد به غارت اهل حرم دست زدند؛ ام کلثوم با فریاد بر سر عمر سعد انزجار خود را از بین عمل نشان داده و مانع غارت خیمه امام زین العابدین (ع) گشت. هم چنین اعلام کرد؛ سعد حکم کند هر آن چه از چادر و پوشش زنان غارت کرده اند به آن ها بازگردانند . هیبت ایشان به قسمی بود که عمر سعد چنین کرد. اما کسی ابدا چیزی برنگرداند و ام کلثوم با سرودن اشعاری مردم را به خاطر انجام چنین کاری سرزنش نمود.
*زمانی که اهل حرم به کوفه رسیدند، پس از سخنرانی حضرت زینب (س) و فاطمه دختر امام حسین (ع) ام کلثوم سخنرانی نمود و فرمود : ای مردم کوفه رسوایی بر شما . چرا حسین را خوار نمودید و اورا کشتید؟
اموالش را به تاراج بردید و از آن خود دانستید و زنان حرمش را اسیر نموده و آزار و شکنجه اش نمودید؟...
و سپس اشعاری در مذمت کار کوفیان و سرزنش اعمال آنها قرائت نمود. به قسمی که مردم صدا به گریه و نوحه بلند کردند و زن و مرد گریه می کردند. زنان گیسوان پریشان کرده و خاک بر سر می ریختند و مردان ریش خود را می کندند.
*زمانی که کاروان اسرا وارد کوفه شد و مردم حال نزار کودکان را مشاهده کردند، به آن ها نان و خرما می دادند و بعضا کودکان تشنه و گرسنه می خواستند از آن ها تناول کند.اما ام کلثوم نان و خرما را از دست آنها می گرفت و می انداخت و فریاد می زد: ای اهل کوفه صدقه بر ما اهل بیت روا نمی باشد و هم چنین فرمود: ای اهل کوفه مردان شما مردان ما را می کشند و زنان شما بر ما گریه می کنند فردای قیامت خداوند متعال بین ما و شما حکم خواهد فرمود.
*در راه شام در منزل قنسرین که در یک منزلی«حلب» است، مردم آن همه از شیعیان علی (ع) می باشند، دروازه ها را بسته و مانع ورود لشگر به شهر شدند. جماعت بنی امیه را لعن کرده و با سنگ بر لشگریان می زدند. ام کلثوم در رثای این عمل آنها اشعاری سرود و از آن ها تشکر کرد.در راه شام در منزل "سیبور" مردم گرد هم آمدند تا در مورد کاروان اسرا تصمیم بگیرند. پیرمردی گفت فتنه ایجاد نکنید. این سر از همه سرزمین ها گذشته است بگذارید از سرزمین شما نیز بگذرد.اما جوانان شهر بر این اقدام آن ها معترض شده و آماده جنگیدن شدند.در جنگ با لشکری که کاروان اسرا را همراهی می کردند بسیاری از سربازان را به درک واصل کردند.ام کلثوم درباره این شهر دعا کرد و فرمود: خداوندا آب آن ها را گوارا ساز و دست ظلم را از آنها کوتاه ساز.
به برکت این دعا اگر همه جهان از ظلم و جور آکنده شود در سرزمین آنها جز نشانه های نعمت و بخشش و پرچم قسط و عدل برافراشته نمی شود!
*زمانی که کاروان اسرا به "بعلبک" نزدیک شد حاکم "بعلبک" بنا به دستور فرمانده لشگر یزید مجلس بزم و طرب مهیا ساخته و از شراب و نوشیدنی مهیا کرد. نوازندگان بنواختند و از آن کافران استقبال به عمل آوردند.
ام کلثوم در حق آن سرزمین نفرین کرد که خدای تعالی نابود کند وسعت و معیشت شما را و آبتان را خوش گوارا نسازد و دست ظالمان را از سر شما کوتاه نکند.
*زمانی که قرار بود اهل بیت را وارد شهر کند وقتی به نزدیک دروازه ها رسیدند ام کلثوم به شمر فرمود: من خواسته ای دارم؟شمر گفت : خواسته ات چیست؟ام کلثوم فرمود: اینک این شهر دمشق است. ما را از دروازه ای داخل کن که مردمان کمتری جمع باشند و بگو سرهای شهدا را از ما دور کنند تا مردم به نگاه کردن سرها مشغول شده و کمتر به ما نگاه کنند.شمر بر خلاف این نظر عمل کرد و دستور داد سرهای مطهر را بین کاروان پخش کرده و آنها را در شلوغ ترین ساعات روز از شلوغ ترین دروازه که "دروازه ساعات" نام داشت وارد کرده و در همان حال شمر به رجز خوانی و بیان مفاخر خود در کشتن امام حسین (ع) پرداخت.ام کلثوم نیز فریاد برآورد : خاک بر دهانت باد ای ملعون ، لعنت خداوند بر ستمکاران وای بر تو آیا فخر ما کنی بر یزید، که کسی را به قتل رسانیدی که جبرئیل در گهواره برای او لالایی می گفت و نام گرامی اش در سرا پرده عرش پروردگاری مکتوب است.کسی که خداوند متعال؛ پیامبری جدش رسالت را پایان داد.آیا افتخار تو این است که کسی را به قتل رسانیدی که پدرش نابود کننده مشترکین بود؟ کجا جدی و پدری و مادری مثل جد و پدر و مادر من می بینی.
خولی که ناظر این گفت و گو بود گفت تو هرگز از شجاعت دست برنمی داری و تو دختر مرد شجاعی هستی.
*زمانی که کاروانیان به شام بازگشتند، به نزدیک مدینه که رسیدند نوحه و زاری از حد برون شد. دیدار خانه امام حسین (ع)، دیدار رسول خدا (ص)، بدون حسین(ع) و رنج و محنتی که در این سفر متحمل شده بودند همه در قالب مرثیه و شهر بر زبان ام کلثوم جاری شد.
*ام کلثوم بر سر قبر مادرش نیز عقده دل وا کرد و مرثیه خواند مردم نیز در این مرثیه خوانی با وی همراهی کردند.
*ام کلثوم بعد از ورود به مدینه تا چهار ماه بیشتر زنده نماند و آن گونه که در تاریخ ضبط است در بقیع دفن شده است.
== درگذشت ==
پیرامون تاریخ وفات وی اختلاف است. برخی وفات وی رادر حدود سال ۵۰ هجری دانسته‌اند و برخی [[سید محسن امین]] درگذشت وی را قبل از سال ۵۴ هجری در مدینه دانسته و مولف [[اعلام النسا]] درگذشت وی را چهار ماه پس از بازگشت کاروان اسرای [[کربلا]] از [[شام]] دانسته‌است.
== پانویس ==
{{پانویس|اندازه=ریز}}
*8 . ر.ک: عقیلی، الضعفاء، ج 2، ص 331؛ ابن عدی، الکامل فی الضعفاء، ج 7، ص 1581.
*9 . همان، ج 5، ص 337.
*10 . الکامل، ج 7، ص 69.
==منابع==
 
1. طبقات ابن سعد، ج 8.
2 . مستدرک حاکم، ج 3.
3 . بیهقی، سنن الکبری، ج 7.
3 . تاریخ بغداد، ج 6.
5 . الاستیعاب، ج 4.
6 . اسدالغالبه، ج 5.
7 . الاصابه، ج 4.
8 . ر.ک: عقیلی، الضعفاء، ج 2؛ ابن عدی، الکامل فی الضعفاء، ج 7.
9 . همان، ج 5.
10 . الکامل، ج 7.
11 . کافی، ج 5.
12 . مسائل سرویه.
13 . طبقات ابن سعد، ج 8.
14 . مناقب امام علی(ع).
15 . هود (11).
16 . تزویج علی(ع) بنته من عمر.
17 . المسائل السرویة.
18 . ترویج امّ‏کلثوم من عمر.
19 . طبقات ابن سعد، ج 6.
20 . ابن قتیبه، المعارف.
21 . الروضة الفیحاء فی تواریخ النسا.
22 . اعلام النساء، ج 4.
23 . تاریخ طبری؛ کامل ابن اثیر.
24 . الاعصابة، ج 4؛ صفة الصفوة و تاریخ المدینة المنورة.
25 . سبط بن جوزی، تذکرة الخواص.
26 . اسدالغالبه؛ الاصابه و ذهبی، تاریخ الاسلام، ج 4.
27 . طبقات ابن سعد، ج 3.
28 . تاریخ موالید الائمه، ؛ نورالابصار، و نهایة الارب، ج 20.
29 . ابن قتیبه، المعارف، ص 185.
30 . اعیان الشیعه، ج 13 (به نقل از طریحی).
31 . همان، ج 6.
32 . تهذیب، ج 2.
33 . وسائل، ج 20، باب 10، کافی، ج 5؛و مرآة العقول، ج 2، .
34 . مرآة العقول، ج 2،
35 . معجم رجال الحدیث، ترجمه جعفر بن محمّد اشعری.
{{چپ‌چین}}
*{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =Guillaume | نام =Alfred | پیوند نویسنده =آلفرد گیوم | عنوان =New Light on the Life of Muhammad | ترجمه = | جلد = | سال =1955 | ناشر =Manchester University Press |مکان = | شابک = | صفحه =50 | پیوند =http://books.google.ca/books?id=tNHnAAAAIAAJ&lpg=PA50&ots=M590gz6-qm&dq=umm%20kulthum%20umar&pg=PA50#v=onepage&q=umm%20kulthum%20umar&f=false | تاریخ بازبینی =2012-08-05 }}
۶٬۶۸۵

ویرایش