تفاوت میان نسخه‌های «اصلاح»

۹٬۹۲۳ بایت اضافه‌شده ،  ۷ سال پیش
<ref>wikipedia/Reformism</ref>
 
== مفهوم اصلاح طلبی در ایران ==
== اهداف اصلاح‌طلبان ==
اصلاح طلبی در ایران مفهومی متفاوت با آنچه در بالا گفته شد دارد. اصلاح طلبی در ایران با شاخه محافظه کاری پیوند نزدیکی دارد و اگر بخواهیم چارچوب مفهوم ایرانی اصلاحات را با مفهوم تاریخی آن مقایسه کنیم باید آن را <big>نو محافظه کاری</big> بخوانیم. اصلاح طلبی ایرانی در اغلب مواقع در پی تغییراتی تدریجی است ولی تفاوت آن با مفهوم اصلاح طلبی که سوسیال دموکرات ها در ابتدا پایه نهادند در آن است که اصلاح طلبی ایرانی اساسا درگیر تغییرات بنیادی نمی شود و تغییرات تدریجی فرهنگی را به تغییرات تدریجی اقتصادی و سیاسی اولویت می دهد. اثبات این مدعا، سابقه ایست که تاریخ از اصلاح طلبی در ایران ارائه می کند.<ref>• توسعه سیاسی،اقتصادی و امنیت، سید محمد خاتمی. 113جلد 1</ref>
اصلاح‌طلبان طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌دهند و از این رو نمی‌توان هدف واحدی را برای آنان برشمرد. اما آنان در مجموع خواستار حرکت‌های انقلابی نیستند و مایلند کم کم تغییراتی در حکومت ایران، به سمت برقراری [[دموکراسی]] و رعایت حقوق بشر به وجود بیاورند.
 
<big>تاریخچه اصلاح طلبی در ایران</big>
 
تلاش هایی که از زمان <big>شاه عباس اول</big> (1587-1629 میلادی) توسط او اصلاح طلبی خوانده شد، پیگیری تغییراتی بود که وضع موجود را تثبیت می کرد و این اولین خواسته محافظه کاران بود. این تغییرات تدریجی گرچه جنبه رشد و توسعه داشتند ولی به هیچ وجه بنیادی نبودند. از دیگر نمونه های دیگر اصلاح طلبی در ایران، همچون <big>عباس میرزا</big> و <big>میرزا تقی خان امیرکبیر</big> نیز چیزی جز اصلاحات غیر بنیادی و فرهنگی محور و تدریجی نمیتوان یافت.<ref>باستانی پاریزی، محمدابراهیم، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، ۱۳۵۷، تهران</ref>
 
حتی اگر <big>پهلوی اول</big> را بزرگترین اصلاح طلب ایران بنامیم او نیز در نهایت اصلاح طلبی متفاوتی با نظر <big>برنشتاین</big> را نمایش میدهد. به نظر می رسد این اصلاح طلبی ریشه در '''فرهنگ خود محوری شرقی''' دارد.<ref>فرهنگ سیاسی ایران،دکتر سریع القلم،صفحه98</ref> در کتاب '''موانع توسعه سیاسی در ایران''' نوشته حسین بشیریه به طور مشروح در مورد شکست اصلاح طلبی بحث شده است. <ref>موانع توسعه سیاسی در ایران، حسین بشیریه، مقدمه</ref> این ریشه های فرهنگی ساختار مفهومی جدیدی برای اصلاح طلبی در ایران ساخته است.
در ایران شاید تنها کسی که با اندیشه های اصلاح¬طلبی اصیل آشنا بود و تلاش هایش تا حد زیادی در راستای تغییرات تدریجی و بنیادی پیش رفت، '''محمد مصدق''' بود.<ref>دکتر محمد مصدق - خاطرات و تالمات دکتر محمد مصدق – مشتمل بر دو کتاب:۱- شرح مختصری از زندگی و خاطراتم ۲- مختصری از تاریخ ملی شدن نفت در ایران - به کوشش ایرج افشار ص 88</ref> البته بسیاری از تحلیلگران مصدق را محافظه کار میدانند با این وجود در واقع مصدق که در بستر تحولات انقلاب مشروطه رشد کرده بود و از تبعات چنین انقلاب هایی آگاه بود به سوسیال دموکرات ها گرایش پیدا کرده بود.<ref>همان</ref> بارها در مضرات انقلاب و شکستن ناگهانی ساختارها سخن گفته بود و شاید بتوان گفت مصدق اولین کسی بود که مفهوم اصلاح طلبی را در ایران به شکل مدرن و برنشتاینی آن بنیان گذاشت. در کتاب خاطرات دکتر فاطمی، به دفعات از مصدق نقل شده بود که مشی من اصلاح طلبیست. اما با این وجود گرایش او به اندیشه های <big>سوسیال دموکرات</big> و همچنین وقوع جنگ سرد میان دو قطب ایدئولوژی باعث شد اصلاح طلبی با دخالت دول غربی و نیز تحریکات شوروی ناکام بماند و در '''کودتای 28 مرداد 1332''' این گرایش به کلی توسط محافظه کاران حذف شود.<ref>همان</ref>
پس از آن دوباره مفهوم اصلاح طلبی دراوایل دهه 40 شمسی توسط '''محمدرضا پهلوی''' مطرح شود. اونیز همچون پدرش نتوانست تغییر عمده ای در ساختارهای سیاسی و اجتماعی ایران ایجاد کند. تغییرات فرهنگی و اقتصادی هم آنقدر نبود که بتوان گفت ساختارهای بنیادی آن تغییر کرده است. بنابراین شاه که اصلاحات را ناکام یافته است تصمیم می گیرد این ساختارها را با برنامه ای به نام "'''انقلاب سفید'''" یا "'''انقلاب شاه و مردم'''" پی بگیرد.<ref>ایران و انقلاب شاه و ملت، ۱۳۵۶، صفحه 78</ref>
'''دکترهمایون امینی''' پسر '''علی امینی''' در کتاب "'''بربال بحران'''" بخشی ازین تلاش برای اصلاح را نمایش میدهد و اصلاح طلبی را در ایران نوعی نومحافظه کاری می خواند.<ref>بر بال بحران، همایون امینی،بخش اول</ref>
 
'''مفهوم اصلاح طلبی پس از انقلاب'''
 
اصلاح طلبی در ایران پس از '''انقلاب اسلامی''' سال 1979 مفهوم دیگری یافت. در اولین دولت انقلاب و پس دولت انتقالی '''مهدی بازرگان''' در انتخاباتی آزاد <big>ابوالحسن بنی صدر</big> به ریاست جمهوری رسید. وی که در فرانسه اقتصاد خوانده بود، مدعی اصلاحاتی بنیادی چون دوباره‌سازی مراکز قدرت، از دور خارج کردن تدریجی سپاه پاسداران، دادگاه‌های انقلاب و کمیته‌ها و ادغام آنها در سایر سازمانهای دولتی، کاستن نفوذ روحانیون و همچنین ایجاد طرحی برای بهسازی و توسعه اقتصادی کشور بود. بسیاری بر این باور بودند که بنی صدر به واسطه تحصیل در فرانسه دارای گرایش های سوسیال دموکرات بود.<ref>بنی صدر سخن می‌گوید</ref>
پس از سرنگونی بنی صدر، محافظه کاران و '''تکنوکرات''' های ایرانی حکومت را در دست گرفتند.در این دوره حاکمیت به دو بخش تقسیم شده بود.گروه محافظه کارتر به <big>جناح راست</big> مشهور شدند<ref>پایگاه خبری تحلیلی اصولگرا</ref> و گروهی دیگر به چپ ها یا اصلاح طلبان. چپ¬ها کسانی بودند که قبل از انقلاب اسلامی به گروه هایی چون '''سازمان مجاهدین خلق''' یا '''سازمان فداییان خلق''' نزدیک بودند و پس از انقلاب به علت اختلافات درونی منشعب شدند و سازمان های جدیدی یافتند برای مثال <big>سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی</big> با اندیشه های آشکار سوسیالیستی در اقتصاد و به علت تاکیدشان بر حکومت اسلامی از سازمان مجاهین خلق جدا شدند. در این میان در میان روحانیت هم اندیشه های نو اصلاح طلبی هرچند کمرنگتر از دیگر گروهای مشهور به چپ طرفدارانی یافت. جامعه روحانیون مبارز نمونه ای از این گروه ها بودند که حامیان چپ ها در میان روحانیون به حساب می آمدند[[مجمع روحانیون مبارز]]. اما در سال 1376 ه.ش¬ یا 1998 م در انتخابات ریاست جمهوری ، <big>سید محمد خاتمی</big> با شعار رسمی اصلاحات سیاسی ،با اکثریتی قاطع بر سر کار آمد. دولت اصلاحات در پی آن بود که جامعه مدنی در ایران شکل گیرد و فضای مشارکتی سیاسی در ایران حاکم شود. آزادی بیشتر مطبوعات، اصلاح نظام نامه تحصیلات تکمیلی ، شکل دهی نهادهای مدنی همچون شوراهای اسلامی زمینه را برای تغییر تدریجی مساعدتر کرده بود. در این سالها مقابله محافظه¬کاران مذهبی به ویژه دخالت های '''گروه های فشار''' به وقوع بحران های سیاسی انجامید. تجمعات اعتراضی دانشجویان در سال 2000م و وقوع قتل های سازمان یافته<ref>قتل های زنجیره ای،عصرنو،هفته نامه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی،شماره33</ref> توسط گروه های فشار از جمله¬ی همین بحران ها بود. اما اوج قدرت دولت اصلاحات به دست آوردن اکثر کرسی های مجلس نمایندگان در <big>دوره ششم انتخابات مجلس شورای اسلامی</big> بود. با این وجود به علت نفوذ سنت و محافظه کاری در بخش عمده¬ای از دولت اصلاحات ، اصلاحات نتوانست تغییرات ساختاری در حکومت ایجاد کند و صرفا تغییراتی غیر ساختاری در حوزه فرهنگ و جامعه مدنی شکل گرفت.<ref>همان</ref>
 
== جستارهای وابسته ==
۵

ویرایش