تفاوت میان نسخه‌های «ابراهیم»

←‏ابراهیم و اسماعیل: حذف مطلب بدون منبع - مطلب مغایر با قوانین و اهداف ویکی بود
(←‏ابراهیم و اسماعیل: حذف مطلب بدون منبع - مطلب مغایر با قوانین و اهداف ویکی بود)
 
=== ابراهیم و اسماعیل ===
پس از آن که سارا نتوانست فرزندی به دنیا آورد، خودش به ابراهیم پیشنهاد داد که کنیزشان هاجر را به همسری اختیار کند، باشد که از او صاحب فرزندی شود. چرا که سارا رابطه ی بسیار خوبی با هاجر داشت و او را بسیار دوست می داشت. ابراهیم پذیرفت و پس از ازدواج با هاجر، صاحب پسری شد به نام اسماعیل. ناگهان ورق برگشت. حسادت سارا نسبت به بچه دار شدن هاجر و محبت زیاد ابراهیم به اسماعیل او را غمگین و ناراحت می نمود. سارا از ابراهیم درخواست کرد که هاجر و اسماعیل را از نزد خود براند. ابراهیم از خدا درخواست کمک کرد. خدا به او گفت که ناراحت نباشد و همانگونه که همسرش به وی گفت رفتار کند. ابراهیم هاجر و اسماعیل را از شهر خارج کرد. راهی بیابان های خشک و بی آب و علف شد. در بیابان های مکه بودند که ندا آمد: همینجا زن و فرزند خود را رها کن و برگرد. ابراهیم زن و فرزند خود را به خدا سپرد و برگشت. از آن جا که هاجر مطیع امر خدا بود، اعتراضی نداشت. با کودک خردسال خود در بیابان ها رفت و رفت. زیر نور خورشید سوزان، تشنگی غلبه کرد و کودک گریه و شکایت آغاز کرد. هاجر از خستگی کودک بر زمین نهاد و به دنبال آب شتافت. ولی هرکجا می دوید، بجای آب سراب بود. پیش رو سراب، پشت سر سراب. بسیار بین کوه صفا و مروه دوید و دوید. وقتی برگشت، آنچه میدید شگفت انگیز بود. کودک خردسالش اسماعیل، در حال گریه، پا به زمین کوفته بود و از جای کوبیدن پای او، ازآن بیابان بی آب و علف چشمه ی آبی جوشیده بود که آن را «زمزم» نامیدند. که تا همین الآن نیز نوشیدن آب آن طلب حاجت مندان است و انسان های زیادی از سراسر دنیا از نوشیدن آن شفا یافته‌اند. پیامی بزرگ در این رویداد نهفته و آن این است که هرکه نفس را با تشنه نگه داشتن، قطع تعلق ها یا با سراب ها خسته کند، عقلش به چشمه ی زلال علم الهی دست خواهد یافت. خدا به ابراهیم گفت: "از نسل اسماعیل بهترین امت روی زمین پدید خواهد آمد". خدا همچنین گفت که اسحاق نیز به نبوت برگزیده شده، ولی بهترین امت، آخرین پیامبر، و نجات دهنده ی زمین از نسل اسماعیل خواهد بود.
 
=== قربانی کردن اسماعیل ===
۱۰۴

ویرایش