پاسداران جهاد اسلامی افغانستان

پاسداران جهاد اسلامی افغانستان که با عنوان سپاه هم شناخته می‌شوند، یکی از احزاب مردم هزاره اهل تشیع در سال‌های جنگ داخلی افغانستان بود. داستان پاسداران جهاد اسلامی و چگونگی روابط آن با احزابی چون سازمان نصر، شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان، و حزب حرکت اسلامی افغانستان از مهم‌ترین سرفصلهای تاریخ مردم هزاره است.

شروع و شکل گیریویرایش

در بهار سال ۱۳۵۸ قیامی عمومی در مناطق هزاره‌نشین مرکزی شکل گرفت که به آزاد شدن این مناطق از دست دولت جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان انجامید. تا شهریور/سنبله یک تشکیلات واحد اداری تحت عنوان شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان در این مناطق پدید آمد. ریاست این شورا با آیت الله سیدعلی بهشتی بود. از ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ با ورود عناصر متحد با دولت کمونیستی به شورا و آنچه که ناکارآمدی گفته شد، برخی از همپیمانان شورای انقلاب از این حزب متمرد شدند. از جمله معروفترین آن‌ها می‌توان به صادقی نیلی، محمد حسین دانشی لزیر محمد اکبری، علیجان زاهدی، خلیل پنجاب، افکاری شهرستان، محقق دایمیردادی، صادقی لعل و… اشاره کرد.[۱] در سال ۱۳۶۰ لشکری سه هزار نفری به قصد سرکوب صادقی نیلی به ارزگان اعزام شد که بسیاری از خوانین و اربابان این لشکر را همراهی کردند. آهسته آهسته درگیری‌های داخلی در مناطق هزاره‌نشین بالا گرفت و افراد ناراضی از شورا، به مقابله با آن پرداختند. در بعضی از این نبردها سازمان نصر، دیگر گروه مخالف شورا، نیز به یاری ناراضیان می‌پرداخت.[۲] در سال ۱۳۶۲ یا به روایتی ۱۳۶۳ رسماً گروهی تحت عنوان پاسداران جهاد اسلامی با مشارکت چندین پایگاه در هزارستان مرکزی شکل گرفت.[۱] در یکی از مهم‌ترین نبردهای این گروه با شورای انقلاب، در سال ۱۳۶۴ نیروهای تحت فرماندهی علیجان زاهدی با شکست دادن پایگاه مقتدر جنرال سیدمحمدحسن در شهرستان/ولسوالی ناهور، کنترل کامل این شهرستان/ولسوالی را به دست آوردند. ازین پس به جای شعارهای «الله اکبر، بهشتی رهبر» «الله واحد، جنرال قائد» شعارهای «الله اکبر، خمینی رهبر» «الله واحد، خمینی قائد» سرداده شد.[۱] بعد از ۱۳۶۳ پایگاه‌هایی از سراسر هزارستان مرکزی و شمال افغانستان و نیمروز و فراه به گروه پاسداران جهاد اسلامی پیوستند و آن را به بزرگترین قدرت منطقه هزارستان تبدیل کردند.

ایدئولوژیویرایش

گروه پاسداران جهاد اسلامی ولایت فقیه را به عنوان ایده رهایی بخش و روح‌الله خمینی را به عنوان رهبر جهان تشیع می‌شناختند و قصد امتداد انقلاب اسلامی ایران در افغانستان و سایر جهان را داشتند.[۳] این گروه به همراه سازمان نصر، به عنوان گروه‌های «پیرو خط امام» مشهور بودند.

رهبریویرایش

پاسداران جهاد رهبری برای خویش تعیین نکردند. هرچند از صادقی نیلی و محمد اکبری به عنوان رهبران این گروه یاد می‌شود.

ادغام در حزب وحدت اسلامی افغانستانویرایش

در سال ۱۳۶۸ مذاکرات برای وحدت گروه‌های شیعه به نقاط حساسی رسید. محمد اکبری، سجادی لعلی و عرفانی یکاولنگی در بهار سال ۱۳۶۷ با هم در مورد رفع اختلافات گفتگو نموده و زمینهٔ نشست مسؤولین سازمان نصر و پاسداران جهاد اسلامی را در ولسوالی پنجاب فراهم ساختند. این واقعه به منزله پایان رقابت و اتحاد رسمی بین دو گروه مهم هزاره و شیعه محسوب می‌شد.[۴] سرانجام در گردهمایی بامیان، نمایندگان و مسؤولین احزاب شیعه از ۱۳ استان/ولایت اکثراً شیعه‌نشین افغانستان شرکت نمودند و طی ۹ روز بحث و گفتگو با سوگند به قرآن با هم وحدت نموده و «میثاق وحدت» را در۲۰ ماده امضا کردند و احزاب خود را منحل اعلام نمودند.[۴] پاسداران جهاد اسلامی در این تاریخ منحل شد، هرچند به صورت یک جناح غیررسمی در حزب وحدت اسلامی افغانستان و حول شخص محمد اکبری حضور داشت.

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ قله ایمان و آرمان، زیست نامه علیجان زاهدی، ناشناس، صفحه 3
  2. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ ژوئیه ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱ نوامبر ۲۰۱۹.
  3. شیعیان افغانستان گروه‌ها و گرفتاری‌ها، مصباح زاده سنگلاختی، صفحه 295
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/473/حزب-وحدت-اسلامی-افغانستان%20