باز کردن منو اصلی

کاشان شهری است که از سمت جنوب و غرب ارتفاعات مرکزی ایران و از سمت شمال و شرق به زمینهای شوره‌زار کویر مرکزی ایران می‌پیوندد. در خصوص وجه تسمیه نام این شهر روایات زیر ذکر شده است:[۱]

  • هنگامی که زبیده بنت جعفر (همسر هارون‌الرشید) از کاشان می‌گذشت، در یکی از قلعه‌های چهل حصاران منزل نمود. چون اهالی این منطقه به دیانت اسلام گرویده و زبیده خاتون را احترام می‌نمودند، وی گفت به پاس خدمات شما، هر آرزویی دارید مطح کنید تا برآورده سازم. مردم چهل حصاران گفتند به دلیل فقدان منزل و مسکن مستحکم، جمعیت ساکن منطقه متفرق هستند و در طول سال دیلمی‌ها در چندین نوبت به آنها حمله می‌کنند و به کشتار و غارت و اسارت گرفتن آنها اقدام می‌کنند. ساکنین منطقه از زبیده‌خاتون درخواست کردند که به طریقی، شر دیلمیان را از سر آنها کوتاه کنند. زبیده‌خاتون دستور داد در مدت زمانی کوتاه، معمارانی ماهر گردآوردند و برای اهلی منطقه برج و بارو و حصاری مستحکم بنا کردند. از آنجا که برای تعیین حد و حدود حصارها از ریختن کاه بر روی زمین استفاده کرده بودند، به همین علت آن بنا را «کاه افشان» نامیدند که بعده‌ها به کاشان معروف شد.
  • در خلال باستان‌شناسی‌های انجام‌شده از تپه سیلک، نتیجه گرفته شد که کاشان، مقر قبایل «کاسو» یا «کاشو» بوده است. لفظ کاسو یا کاشو در بعدها به کاسیان یا کاشیان تبدیل شده و در نهایت به شکل امروزی درآمده است.
  • «قاسان» نام یکی از پادشاهان باستانی (پسران خراسان) بوده است.
  • چون اولین جایگاه آبادانی این ناحیه به امر پادشاهان داستانی ایران در کنار چشمه «فین» ساخته شد، آن را «کی‌آشیان» یعنی جایگاه پادشاهان گفته‌اند.
  • نام کاشان از کاشی‌های آن گرفته‌شده‌است؛ چرا که کاشی‌های این شهر را در هیچ کجای دیگر نمی‌توان دید.
  • کاشان از اسامی بتخانه‌ها است و به معنی نوعی از مسکن می‌باشد که اسم خاص شهر شده است.
  • در فرهنگ واژه‌ها دربارهٔ لغت کاشان چنین ذکر شده است: «کاشان به خانه‌های تابستانی گفته می‌شود که از چوب و نی ساخته شده است.»
  • کاشان به لغت‌های قدیم معبد و جایگاه جشن و دلارائی بوده است.

منابعویرایش

  1. مهرالزمان نوبان (۱۳۷۶نام مکان‌های جغرافیایی در بستر زمان، تهران: انتشارات ما، ص. ۳۷۹، شابک ۹۶۴-۶۴۹۷-۰۰-۴