باز کردن منو اصلی

پیمان تریانون

پیمانی میان مجارستان و نیروهای متفقین

پیمان تریانون (مجاری: Trianoni békeszerződés، فرانسوی: Traité de Trianon) پیمان صلح بین قدرت‌های متفق و پادشاهی مجارستان بود که پس از پایان جنگ جهانی اول در بیستم ژوئن سال ۱۹۲۰ در کاخی به همین نام در مجموعه کاخ‌های ورسای در پاریس، پایتخت فرانسه امضا شد. این پیمان شرایط کشور مستقل مجارستان و مرزهای آن را پس از جنگ را تعیین نمود.

پیمان تریانون
Trianoni békeszerződés
Treaty of trianon negotiations.jpg
امضای پیمان در ۴ ژوئن ۱۹۲۰.
امضا شده ۴ ژوئن ۱۹۲۰
مکان کاخ ورسای، فرانسه
تاثیرگذاری ۳۱ ژوئیه ۱۹۲۱
امضاکنندگان مجارستان و قدرت‌های متفق

۱. قدرت‌های اصلی متفق:

فرانسه فرانسه
 ایالات متحده آمریکا
پادشاهی ایتالیا (۱۸۶۱–۱۹۴۶) پادشاهی ایتالیا
امپراتوری ژاپن امپراتوری ژاپن
بریتانیا پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند

سایر قدرت‌های متفق:

 بلژیک
 چین
 کوبا
چکسلواکی چکسلواکی
 یونان
 نیکاراگوئه
 پاناما
لهستان لهستان
پرتغال پرتغال
رومانی پادشاهی رومانی
 تایلند
 یوگسلاوی

۲. مجارستان پادشاهی مجارستان، به عنوان جانشین امپراتوری اتریش-مجارستان

ضامن دولت فرانسه
زبان‌ها فرانسوی، انگلیسی، ایتالیایی
Treaty of Trianon در ویکی‌نبشته

کشورهای منتفع از واگذاری اراضی ممجارستان شامل پادشاهی رومانی، اتریش، چکسلواکی و پادشاهی صرب‌ها، کروات‌ها و اسلوونیایی‌ها می‌شدند. تلاش این پیمان بخشیدن خودمختاری به ملت‌ها و اعطای استقلال به غیر مجارها بود.

این پیمان از طریق انجام مذاکرات حاصل نشد بلکه از طرف متفقین پیروز بر مجارستان شکست خورده تحمیل گردید و این کشور چاره ای جز پذیرش آن نداشت.

پیمان تریانون ۲۴ اوت سال ۱۹۲۱ در مجموعه قراردادهای بین‌المللی جامعه ملل ثبت شد.

مرزهای تعیین شده در این پیمان به جز اصلاحات جزئی تغییری دیگری تا به امروز به خود ندیده‌است و مرزهای کنونی کشور مجارستان با همایسگان خود را نشان می‌دهد.

مرزهای موقتویرایش

دولت مجارستان در ۳۱ اکتبر ۱۹۱۸ اتحاد با اتریش را فسخ کرد تا رسماً باعث انحلال امپراتوری اتریش-مجارستان شود. دولت جمهوری دموکراتیک مجارستان که جایگزین رژیم سلطنتی سابق شده بود، سعی نمود با بخشیدن خودمختاری و تصویب قوانینی در همین جهت مانع از فروپاشی کشور شود اما این تلاش‌ها ثمری نداشت.[۱] مزرهای موقت کشور مستقل مجارستان در ابتدا بر اساس خطوط آتش‌بس ترسیم شده بر اساس کنوانسیون نظامی بلگراد (توافق آتش‌بس) در ۱۳ نوامبر سال ۱۹۱۸ تعیین گردید. در مقایسه با محدوده پیش از جنگ پادشاهی مجارستان، این مرزهای موقت شامل موارد زیر نمی‌شدند:

پس از پیشروی ارتش رومانی و سایر کشورهای همسایه[۱] فرای خطوط آتش‌بس و درخواست قدرت‌های متفق از مجارستان مبنی بر پذیرش حاکمیت رومانی بر سرزمین‌های تازه به تصرف درآمده تا رود تیسا که غالباً مجار بودند، دولت جمهوری دموکراتیک مجارستان که قادر به رد این درخواست نبود اما نمی‌خواست آن را پذیرد، استعفا کرد تا ائتلافی از سوسیال دموکرات‌ها و بلشویک ها[۱] به رهبری بلا کون در این کشور قدرت را به دست بگیرند. با تشکیل جمهوری شورایی مجارستان ارتش سرخ این کشور به سرعت ایجاد گردید. این ارتش در ابتدا با کمک تدارکاتی و تسلیحاتی پنهانی ایتالیا به موفقیت‌هایی به خصوص در مقابل چکسلواکی دست یافت و حتی توانست به مرزهای ایالت سابق گالیشا در شمال برسد (تا با اتصال به شوروی از آن‌ها یاری بگیرد) و ارتباط نیروی‌های چکسلواکی و رومانی را قطع کند اما پس از درگیری مستقیم با ارتش رومانی متحمل شکست سنگینی شد و با سقوط دولت کمونیستی بوداپست، پایتخت مجارستان در ۴ اوت ۱۹۱۹ به اشغال نیروهای رومانیایی درآمد. پیش از این دولت کمونیستی مجارستان پیمان آتش‌بسی در اول ژوئیه همان سال با چکسلواکی امضا کرده و با دریافت وعده مشارکت در مذاکرات پیمان نهایی صلح از طرف متفقین (که هیچگاه به آن عمل نشد)، مناطقی را در اسلواکی به آن‌ها پس داده بود.

مذاکرات صلحویرایش

در ماه نوامبر ۱۹۱۹ میکلوش هورتی با عنوان نایب السلطنه به کمک متفقین یک دولت ائتلافی[۱] در مجارستان تشکیل داد. پس از وقفه ای که در ابتدا به دلیل عدم تمایل متفقین به همکاری بت حاکمان کمونیست مجارستان و سپس ناتوانی دولت جایگزین با در دوره اشغال بوداپست توسط رومانیایی‌ها ایجاد شد،[۲] در اول ماه دسامبر نمایندگان دولت جدید هورتی به صورت رسمی برای حضور در کنفرانس صلح ورسای دعوت شدند. با این وجود این دعوت شدگان تأثیری در ترسیم مرزها نداشتند. در جریان مذاکرات، فرستادگان مجارستانی به ریاست آلبرت آپونی[۱] و همنوعان اتریشی آن‌ها با تأکید بر خودداری از متلاشی کردن مجارستان تاریخی[۱] و تأیید پیشنهاد وودرو ویلسون رئیس‌جمهور ایالات متحده مبنی[۳] بر خودمختاری، خواهان برگزاری همه‌پرسی در رابطه با مردم سرزمین‌های مورد اختلاف بودند. این نظرات چندان مورد توجه واقع نگردید و با وجود مذاکرات مخفیانه بین دولت‌های مجارستان و فرانسه،[۱] با قاطعیت توسط نمایندگان فرانسه و بریتانیا مورد بی اعتنایی قرار گرفت. همین امر سبب شد ایالات متحده از جریان مذاکرات خارج شود.[۴] برخی بر این باورند که متفقین پیروز از پیش و بدون در نظر گرفتن جنبه‌های تاریخی، فرهنگی، نژادی، جغرافیایی، اقتصادی و راهبردی مرزها را تعیین نموده بودند. به همین جهت متفقین در کنار این که سرزمین‌هایی با اکثریت غیر مجار را به کشورهای دیگر سپردند، به آن‌ها اجازه دادند مناطقی وسیعی با اکثریت مجار را نیز به سیطره خود درآورند. برای مثال رومانی ترانسلیوانیایی را تصاحب کرد که با وجود ۲٫۸ میلیون رومانیایی، جمعیت قابل ملاحظه ۱٫۶ میلیون مجار و ۲۵۰ هزار آلمانی را نیز در خود جای داده بود. گفته می‌شود هدف متفقین تقویت کشورهای جایگزین همانند رومانی و تضعیف مجارستان بوده‌است. حتی خود این کشورها نیز در جریان مذاکرات اشاره اندکی به این مسئله کردند اما بار دیگر مانند گذشته از طرف متفقین بی‌توجهی صورت گرفت.

سرزمین‌هایی با اکثریت مجار در عمق ۲۰ تا ۵۰ کیلومتری مرزهای جدید در کشورهای همسایه قرار گرفتند. بیشتر این جمعیت در چکسلواکی (بخشی‌هایی از جنوب اسلواکی)، یوگسلاوی (بخش‌هایی از شمال وویوودینا) و رومانی (بخش‌هایی از ترانسیلوانیا) واقع شده بودند.

طرح نهایی پیمان نامه ششم ماه مه سال ۱۹۲۰ تحویل نمایندگان مجارستان گردید. نخست بحث‌هایی بین این نمایندگان مبنی بر عدم پذیرش و امضا نکردن آن درگرفت اما در نهایت با خطرناک و بیهوده پیشبینی نمودن نتایج چنین عملی، این قرارداد در چهارم ماه ژوئن توسط آگوست برنارد و آلفرد دراچه-لازاروس، دو تن از نمایندگان دولت مجارستان امضا گردید.[۱]

مفاد قراردادویرایش

پیمان تریانون که مفاد آن همانند پیمان‌های تحمیل شده به سایر متحدین شکست خورده (امپراتوری آلمان، امپراتوری عثمانی، بلغارستان و اتریش) بود، در چهارده بند تنظیم گردید[۱] و مجارستان را با اجبار به پذیرش آغاز جنگ به عنوان متجاوز و قبول خسارت‌های وارد به کشورهای درگیر[۳] به کشوری محصور در خشکی و مساحت ۹۳٬۰۷۳ کیلومتر مربع (۲۸٪ از مساحت ۳۲۵٬۴۱۱ کیلومتر مربعی پیشین) محدود کرد. این تغییرات جمعیت این کشور را به ۷٫۶ میلیون نفر کاهش داد و باعث شد مجارستان ۶۴٪ از جمعیت خود (۲۰٫۹ میلیون نفر پیش از جنگ) را نیز از دست بدهد. با این حال که بیشتر جمعیت سرزمین‌های از دست رفته غیر مجار بودند اما ۳٫۳ میلیون مجار (۳۱٪ کل مجارها) به صورت اقلیت در خاک کشورهای همسایه قرار گرفتند. مجارستان بر اساس این پیمان پنج شهر از ده شهر پر جمعیت خود را به کشورهای مجاور سپرد.

علاوه بر سرزمین‌هایی که پیش از این نام برده شد، مرزهای نهایی شامل مناطق زیر نیز نمی‌شد:

  • مابقی ترانسیلوانیا، که همراه بخش مرکزی بانات به رومانی واگذار شد.
  • کارپاتین روتنیا، که با تأیید پیمان سن ژرمن به چکسلواکی واگذار شد.
  • بورگنلند، که به اتریش واگذار شد. (ناحیه سوپرون در این منطقه با برگزاری همه‌پرسی در ماه دسامبر سال ۱۹۲۱ جزو مجارستان باقی ماند تا تنها جایی نام بگیرد که سرنوشتش در این پیمان با همه‌پرسی مشخص شده‌است)
  • مجیموریه و دو سوم منطقه وندویدک (Vendvidék)، که به پادشاهی صرب‌ها، کروات‌ها و اسلوونیایی‌ها واگذار شد.

بر اساس این پیمان شهرهای پچ، موهاچ و بایا که تحت کنترل صربی-کروات-اسلوونیایی بود، به مجارستان بازگردانده شد. یک کمیته داوری مناطقی با اکثریت لهستانی در شمال مجارستان را به لهستان سپرد. این پیمان نامه اعلام کرد تمامی شهروندان مجارستانی که خارج از مرزهای جدید این کشور قرار گرفتند، می‌توانند ملیت کشورهایی را که در آن واقع شده دریافت کنند و تا یک سال پس از امضای پیمان تابعیت مجارستانی خود را از دست خواهند داد. مشخص گردید این افراد می‌توانند بدون پرداخت عوارض دارایی‌های منقول خود را به کشوری که تبعیت آن را دارند، منتقل کنند. مالکیت دارایی‌های غیرمنقول آن‌ها نیز به صورت قبل در اختیار آن‌ها باقی خواهد ماند.[۵]

دولت مجارستان متعهد شد تمامی اراضی، اموال، دارایی‌ها، تسلیحات و استحکامات امپراتوری منحل شده اتریش-مجارستان در خاک مراکش، مصر، سیام و چین (از جمله اموال خصوصی اعضای خاندان سلطنتی در دو کشور اول و بجز اموال سفارت خانه‌ها و کنسولگری‌ها در همه آن‌ها) را بدون دریافت هیچگونه غرامتی به دولت‌های این کشورها بسپارد و این دولت‌ها مختار گردیدند مزایا و امتیازات اعطا شده به امپراتوری منحل شده اتریش-مجارستان از جمله حق قضاوت کنسولی بر اساس قراردادهای امضا شده پیشین را برای مجارستان در نظر نگیردند.[۵]

همچنین ارتش مجارستان به ۳۵ هزار افسر و سرباز با تسلیحات سبک تنها جهت حفظ نظم و امنیت داخلی و حراست از مرزها[۲] محدود گردید. این کشور دیگر مجاز به داشتن نیرو هوایی و خدمت اجباری سزبازی نبود.[۳]

در پی قطع ارتباط آن با دریا موجودیت نیروی دریایی اتریش-مجارستان به پایان عمر خود رسید.

از طرفی مجارستان متعهد شد به همسایگان خود غرامت جنگی پرداخت کند که مقدار آن طبق توافقات دیگری مشخص شد.[۲]

استقلال مجارستان غیرقابل تغییر توصیف شد و هر گونه اقدام دولت این کشور جهت نقض این مسئله به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از جمله از طریق همکاری با سایر قدرت‌ها ممنوع گردید.[۵] همچنین مجارستان ملزم گردید تمامی مفاد پیمان‌هایی را که توسط متفقین در رابطه با سایر متحدین امپراتوری اتریش-مجارستان در جنگ (از جمله امپراتوری آلمان) و کشورهای دیگر (از جمله روسیه)، امضا شده یا خواهند شد و تشیکل کشورهای جدید را به رسمیت بشناسد.

ترکیب زبانی جمعیت مناطق واگذار شده بر اساس سرشماری سال ۱۹۱۰ (تقریبی):

زبان‌های دیگر
زبان مجاری
زبان اکثریت
منطقه
آلمانی – ۵۵۱٬۰۰۰ (۱۰٫۵٪) ۱٬۶۵۸٬۰۰۰ (۳۱٫۷٪) رومانیایی – ۲٬۸۲۰٬۰۰۰ (۵۴٪) ترانسیلوانیا و بخش‌هایی از بانات
آلمانی – ۱۹۸٬۴۰۰ (۶٫۸٪) ۸۸۰٬۰۰۰ (۳۰٫۲٪) اسلواکی – ۱٬۶۸۸٬۰۰۰ (۵۷٫۹٪) مجارستان شمالی (اراضی کشور کنونی اسلواکی)
آلمانی – ۳۲۴٬۰۰۰ (۲۱٫۴٪) ۴۲۵٬۰۰۰ (۲۸٫۱٪) صربی‌کرواتی – ۶۰۰٬۰۰۰ (۳۹٫۸٪)
* صربی – ۵۱۰٬۷۵۴ (۳۳٫۸٪)
* کرواتی، بونژواچ و شوکاج – ۹۱٬۰۰۰ (۶٪)
دلویدک (وویوودینا، صربستان)
آلمانی – ۶۵٬۰۰۰ (۱۰٫۶٪) ۱۸۵٬۰۰۰ (۳۰٫۶٪) روتنیایی – ۳۳۰٬۰۰۰ (۵۴٫۵٪) کارپاتین روتنیا (اوکراین)
صربی - ۶۴۵٬۰۰۰ (۲۴٫۶٪)
آلمانی – ۱۳۴٬۰۰۰ (۵٫۱٪)
۱۲۱٬۰۰۰ (۳٫۵٪) کرواتی - ۱٬۶۴۰٬۰۰۰ (۶۲٫۳٪) کرواسی، مجیموریه، بخش‌هایی از اسلونی و بارانیا (کرواسی)
کرواتی و صربی – ۱۳٬۳۵۰ (۲۶٫۸٪)
اسلونیایی - ۲٬۳۴۰ (۴٫۷٪)
آلمانی - ۲٬۳۱۵ (۴٫۶٪)
۶٬۵۰۰ (۱۳٪) ایتالیایی – ۲۴٬۲۰۰ (۴۸٫۶٪) فیوم (کرواسی)
کرواتی – ۴۳٬۶۰۰ (۱۵٪) ۲۶٬۲۲۵ (۹٪) آلمانی – ۲۱۷٬۰۰۰ (۷۴٫۴٪) اورویدک (بورگنلند، اتریش)
آلمانی – ۲٬۵۴۰ (۲٫۸٪) ۱۴٬۰۰۰ (۱۵٫۲٪) اسلونیایی – ۷۴٬۲۰۰ (۸۰٫۴٪) موراویدک (پرکموریه، اسلوونی)

نتایجویرایش

برخی این پیمان را که علاوه بر موارد ذکر شده ۹۰٪ از منابع طبیعی و بسیاری از زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی مجارستان را از این کشور گرفت، فاجعه بارترین حادثه در تاریخ مجارستان پس از شکست نیروهای این کشور در نبرد موهاچ در مقابل قوای امپراتوری عثمانی در سال ۱۵۲۶ دانسته‌اند.[۶]

با قرار گرفتن میلیون‌ها مجار به صورت اقلیت در کشورهای همایسه قریب به ۴۰۰ هزار نفر از آن‌ها برای گریز از تبعیض‌های احتمالی به اراضی باقی مانده مجارستان سرازیر شدند. بسیاری از این افراد تحصیل کردگان دانشگاه بودند. همین امر باعث شد با اشباع در بازار کار نرخ بیکاری در اقتصاد ویران شده پس از جنگ مجارستان به شدت افزایش پیدا کند.

پس از امضای این قرار داد با از دست دادن شهر رییکا ارتباط مستقیم و غیر مستقیم (از طریق کرواسی و اسلوونی و در قالب امپراتوری) مجارستان با دریا به کلی قطع شد. مجارستان به عنوان کشوری محصور در خشکی که جهت تجارت دیگر به بنادر سابق خود دسترسی نداشت، از این پس مجبور بود بدین جهت از خاک کشورهای همسایه استفاده کند و در نتیجه به آن‌ها عوارض پرداخت نماید. بخش عظیمی از شبکه راه‌آهن مجارستان خارج از مرزهای جدید قرار گرفت و استفاده از آن جهت صادرات پرخرج تر شد. تولید گندم مجارستان به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گندم، در شرایط پس از این پیمان قریب به ۷۰٪ کاهش پیدا کرد و صادرات آن نیز مشمول عوارض گردید.[۳] با وجود کاهش شدید تولید گندم اما مقدار باقی مانده نیز بسیار بیشتر از نیاز جمعیت باقی مانده بود.

اتریش، متحد سیاسی و اقتصادی سابق مجارستان نیز که ضربه بزرگی از جنگ و پیمان حاصل از آن دیده بود، دیگر تمایلی به سرمایه‌گذاری در مجارستان نداشت.[۳]

گفته می‌شود خلق این شرایط جهت حداقلی نگاه داشتن رشد اقتصادی مجارستان همانند سرنوشت سایر کشورهای شکست خورده جنگ به صورت عامدانه از سوی متفقین پیروز با هدف تضعیف و جلوگیری از قدرت گرفتن مجدد آن‌ها صورت پذیرفته بود.[۳]

با توجه به اثر بلند مدت و تحقیر کننده این پیمان تمامی حکومت‌هایی که از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۵ (استقرار نظام سوسیالیستی) در مجارستان روی کار آمدند، راهبرد نخست خود را بر مبنای پی‌گیری اهداف تجدید نظر طلبانه قرار دادند. نفوذ این سیاست به اندازه ای گسترش پیدا کرد که در تمامی جنبه‌های زندگی روزمره مجارستانی‌ها از سخنرانی‌ها گرفته تا مقالات روزنامه‌ها و کلاس‌های درسی مدارس ظهور یافت. در این سیاست اراضی واگذار شده «سرزمین‌های اشغالی» خوانده می‌شد.[۱] دولت مجارستان تمامی پرچم‌های رسمی کشور را در اعتراض به این پیمان تا سال ۱۹۳۸ (بازگشت بخشی از اراضی در جنوب اسلواکی به کمک آلمان) در حالت حالت عدم احتزاز قرار داد.[۳] همین امر سبب شد که این کشور در دوران جنگ جهانی دوم نیز در صف دولت‌های محور قرار گیرد. انگیزه اصلی مجارستان در اتحاد با دولت‌های محور، باز پس گرفتن سرزمین‌های از دست رفته خود در جنگ جهانی نخست بود. سیاستی که با وارد کردن مجارستان به ورطه جنگ جهانی دوم با وجود موفقیت اولیه و بازپس‌گیری نیمی از سرزمین‌های از دست رفته (عموما با اکثریت مجار) بین سال‌های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۱ در نهایت در عمل شکست خورد و با شکست این کشور و متحدانش در جنگ نتیجه‌ای دربر نداشت.[۷]

منابعویرایش

  • کاظمی، علی اصغر، روابط بین‌الملل در تئوری و عمل، قومس، تهران، ۱۳۸۴.
  • سید علی حق‌شناس، مبانی دیپلماسی و آداب دیپلماتیک، تهران، سنا، ۱۳۹۰.

پانویسویرایش