گلوگاه (بابل)

شهری در شهرستان بابل

گلوگاه (به مازندرانی: گـَلیا) یکی از شهرهای استان مازندران ایران است. این شهر مرکز بخش بندپی شرقی در شهرستان بابل است. مردم گلوگاه از قومیت طبری هستند[۱] و به زبان مازندرانی[۲] گویش می‌کنند. جمعیت شهر گلوگاه در سال ۱۳۹۵، برابر با ۶۹۰۸ نفر بوده‌است [۳].

گلوگاه
گَلیا
کشور ایران
استانمازندران
شهرستانبابل
بخشبخش بندپی شرقی، دهستان سجادرود
سال شهرشدن۱۳۸۳
مردم
جمعیتبیش از ۷۰۰۰ نفر
جغرافیای طبیعی
مساحت۲.۱۲ کیلومتر مربع (۲۱۲ هکتار)
آب‌وهوا
میانگین بارش سالانه۱۱۹۵میلیمتر
روزهای یخبندان سالانهدی و بهمن
اطلاعات شهری
شهردارمهندس رضا اباذری
پیش‌شمارهٔ تلفن۰۱۱
گلوگاه بر ایران واقع شده‌است
گلوگاه
روی نقشه ایران
۳۶°۱۱′شمالی ۵۲°۲۲′شرقی / ۳۶٫۱۸°شمالی ۵۲٫۳۷°شرقی / 36.18; 52.37

جمعیتویرایش

بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر برابر با ۶،۹۰۸ نفر جمعیت بوده است.[۴] مردم گلوگاه به زبان مازندرانی و با گویش بندپی سخن می‌گویند.[۵]

تاریخچهویرایش

پیشینهویرایش

این شهر کوهپایه‌ای در جنوب شهرستان بابل قرار دارد. و از سه جهت به کوهپایه‌های سرسبز البرزمحدود می گردد و تنها از قسمت شمالی به زمین‌های هموار و جلگه و دشت راه پیدا می‌کند . رودخانه سجرو (سجادرود) از کناره شرقی آن می‌گذرد این شهر همانند گلوگاهی بوده که پل واسط میان دشت و کوه است و با عبور از این شهر وارد مناطق جنگلی و ییلاقی بخش بندپی شرقی می شویم که دارای ییلاق‌های زیاد با آب و هوا و پوشش گیاهی و منابع طبیعی متفاوت بوده و به ییلاق‌های مناطق هراز آمل مازندران و ییلاق‌های مناطق سواد کوه مازندران مرتبط است.گلوگاه از طرف جنوب به روستاهای جنگلی دهستان فیروزجاه ، از طرف شمال به شهر بابل ، از طرف غرب به بخش بندپی غربی و از طرف شرق به دهستان درازکلا ختم می‌شود و از این رو به این شهر ، گلوگاه نام نهاده‌اند . نام این شهر در زبان طبری گَلیا می باشد و مردم آن به زبان طبری صحبت می‌کنند و مذهب آنان تشیع(دوازده امامی) است.[۶] تبدیل گلوگاه به یکی از شهرهای تابعه شهرستان بابل بیشتر براساس رشد جمعیت ونوعی تقسیم بندی و تعریف سیاسی صورت پذیرفته است، زیرا این شهر فاقد امکانات شهری به مفهوم روز بوده و سازوکارهای شهری و فرهنگ عمومی آن بیشتر در چارچوب روستایی پیشرفته قابل تبیین است.[۷]

دوران باستانویرایش

 
موقعیت تپورها در قرن دوم قبل از میلاد، از شرق سپیدرود تا هیرکانیا

استان مازندران پیش از اسلام تپورستان (به پهلوی:  ) نامیده می‌شد که برگرفته از نام قوم تپوری (به یونانی: Τάπυροι) می‌باشد که پس از اسلام قوم طبری نام گرفتند و سرزمینشان طبرستان نامیده شد.[۸][۹][۱۰]

به گفته واسیلی بارتلد تپوری‌ها در قسمت جنوب شرقی ولایت سکونت داشتند و در قید اطاعت هخامنشیان درآمده بودند و آماردها مغلوب اسکندر مقدونی و بعد مغلوب اشکانیان شدند و اشکانیان در قرن دوم ق. م آنها را در حوالی ری سکونت دادند و اراضی سابق آماردها به تصرف تپوری‌ها درآمد و بطلمیوس در شرح دیلم یعنی قسمت شرقی گیلان در ساحل بحر خزر فقط از تپوری‌ها نام می‌برد.[۱۱] به گفته مجتبی مینوی قوم آمارد و قوم تپوری در سرزمین مازندران می‌زیستند و تپوری‌ها در ناحیه کوهستانی مازندران و آماردها در ناحیه جلگه‌ای مازندران سکونت داشتند. در سال ۱۷۶ ق. م فرهاد اول اشکانی قوم آمارد را به ناحیه خوار کوچاند و تپوری‌ها تمام ناحیه مازندران را فرو گرفتند و تمام ولایت به اسم ایشان تپورستان نامیده شد.[۱۲] شهرهای آمل، چالوس، کلار، سعیدآباد و رویان جزئی از سرزمین قوم تپوری بودند.[۱۳]

ویلیام اسمیت در فرهنگ لغت جغرافیای یونان و روم می‌نویسد : تپورها قومی بودند که محل سکونت آنها در دوره‌های مختلف تاریخ به نظر می‌رسد در امتداد فضای وسیعی از کشور از ارمنستان به سمت شرق تا آمودریا گسترش یافته بود. استرابون آنها را در کنار دروازه‌های کاسپین و ری، در پارت و بین دربیک و هیرکانی و همراه با آماردی‌ها و سایر مردم در امتداد سواحل جنوبی دریای مازندران قرار می‌دهد که آخرین دیدگاه یعنی سکونت در امتداد سواحل جنوبی دریای مازندران مطابق نظر کوینت کورس و دیونیسوس و پلینی هم می‌باشد. بطلمیوس در جایی آنها را در زمره اقوام سرزمین ماد به حساب می‌آورد و در جایی دیگر آنها را به مارگیانا نسبت می‌‌دهد. تپوری‌هایی که در پلینی و کوینت کورس به آنها اشاره می‌کند شکی در آن نیست که ناحیه کنونی طبرستان نام خود را از آنها گرفته است. آلیان توصیف عجیبی از تپوری‌هایی که در ماد زندگی می‌کردند ارائه می‌دهد.[۱۴]

منابعویرایش

  1. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۶۵.
  2. نصری اشرافی، جهانگیر (١٣٧٧). واژه‌نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحه ۳۱ جلد اول. شابک ۰-۵-۹۱۱۳۱-۹۶۴ مقدار |شابک= را بررسی کنید: checksum (کمک).
  3. «نتایج سرشماری ایران در سال ۱۳۸۵». درگاه ملی آمار. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۲۱ آبان ۱۳۹۲.
  4. «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران.
  5. نصری اشرافی، جهانگیر (١٣٧٧). واژه نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحه ۳۱ جلد اول. شابک ۰-۵-۹۱۱۳۱-۹۶۴ مقدار |شابک= را بررسی کنید: checksum (کمک).
  6. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۶۵.
  7. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۶۵.
  8. عمادی، اسدالله (۱۳۷۲). بازخوانی تاریخ مازندران. نشر فرهنگ خانه مازندران. ص. ۷۲.
  9. مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. ترجمهٔ مریم میر احمدی. تهران انتشارات اطلاعات. ص. ۲۴۵.
  10. BORJIAN, HABIB (2004). "Mazandaran: Language and People (The State of Research)". Yerevan State University (به انگلیسی): 289. doi:10.1163/1573384043076045.
  11. بارتلد، واسیلی (۱۳۰۸). تذکره جغرافیای تاریخی ایران. اتحادیه تهران. ص. ۲۸۳.
  12. مینوی، مجتبی (۱۳۴۲). مازیار. مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر. ص. ۹.
  13. محمدپور، صفرعلی (۱۳۸۶). چالوس در آیینه تاریخ. انتشارات کلام مسعود. ص. ۳۷۰.
  14. "Dictionary of Greek and Roman Geography, illustrated by numerous engravings on wood. William Smith, LLD. London. Walton and Maberly, Upper Gower Street and Ivy Lane, Paternoster Row; John Murray, Albemarle Street. 1854. ,TAPU´RI". www.perseus.tufts.edu. Retrieved 2021-02-04.