گویش ساروی

گویش ساروی یا طبری ساروی گویشی از زبان مازندرانی[۱][۲][۳] که در دو شهرستان ساری و میان‌دورود گویش می‌شود. گویش ساروی جز گویش‌های مازندرانی شرقی محسوب می‌شود و به گویش قائمشهری نزدیکی بسیاری دارد. گویش ساروی یکی از گونه‌های معیار زبان مازندرانی محسوب می‌شود که اکثر اهالی مازندران علاوه بر گویش مازندرانی خود توانایی تکلم به گویش ساروی را نیز دارند.

گویش ساروی
مازندرانی، طبری، ساروی
زبان بومی درایران
استان مازندران شهرستان ساری شهرستان میان‌دورود
منطقهالبرز جنوبی
شمار گویشوران
نا مشخص  (۲۰۱۷)
گویش‌ها
ساروی
کلیجان‌رستاقی
هولاری
فریمی
کیاسری
محمدآبادی
فرح‌آبادی
سورکی
اسرمی
تیرکلایی
سنگتراشانی
سمسکنده‌ای
سورتی
ارستی
چهار دانگه‌ای
دو دانگه‌ای
پهنه کلایی
گالش کلایی
فیروز کنده‌ای
الفبای فارسی
وضعیت رسمی
تنظیم‌شده توسطدانشکده زبان‌شناسی دانشگاه مازندران
کدهای زبان
Mazandarani Language Map.PNG
مناطقی که گویشوران مازندرانی دارد.

محدوده جغرافیاییویرایش

 
نقشهٔ زبانی استان مازندران

گویش ساروی[۴] در شهرستان ساری و میان‌دورود شامل چهاردانگه از کیاسر تا کوهستان‌های دودانگه، جلگه‌های مابین میان دورود و جلگه‌های مناطق غربی تجن رود تا جویبار صحبت می‌شود.[۵]

دستور زبانویرایش

ضمیرویرایش

در مازندرانی ضمیر سه حالت دارد: فاعلی، مفعولی و ملکی.[۶]

ضمیر ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
فاعلی، ساری men te ve emâ šemâ vešun
مفعولی، ساری mere tere vere emâre šemâre vešunre
ملکی، ساری me te vene ame šeme vešune

شناسهویرایش

در زبان فارسی دو دسته شناسه داریم: گذشته و حال. اما در گویش ساروی سه دسته شناسه داریم: گذشته، حال ساده و حال التزامی.[۷] (نمونه زیر بر اساس گویش کلیجان رستاق ساری تنظیم شده‌است)

۱. گذشته:

  • بن ماضی ساده: -burd = رفت
  • بن ماضی استمراری: -ši = می‌رفت
گذشته ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه embe i e embi eni ene
شناسه (پس از واکه) mbe i e mbi ni ne

۲. حال ساده:

  • بن مضارع اخباری: -šu = می‌رود
حال ساده ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه eme eni ene emi enni enne
شناسه (پس از واکه) me ni ne mi nni nne

۳. حال التزامی:

  • بن مضارع التزامی: -bur = برو
حال التزامی ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه em i e im in en
شناسه (پس از واکه) m i e im in n

صرف فعلویرایش

در جدول زیر فعل رفتن (bašien/burden) براساس گویش ساروی در زمان‌های مختلف صرف می‌شود.[۸]

زمان/شخص ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
گذشته ساده burdeme burdi burde burdemi burdeni burdene
گذشته کامل burde-bime burde-bi burde-bie burde-bimi burde-bini burde-bine
گذشته التزامی burde-bum burde-bui burde-bu burde-buim burde-buin burde-bun
گذشته التزامی کامل burde-bi-bum burde-bi-bui burde-bi-bu burde-bi-buim burde-bi-buin burde-bi-bun
گذشته استمراری šime šii šie šimi šini šine
گذشته در حال انجام dai-šime dai-šii dai-šie dai-šimi dai-šini dai-šine
حال ساده/آینده šumbe šuni šune šumbi šunni šunne
حال در حال انجام dar-šumbe dar-šuni dar-šune dar-šumbi dar-šunni dar-šunne
حال التزامی burem buri bure burim burin buren
آینده xâmbe burem xâni buri xâne bure xâmbi burim xânni burin xânne buren

افعالویرایش

  • صرف فعل شدن (baien\bavien) در زمان حال، گذشته و حال التزامی به گویش ساروی.[۹]
فعل شدن ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
زمان حال vumbe vuni vune vumbi vunni vunne
زمان گذشته baime bai baie baimi baini baine
زمان گذشته کامل bai bime bai bii bai bie bai bimi bai bini bai bine
زمان حال التزامی bavvem bavvi bavve bavvim bavvin bavven
فارسی معیار گویش ساروی
امشب خوب می‌شود emšo xâr vune
چطور شدم četi baime
می‌خواهم خوب بشم xâmbe xâr bavvem
  • صرف فعل بودن (bien) در زمان حال و گذشته به گویش ساروی.[۱۰]
فعل شدن ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
زمان حال hasseme hassi hasse hassemi hasseni hasene
زمان گذشته bime bi bie bimi bini bine
زمان گذشته buem\bošem bui\boši bue\boše buim buin buen
فارسی معیار گویش ساروی
کجا هستید keje haseni
آنها دختر بودند vešun deter bine
  • صرف فعل بودن در جایی (daien\davien)در زمان حال، گذشته و حال التزامی در زمان‌های مختلف به گویش ساروی.[۱۱]
فعل شدن ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
زمان حال dareme dari dare daremi dareni darene
زمان گذشته daime dai daie daimi daini daine
زمان حال التزامی davvem davvi davve davvim davvin davven
فارسی معیار گویش ساروی
من خانه هستم men sere dareme
خانه ات بودم te sere daime
می‌توانم خانه ات باشم tumbe te sere davvem

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. قاسمی، علیرضا؛ به کوشش انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه گیلان (۱۳۷۷). سیری در زبان و شعر مازندرانی. رشت: انتشارات دانشگاه گیلان. ص. ۳.
  2. جعفری دهقی، محمود؛ خلیلی پور، نازنین؛ جعفری دهقی، شیما (۱۳۹۳). زبان‌ها و گویش‌های ایرانی (گذشته و حال). تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ص. ۲۶۱. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۳۲۶-۶۳-۴.
  3. واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حسین صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31
  4. [https://iranicaonline.org/articles/iran-vi2-documentation = The dictionary edited by Naṣri Ašrafi (1381 Š./2002) contains vocabulary from the dialects of ʿAbbāsābād, Āmol, Bābol, Behšahr, Katul, Kord-kuy, Nowšahr, Sāri, Qāʾem-šahr, Tonokābon, etc. (in part compared with Pahlavi)
  5. واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حسین صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31
  6. گویش ساری (مازندرانی)، گیتی شکری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، سال 1374، ص 75
  7. حبیب برجیان، گویش مازندرانی کلیجان رستاق (ساری)، ۵۵۶.
  8. حبیب برجیان، گویش مازندرانی کلیجان رستاق (ساری)، ۵۶۱.
  9. حبیب برجیان، گویش مازندرانی کلیجان رستاق (ساری)، ۵۶۲.
  10. حبیب برجیان، گویش مازندرانی کلیجان رستاق (ساری)، ۵۶۱.
  11. حبیب برجیان، گویش مازندرانی کلیجان رستاق (ساری)، ۵۶۲.

پیوند به بیرونویرایش