یکتاپرستی

(تغییرمسیر از یکتاپرستانه)

یکتاپرستی (به انگلیسی: Monotheism) یا تک‌خدایی عبارت است از باور به یک خدای یگانه وبی همتا، ایزدی که همه چیز و همه پدیده‌ها و هستی را آفریده یا دربرمی‌گیرد.

انواع یکتاپرستیویرایش

یکتاپرستی انواع گوناگون دارد از جمله:

این روش، باور به یک «خدای شخصیت‌دار» است، یعنی خدایی با یک منش و شخصیت ویژه. این بینش مذهبی بر این باور است که خداوند همگام و همراه و جدای از این جهان نیست و جهان و انسان را آفریده‌است. این روش باور داشتن به دین را نیز پذیرا است.

این بینش قبول خدا، منهای دین و مذهب (خدای فارغ از شرایع) است. دادارباوران از راه خرد و بخردانگی و استدلال و استنتاج عقلی به وجود یک خدا معتقد می‌شوند و به اینکه پیامبرانی یا کتاب‌هایی از سوی آفریننده به زمین آمده باور ندارند؛ همچنین مدّعی هستند که خدا در امور این جهان هیچ‌گونه دخالتی نمی‌کند.

همه‌خداباوران یا به دیگر سخن، گرایندگان به مفهوم وحدت کلّی وجود، کلّ این جهان را برابر با خدا می‌دانند. بسته به تعریف این مفهوم، بی‌خدایان، خداپرستان و دادارباوران همه می‌توانند به نحوی در این بینش مشترک باشند.

خدا-فراگیر-دانی گونه‌ای از خداپرستی است که معتقد است خدا در برگیرندهٔ جهان است ولی برابر با جهان نیست. یعنی جهان ما بخشی از خداست.

به مفهوم وحدت حقیقی وجود؛ بدین معنا که خدا را حقیقت هستی دانسته و تمامی دیگر پدیده‌های مخلوق را جلوه‌ای از خدا بدانند. این دیدگاهی عرفانی (خصوصاً عرفان اسلامی) است.

یکتاپرستی در دین یهودویرایش

یکتاپرستی، آموزۀ اصلی کتاب مقدس یهودی است. تورات، خدا را با نام خاص یهوه می خواند.

کتاب مقدس یهودی از تورات و همچنین کتب سایر انبیا تشکیل شده است. یهودیان مجموعۀ این کتب را تنخ می نامند. مسیحیان این کتاب ها را به همان اندازه مقدس شمرده و در کتاب مقدس خود، آن ها را با عنوان عهدقدیم دسته بندی می کنند. در تورات، نام ابرام یا ابراهیم به عنوان نخستین یکتاپرست آمده‌است و با خدایان کهن که به شیوهٔ اشباح و مجسّمه‌های سنگی یا چوبی بودند، مخالفت نمود. لازم به ذکر است که تورات از پنج بخش تشکیل شده به نام های پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه.

در تورات مکتوب است:

من خدایی هستم که تو را از اورکلدانیان آورد تا این آن که این زمین را به تو به وراثت دهم. (پیدایش ۱۵:۸)

در تورات، بخش خروج، خدای عبرانیان غیور نام گرفته ‌است:

از برای آن که خدای دیگری را پرستش ننمایی، زیرا که خدای تو غیور است. (خروج ۳۴:۱۵)

و نیز آمده‌است:

و خدا این کلمات را گفت که منم خداوند خدای تو که تو را از زمین مصر از بندگی رهانیدم. زنهار در حضور من تو را خدایان دیگری نباشد. مبادا که از هر آنچه در آسمان است یا در زمین، در فراز است یا در فرود، یا از آنچه در آب‌های زیرزمین است از برای خود تمثال بتراشی و آن‌ها را سجده کنی؛ بلکه این‌ها را عبادت ننما زیرا من که خدای توأم خدایی غیورم. (خروج ۲۰:۵)

همچنین در تورات مکتوب است:

ای اسرائیل بشنو، یهوه، خدای ما، یهوه واحد (خدای یگانه) است. (تثنیه ۶:۴)

و این ذکر معروف به شَمَع است که هر کودک یهودی ابتدا آن را یادمی‌گیرد و هر یهودی روزی یکبار در مناجات صبح خود آن را می‌گوید.

در دوره‌ای که یهودی یا اسفار تورات نگاشته شده بودند؛ هنوز تأکیدی نمی‌شد که فقط یهوه وجود دارد و دیگر خدایان دروغین هستند، بلکه تأکید بر غیرت و حسادت خدای عبرانی بود که نمی‌توانست تحمّل کند که قوم او به خدایان دیگر سجده کنند. علاوه بر این در تورات مکتوب است:

حال می‌دانم که خداوند از تمامی خدایان بزرگ‌تر است؛ چون که در کاری که با نخوت رفتار نمودند، او بر آن‌ها غالب آمد.[۱]

همچنین:

پس امروز بدان و در دل خود اندیشه کن که خداوند در آسمان علیا و در زمین سفلی خدا هم اوست و (خدای) دیگری جز او نیست.[۲]

پس از دوران تبعید، هنوز در معبد یهوه در اورشلیم چندخدایی پنهان در بین سران قوم اسرائیل رایج بود. در کتاب حزقیال (یکی از کتب تنخ یا عهدقدیم) آمده‌است:

و به من گفت که ای فرزند آدم؛ آیا آن زشتکاری‌ها که خاندان اسرائیل در این‌جا می‌کنند، می‌بینی اما دیگر برگشته این زشتکاری‌های بزرگ را ببین؛ و مرا به بیرون حیاط آورد و نگریسته روزنه در دیوار بود؛ و به من گفت که ای فرزند آدم، این دیوار را بکن و من دیوار را کندم و اینک دری پدیدار گشت؛ و به من گفت که در این خانه برو که زشتکاری‌ها را در این‌جا می‌کنند. پس ما به درون خانه شده، نگریستم و در برابر من هرگونه از بت‌های خاندان اسرائیل از جانوران درنده و حشرات پدیدار گشت که بر روی دیوار از گرداگرد منقش بود؛ و هفتادنفر از مشایخ خاندان اسرائیل در برابر آن‌ها می‌ایستادند و یأزنیا پسر شافان در میان ایشان می‌ایستاد، هر کس مجمرش به دست و عطر چم‌دار بخور بالا می‌رفت؛ و به من گفت که ای فرزند آدم آیا آنچه که مشایخ اسرائیل می‌کنند می‌بینی که هر کس به حجررهٔ خود می‌رود و در تاریکی به پلیدی روی می‌آورد زیرا می‌گویند که خداوند ما را نمی‌بیند و زمین را واگذشته است؛ و به من گفت که بازگشته ببین پلیدی‌هایی را که به‌جا می‌آورند، بنگر؛ و مرا به در دروازهٔ خانه خداوند که به سوی شمال بود آورد و در آن‌جا زنانی می‌نشستند که برای تموز گریان بودند؛ و به من گفت که ای فرزند آدم، آیا این را می‌بینی، بازگرد تا زشتی از این بیشتر به تو نمایان سازم؛ و مرا به حیاط اندرونی خانه خداوند آورد و در دهنه هیکل خداوند در میان پیشگاه و مذبح به قدر بیست و پنج نفر که پشت‌های خود را به هیکل خداوند داشتند و روی‌های خود را به سوی مشرق، و آشکارا آفتاب را به سوی مشرق سجده می‌نمودند.[۳]

یکتاپرستی در دین مسیحیتویرایش

یکتاپرستی مهم ترین حکم کتاب مقدس مسیحی است.

کتاب مقدس مسیحی تمام کتب مقدس قبل از خود، یعنی کتاب مقدس یهودی را مقدس می داند و چند کتاب و رساله به کتاب مقدس یهودی اضافه می کند که در نتیجه کتاب مقدس مسیحی تشکیل شده از دو بخش: عهدقدیم (به معنی پیمانِ قدیمی که خدا با بنی اسرائیل بست و همان کتاب مقدس یهودی شامل تورات است) و عهدجدید (به معنی پیمانِ جدیدی که خداوند با مسیحیان از هر قوم و ملّتی می بندد و شامل چهار انجیل به نام های انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقا و انجیل یوحنا و چندین رساله از رسولان عیسی مسیح است).

عیسی مسیح در انجیل به صراحت ایمان به یگانگی خداوند را به عنوان مهم ترین حکم خداوند می نامد:

در انجیل مرقس مکتوب است: «... از او پرسید: "از همۀ فرمان ها، مهم ترین کدام است؟". عیسی پاسخ داد: "اول این است: بشنو ای اسرائیل، خداوند، خدای ما، خداوند یگانه است"»[۴]

همجنین در ادامۀ همین بخش: «و کاتب (یهودی) به او (عیسی) گفت: "بسیار خوب ای استاد، تو راست گفتی، او یگانه است و جز او نیست و محبّت کردن او با تمام قلب و تمام فهم و تمام قدرت...[۵]

در ادامۀ همین بخش انجیل انچنین می گوید: «و عیسی چون دید خردمندانه پاسخ داده است به او گفت: "تو از ملکوت خدا دور نیستی"...»[۶]


متن انجیل و سایر متن های کتاب عهدجدید بسیار در معرض سوءبرداشت شده است، به ویژه در خصوص یکتاپرستی. در کتاب های عهدجدید، از جمله در انجیل های چهارگانه، عیسی با عنوان "از نسل داود نبی"[۷]، "پسر انسان"[۸][۹]، "فرزند مریم"[۱۰]، "خداوند"[۱۱][۱۲]، "فرزند خدا"[۱۳]، "پیامبر خدا"[۱۴][۱۵][۱۶][۱۷]، "مسیح"[۱۸]، "کلمۀ خدا"[۱۹][۲۰][۲۱]، "کاهن اعظم"[۲۲]، "برّۀ خدا"[۲۳] و "خانۀ خدا"[۲۴] خوانده شده است. عیسی در انجیل، پس از مصلوب شدن و برخاستن از مردگان، به حواریون و شاگردان خود اینچنین می گوید: «پس بروید و همگان را شاگرد سازید و آنان را به نام پدر و پسر و روح القدس غسل تعمید دهید»[۲۵]

باید دقت شود که مفهوم این عبارات هیچکدام به معنی چندگانه پرستی نیست. بلکه به معنای درک پروردگار توسط انسان ها از سه طریق است:

  1. پدر آسمانی: "پدر" یا "پدر آسمانی" هیچ اشاره ای به جنس مذکر خداوند ندارد، بلکه عبارتی با این مفهوم که خداوند حامی و پشتیبان مهربان برای ایمان داران است و نه فقط پدر عیسی، بلکه پدر آسمانی تمام ایمان داران است، همان طور که عیسی خود به عنوان یک مثال، در انجیل این طور می فرماید: «هنگامی که دعا می کنی، به خلوتگاه خود وارد شو و به پدر خود که امور پنهان را می داند، دعا کن و او پاسخ خواهد داد»[۲۶] یا در جای دیگر، عیسی دعا کردن را به شاگردان خود می آموزد: «پس شما اینچنین نیایش کنید: "ای پدر ما که در آسمان هایی، تقدیس شود نام تو..."»[۲۷]. این عبارت ابداع رسولان مسیح و انجیل و عهدجدید نیست، بلکه خداوند در کتب انبیای پیشین نیز پدر ایمان داران خوانده شده است، برای یک نمونه، در کتاب اشعیای نبی مکتوب است: «با این حال ای یهوه، تو پدر ما هستی، ما خاک رس هستیم و تو کوزه گر ما هستی، ما همگی عمل دست تو هستیم»[۲۸]
  2. پسر: منظور از این عبارت عیسی مسیح است، که مسیحیان تفاسیر متفاوتی از آن طبق آیات انجیل و رساله های رسولان مسیح در عهدجدید دارند. نکته این که "فرزند خدا" یا "پسر خدا" نه به معنای فرزنددار شدن خدا مانند انسان ها و یا افسانه های خدایان یونانی نیست که مانند انسان ها شهوت داشتند. مفهوم این عبارت به معنی تولید مثل نیست[۲۹]، بلکه عیسی مسیح از نظر جسمانی و فیزیکی، دقیقاً یک انسان کامل است که روح یک انسان را نیز داشت با احساسات انسانی، با تمام ضعف ها و قوت های یک انسان، همان طور که انجیل و رسولان مسیح نوشته اند. او مانند هر انسانی می خوابید[۳۰]، به هنگام حُزن برای از دست دادن نزدیکان می گریست[۳۱]، به در گاه خدای یکتا، پدر آسمانی دعا می کرد و مطیع خواست خداوند بود[۳۲] و وقتی یک روحانی یهودی او را نیکو خواند، در پاسخ گفت «چرا مرا نیکو می خوانی؟ هیچ کس نیکو نیست، مگر تنها خدا.»[۳۳] [۳۴]در انجیل عیسی مسیح به عنوان یک انسان و پیامبر، در مورد زمان وقوع آخرالزمان می فرماید«و امّا دربارۀ این روز و ساعت، کسی نمی داند، نه پسر، بلکه تنها پدر». در انجیل یوحنا که از نظر الهیاتی عمیق ترین انجیل است، مکتوب است: «و زندگانی جاودان چنین است که تو را بشناسند، تو ای یگانه خدای حقیقی و کسی را که تو فرستاده ای، عیسی مسیح را»[۳۵] از متن انجیل این گونه بر می آید که عیسی مسیح به عنوان یک انسان دارای جسم و روح یک انسان بود و جسم او زمانی مسح شد و مسیح و فرزند محبوب خدا شد، که توسط یحیای نبی تعمید یافت. همان طور که در انجیل مکتوب است: «و در آن روزها واقع گشت که عیسی از ناصرۀ جلیل آمده، به وسیلۀ یحیی (غسل) تعمید داده شد و همان دَم، چون از آب برمی خاست آسمان را دید که شکافته شده و روح (روحِ پاکِ خدا، روح القدس) چون کبوتری به سوی او نازل می شود و صدایی از آسمان ها رسید: "تو هستی آن پسر من، آن محبوب، از تو خشنودم"»[۳۶]. عنوان "فرزند خدا" به مردم با ایمان اطلاق می شود[۳۷] و عبارتی نیست که فقط در عهد جدید به کار رفته باشد، بلکه این عبارت در کتب انبیای اسرائیل (عهدقدیم) نیز بارها به مردم با ایمان اطلاق شده است[۳۸][۳۹]. هرچند عیسی مسیح با سایر انسان های با ایمان متفاوت است و خداوند وجودِ عیسی مسیح را به عنوان محل تجلّی خود برای انسان ها می خواند و خود خداوند است که در کنار روح انسانی عیسی مسیح، در جسم او به عنوان معبدِ خود، تجلّی خود را آشکار می کند[۴۰]. خانۀ خدا دیگر یک ساختمان و عمارت نیست و بلکه "کلمۀ خدا" و کلام او در وجود عیسی مسیح بود. قابل توجه اینکه، این موضوع به معنای حلول خداوند و محدود شدن نیست. اینگونه نیست که خداوند در جسم عیسی مسیح باشد و دیگر احاطه ای بر جهان نداشته باشد، بلکه دقیقاً همانطور که خداوند از بوتۀ سوزان با موسی صحبت کرد[۴۱] ولی در کلّ جهان حاضر و بر آن احاطه داشت. . به همین صورت این بار در وجود عیسی مسیح تجلّی خود را آشکار کرد و تا ابد آشکار خواهد کرد، همان طور که در کتاب اشعیای نبی(عهدقدیم) مکتوب است[۴۲]. عاملی که سبب می شود او فرزند خدا و یا خداوند نامیده شود، جسم و روح انسانی او نیست، بلکه در حین این که پروردگار، خدا، همواره در کلّ جهان هستی حضور دارد و بر آن احاطه دارد، تجلّی خود را در وجود عیسی مسیح آشکار کرد و از طریق عیسی مسیح با انسان ها سخن گفت. به مفهوم کامل تر، خودِ کلامِ خدا در وجود عیسی مسیح ساکن است و عیسی مسیح "کلمۀ خدا" است. انجیل عیسی مسیح را "کلمۀ خدا" می خواند. به عبارت ساده تر، وقتی شخصی با عیسی مسیح صحبت می کند، وقتی متوجه شخص عیسی است، با یک انسان صحبت می کند، اما وقتی از طریق عیسی مسیح با خدا صحبت می کند، گویی با شخص عیسی سخن نمی گوید، بلکه با "کلمۀ خدا" و خود خدای یکتا از طریق عیسی مسیح صحبت می کند، خدایی که هم زمان بر کلّ هستی احاطه دارد. به عبارت دیگر، عیسی مسیح "خانۀ خدا" است. این موضوع صراحتاً در متن انجیل مکتوب است: «در آغاز کلمه بود، کلمه نزد خدا بود، کلمه خدا بود، در آغاز او نزد خدا بود»[۴۳] و همچنین انجیل، عیسی مسیح را در چندین نوبت به صورت جالب توجهی "خانۀ خدا" می خواند[۴۴][۴۵][۴۶] که در یک مورد چنین مکتوب است: «عیسی در پاسخ به آنان گفت:"این قُدس (خانۀ خدا) را ویران کنید، سه روزه آن را قائم خواهم کرد" آنگاه یهودیان به او گفتند: "اینک چهل و شش سال کار شده تا این قُدس (خانۀ خدا) بنا شود و تو سه روزه آن را قائم خواهی کرد؟" اما او از قُدس تَنِ خود سخن می گفت (منظور او از قُدس یا خانۀ خدا، تن خودش بود) »[۴۷]. در واقع عیسی مسیح جایی برای تجلی روح پاک خداوند است، مانند بوتۀ سوزان که تجلی حضور خدا برای موسی بود[۴۸] و موسی با آن بوتۀ سوزان سخن نمی گفت، بلکه با خدایی که از طریق بوتۀ سوزان تجلی خود را به موسی نشان داده بود سخن می گفت، در حالی که خدا حلول نکرده بود و محدود نشده بود، بلکه خدا در کل هستی حضور داشت و موسی صرفاً حضور تجلی خداوند متعال را از آن بوته درک می نمود. زمانی که عیسی مسیح مصلوب می شود، رنج جسمانی او به عنوان یک انسان نبود که مصلوب شدن او را از کشته شدن سایر انبیا متمایز می کرد، بلکه مصلوب شدن او، نمادی بود از میخکوب شدن "کلمۀ خدا" به دست انسان بر روی صلیب. این واقعه، نشان دهندۀ این واقعیت است که انسان های ریاکاری که خود را مومن نشان می دهند، در حالی که کلام مکتوب خدا را در دسترس دارند، آن را درک نمی کنند و خدا را آن طور که باید نمی شناسند و بلکه حتی آن را محکوم کرده، بر روی صلیب میخکوب می کنند، نکتۀ قابل توجه این است که در رسالۀ اول پطرس در عهدجدید در خصوص عیسی مسیح پس از مصلوب شدن مکتوب است: « ...در حالی که جسماً مُرد، امّا روحاً زنده ماند»[۴۹] و این دلالت بر روح خداوند دارد که در جسم عیسی مسیح ساکن بود و هیچگاه مرگ برای خداوند مفهومی ندارد، بلکه جسم انسانی شخص عیسی مسیح یود که مصلوب شد، جان سپرد و بعد از سه روز توسط خداوند زنده شد.
  3. روح القدس: روح القدس، یا روح مقدّس یا روح پاک، همان روح پاک خداست که به میزان ایمان و پاکی و صداقت یک انسان، در او می نهد. در واقع به صورت بسیار واضح، روح پاک خدا، چیزی جدا از خدا نیست، بلکه روح خود خدا و تجلی او در وجود و فکر انسان های ایمان دار، با محبّت و پاک و صادق است. در یک سیر و حرکت تکمیلی، مسیحیت مفهوم رابطۀ بین بشر و خدا را این گونه تکمیل می کند:
    1. پیش از تورات و یهودیت، آیین غالب مردم بت پرستی بود. بت پرستان بت ها را همچون خدا می پرستیدند.
    2. از زمان آغاز یهودیت، یکتاپرستی، به شکل مدرنی که آن را می شناسیم، بت ها را باطل و پرستش آن ها را بیهوده خواند. اما از آنجا که این باور برای بسیاری از مردمِ آن زمان باوری عجیب بود، نمی توانستند به آن پایدار و پایبند بمانند، که در نتیجه در هنگام غیبت موسی برای چهل روز، مجدداً یهودیان به آیین بت پرستی در مصر بازگشتند و گوسالۀ طلایی را پرستیدند. در نتیجه موسی، پیامبر خدا، تحت هدایت خداوند، خیمه ای به نماد خیمۀ خداوند و بعد از آن داود نبی و سلیمان عبادتگاهی را به عنوان "خانۀ خدا" بنا کردند، تا مردم در یک روند تدریجی از پرستش بت ها، به خانۀ خدا رو بیاورند. به عبارتی بتکده هایی که زمانی مملو از خدایان دروغین و بت ها بود، حال به یک حانۀ خالی تبدیل می شد. البته در کنار همۀ این ها، در کتاب مقدس یهودی تاکید شده است، که خداوند در خانه ای که از سنگ و چوب و به دست انسان ساکن نمی شود: «امّا همان شب خداوند به ناتان (نبی) فرمود که برود و به خدمتگزار او، داود، چنین بگوید: "تو نمی توانی برای من خانه ای بسازی. من هرگز در یک ساختمان ساکن نبوده ام..."»[۵۰]. این امر به این دلیل بوده، که مردم در عمل نمی توانستند ناگهانی از بت هایی که آن ها را می دیدند و لمس می کردند، به خدایی که نه آن را می بینند و نه لمس می کنند، رو بیاورند، مانند آنچه که در ماجرای پرستش گوسالۀ طلایی، پس از آن که از مصر خارج شده بودند. پس موسی، پیامبر خدا، به امر خدا، خیمه ای برپا کرد به نام خیمۀ خداوند، تا مردم حضور خدا را در بین خود بتوانند "ببینند"، از طرفی در کنار آن به مردم آموخته می شد که خدا در خانه ای که به دست انسان برپا شود، ساکن نمی شود و خدا اساساً بی نیاز است.[۵۱]
    3. در مسیحیت، سیر تکاملی ای که موسی، پیامبر خدا برای تغییر عادات بت پرستانه و مشرکانۀ مردم آغاز کرده بود، توسط تعالیم انجیل تکمیل می شود. در واقع این تَن خود انسان های با ایمان، پاک، با محبّت و صادق است که خانۀ خداست همان طور که در عهدجدید صراحتاً مکتوب است[۵۲]. در واقع اینکه روح القدس (روح پاک خدا) در تَنِ انسان های با ایمان و با محبّت و پاک ساکن می شود، به این معنی نیست که هزاران هزار خدا وجود دارد، بلکه یه این معنی است که این انسان ها هستند که با درستکاری و محبّت خود، خانۀ واقعی برای خداوند و روح او هستند و انسان ها باید خداوند را در وجود خود و با فکر و منطق خود درک کنند. زمان آن فرا رسیده که در قدم آخر، تعلیم داده شود، که خانۀ خدا حتی یک عمارت و ساختمان نیست و مردم دیگر نباید رو به آن نیایش کنند یا بر سر آن بجنگند. همان طور که در انجیل در یک گفت و گو میان عیسی مسیح با یک زن غیریهودی مکتوب است: «زن به او گفت: "ای آقا، می بینم که پیامبر هستی! پدران ما بالای این کوه (خدا را) پرستش کرده اند و شما (یهودیان) می گویید که در اورشلیم جائی است که باید (خدا را) پرستش کرد". عیسی به او گفت: "ای زن، به (سخن) من ایمان بیاور، ساعتی فرا می رسد که نه در بالای این کوه، نه در اورشلیم پدر (آسمانی) را پرستش خواهید کرد"»[۵۳]. در ادامه عیسی مسیح می فرماید: « "... امّا ساعتی فرا می رسد -هم اکنون است (هم اکنون فرا رسیده است)- که پرستش کنندگان راستین، پدر (آسمانی) را در روح و راستی پرستش خواهند کرد، زیرا پرستندگانی که پدر می جوید، چنین هستند. خدا روح است و آنانی که او را می پرستند باید در روح و راستی بپرستند"»[۵۴]. همچنین در رسالۀ قرنتیان مکتوب است[۵۵]: « با بی ایمانان پیوند و همبستگی نداشته باشید. آیا می تواند بین پاکی و گناه پیوندی باشد؟ آیا نور و تاریکی با هم ارتباطی دارند؟ یا بین مسیح و شیطان توافقی وجود دارد؟ آیا بین یک ایمان دار و بی ایمان وجه اشتراکی هست؟ یا می توان خانۀ خدا را با بت خانه یکی دانست؟ زیرا شما خانۀ خدای زنده هستید و خدا در شما ساکن است، چنان که او فرموده "من در ایشان ساکن خواهم شد و در میانشان اقامت خواهم گزید و من خدای آنان خواهم بود ایشان قوم من". از این رو است که خدا می فرماید: "از میان گناهکاران خارج شوید، خود را از ایشان جدا سازید، به چیزهای ناپاک دست نزنید تا شما را بپذیرم. آنگاه من پدر شما خواهم بود و شما دختران و پسران من"»

یکتاپرستی در دین اسلامویرایش

یکتاپرستی اولین رکن دین اسلام است. آیات قرآن به شدّت توحیدی می‌باشد، به صورتی که یکی از سوره‌های آن به نام توحید نام گذاری شده‌است و موضوع آن یگانگی خداوند می‌باشد:

بگو: «اوست خدای یگانه، (۱) خدای صمد [ثابت - متعالی]، (۲) [کسی را] نزاده، و زاده نشده‌است، (۳) و هیچ‌کس او را همتا نیست.» (۴)[۵۶]

و یادآوری می‌کند که با فرزندان آدم پیمان گرفته شده‌است که تنها خدا را بپرستند و عبادت خدا را تنها راه ستگاری می‌داند:

ای فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید، زیرا وی دشمن آشکار شماست؟ (۶۰) و اینکه مرا بپرستید؛ این است راه راست! (۶۱) (یس ۶۰ و ۶۱)[۵۷]

قرآن یکتاپرستی را شرط لازم برای بخشیده شدن در روز قیامت معرفی می‌کند:

مسلماً خدا، این را که به او شرک ورزیده شود نمی‌بخشاید و غیر از آن را برای هر که بخواهد می‌بخشاید، و هر کس به خدا شرک ورزد، به یقین گناهی بزرگ بربافته‌است. (نسا ۴۸)[۵۸]

همچنین قرآن مسیحیان و پیروان دیگر ادیان را به خاطر پرستش غیر از خدا سرزنش می‌کند و او را منزه از هر شریک دیگری می‌داند:

اینان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جای خدا به الوهیّت گرفتند، با آنکه مأمور نبودند جز اینکه خدایی یگانه را بپرستند که هیچ معبودی جز او نیست. منزه است او از آنچه [با وی] شریک می‌گردانند. (توبه ۳۱)[۵۹]

قرآن، انسان را به‌طور ذاتی یکتاپرست می‌داند:

پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته‌است. آفرینش خدای تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند. (روم ۳۰)[۶۰]

همچنین عبارت «لا اِلهَ اِلا الله» (خدایی جز خدای یگانه (الله) نیست) اولین بخش از شهادتین می‌باشد که در اذان و نمازهای مسلمانان، هر روز تکرار می‌شود. همچنین کسانی که می‌خواهند مسلمان شوند، باید این عبارت (شهادتین) را بگویند.

یکتاپرستی در مزدیسناویرایش

عناصرِ مزدَیَسنا یکتاپرستانه هستند و کتاب مقدس زرتشتیان اوستا است. از بخش‌های گوناگون اوستا بخشی به نام گات‌ها (سرودها) سخنانِ شخص زرتشت بوده‌است و دیگر بخش‌ها بدست دیگران گردآوری شده‌است و بدیهی است که تنها گات‌ها است که از سوی زرتشت آموزش‌ها و تعالیم زرتشتی را بیان داشته‌است.

و برای نخستین بار آیین یکتاپرستی را به جهانیان سفارش کرد. در اندیشه و پیام آیین زرتشت خداوند هستی بخش، اهورا مزدا نام دارد. «اهورا» یعنی هستی بخش؛ «مز» یعنی بزرگ و «دا» از دانش و دانایی آمده‌است. پس انسان را بنده و برده خویش نمی‌داند بلکه با خرد (منه) و وجدانی (دائنه) که به انسان بخشیده، جایگاه ارزشمند انسانی و دانایی را به او پیشنهاد کرده‌است. از دیدگاه آیین زرتشت، خداوند کینه‌توز ، انتقام جو، خشمناک و مجازات گر نیست، بلکه سراسر نیکی و داد است.

اشوزرتشت در رسانیدن پیام اشا به مردم، به هیچ معجزه‌ای نیاز نداشته‌است او نه با معجزه، بلکه با زبان خرد و منطق با مردم سخن گفته‌است. اشوزرتشت، پیام اهورامزدا را به شیوایی و رسایی در سروده‌های خویش آورده‌است. گاتها، که نخستین سروده‌های شعر گونه جهان است، از روش درست زیستن و رستگاری شدن سخن می‌گوید. گاتها اندیشه ورز، خرد گرا و وجدان پرور است و برای همه انسان‌ها در هر زمان و مکان ساده‌ترین و بهترین الگوی رفتاری را به گونه منطقی، به دور از هر گونه پندارهای خرافی و نادرست بیان کرده‌است. گاتها یعنی «سرودهای پاک» را مردمی که پیام اشوزرتشت را به کار بسته‌اند، بر پایه ایمان و درک خود بر آن گذاشته‌اند. گاتها در بیان اشوزرتشت، مانتره نامیده شده که «کلام اندیشه برانگیز، اهورایی و مقدس» معنا می‌دهد. از دیدگاه گاتها، زندگی مادی انسان باید با طبیعت و قوانین حاکم بر آن که اشا نامیده شده سازگار و هماهنگ باشد و در نگرش مینوی، انسان باید به یاری وهومن دریچه دل خود را بسوی راز هستی بگشاید تا روشنایی حقیقی را مشاهده کند. سخن گات‌ها تنها برای دانایان قابل درک است، زیرا نادان و جاهل بر پایه احساسات تند و بی منطق خود حرکت می‌کند و گوش شنوایی برای پیام اهورایی ندارد و بینش خود را به دیگران، به ویژه به افراد ناآگاه برساند؛ تا پندار بافی و خرافات از جامعه انسانی رخت بربندد.[۶۱]

تاریخچهٔ کلی یکتاپرستیویرایش

تاریخچه کلی یکتاپرستی را زیگموندفروید در کتاب موسی و یکتاپرستی بوسیله تحلیل روانشناسی به اثبات می‌رساند و به این نتیجه می‌رسد که یکتاپرستی از مصر وارد بین‌النهرین شده و موسی پیامبر قوم یهود مصری بوده[۶۲] است. البته طبق تاریخ اوستا، زرتشت از اولین مدوعین به یکتاپرستی در دوران‌ها بوده‌است؛ و نیز در نوع خود موفق‌ترین پیامبر به‌شمار می‌رود.

منابعویرایش

  1. خروج ۱۸:۱۱
  2. تثنیه ۳۹:۴
  3. حزقیال ۶:۱۷–۸
  4. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 12، آیۀ 28 و 29.
  5. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 12، آیۀ 32 تا 33.
  6. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 12، آیۀ 34.
  7. عهدجدید، انجیل متی، باب 1، آیۀ 1.
  8. عهدجدید، انجیل لوقا، باب 12، آیۀ 8 تا 12.
  9. عهدجدید، انجیل متی، باب 24، آیۀ 44.
  10. عهدجدید، انجیل متی، باب 1، آیۀ 18.
  11. عهدجدید، انجیل متی، باب 23، آیۀ 39.
  12. عهدجدید، انجیل متی، باب 22، آیۀ 41 تا 46.
  13. عهدجدید، انجیل متی، باب 16، آیۀ 16.
  14. عهدجدید، انجیل متی، باب 13، آیۀ 57.
  15. عهدجدید، انجیل لوقا، باب 4، آیۀ 24.
  16. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 4، آیۀ 44.
  17. عهدجدید، رساله به عبرانیان، باب 3، آیۀ 1.
  18. عهدجدید، انجیل متی، باب 16، آیۀ 16.
  19. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 1، آیۀ 1 و 2.
  20. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 1، آیۀ 14.
  21. عهدجدید، مکاشفۀ یوحنا، باب 19، آیۀ 13.
  22. عهدجدید، رساله به عبرانیان، باب 3، آیۀ 1.
  23. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 1، آیۀ 29.
  24. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 2، آیۀ 19 تا 21.
  25. عهدجدید، انجیل متی، باب 28، آیۀ 19.
  26. عهدجدید، انجیل متی، باب 6، آیۀ 6.
  27. عهدجدید، انجیل متی، باب 6، آیۀ 9.
  28. عهدقدیم، اشعیا، باب 64، آیۀ 7.
  29. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 1، آیۀ 13.
  30. عهدجدید، انجیل لوقا، باب 8، آیۀ 23.
  31. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 11 ، آیۀ 35.
  32. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 14، آیۀ 35.
  33. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 10، آیۀ 18.
  34. عهدجدید، انجیل لوقا، باب 18، آیۀ 19.
  35. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 17، آیۀ 3.
  36. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 1، آیۀ 9 تا 11.
  37. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 1، آیۀ 12.
  38. عهدقدیم، تورات، بحش تثنیه، باب 32، آیۀ 19.
  39. عهدقدیم، اشعیا، باب 43، آیۀ 6.
  40. عهدجدید، رسالۀ اول یوحنا، باب 1، آیۀ 2.
  41. عهدقدیم، تورات، بخش خروج، باب 3، آیۀ 2.
  42. عهدقدیم، اشعیا، باب 11.
  43. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 1، آیۀ 1 و 2.
  44. عهدجدید، انجیل متی، باب 27، آیۀ 39 و 40.
  45. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 14، آیۀ 58.
  46. عهدجدید، انجیل متی، باب 26، آیۀ 61.
  47. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 2، آیۀ 19 تا 21.
  48. عهدقدیم، تورات، بخش خروج، باب 3، آیۀ 2.
  49. عهدجدید، رسالۀ اول پطرس، باب 3، آیۀ 18.
  50. عهدقدیم، کتاب دوم سموئیل، باب 7، آیۀ 4 تا 6.
  51. عهدقدیم، کتاب دوم سموئیل، باب 7، آیۀ 4 تا 6.
  52. عهدجدید، رسالۀ دوم قرنتیان، باب 6، آیۀ 16 تا 18.
  53. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 4، آیۀ 19 تا 21.
  54. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 4، آیۀ 23 و 24.
  55. عهدجدید، رسالۀ دوم قرنتیان، باب 6، آیۀ 14 و 18.
  56. قرآن، ترجمه فولادوند
  57. قرآن، ترجمه فولادوند
  58. قرآن، ترجمه فولادوند
  59. قرآن، ترجمه فولادوند
  60. قرآن، ترجمه فولادوند
  61. انجمن موبدان تهران، نگاهی به دین زرتشتی، تهران
  62. موسی و یکتاپرستی ترجمهٔ قاسم خاتمی

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

Wikipedia contributors, "Monotheism," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Monotheism&oldid=191982037 (accessed February ۱۹، ۲۰۰۸).