ازمی اسکوالر

ازمی اسکوالر همسر جروم اسکوالر در کتاب آسانسور قلابی بود که خود را ششمین مشاور مالی شهر می‌دانست. خانهٔ ان‌ها در خیابان تاریک قرار داشت. در کتاب از او زنی قد بلند و باریک و بسیار مغرور یاد شده. ازمی هنگامی که بچه‌ها را به خانهٔ بسیار بزرگ خود می آورد با آن‌ها بسیار بد رفتاری می‌کند و به ان‌ها کت و شلوارهای بسیار بلندی می‌دهد. ازمی همیشه دنبال مد روز است به همین دلیل هر چیزی که مد شد می‌گوید که توئه یا بیرونه از اصطلاحات مد روز استفاده می‌کند. مثلاً زمانی که بچه‌ها را به خانهٔ خود می آورد. به آن‌ها می‌گوید که فقط و فقط برای این که بچه‌ها توئن (مد هستند) شما را به خانهٔ خود اورده‌ام. بعدها معلوم می‌شود که ازمی اسک. الر در اصل نامزد «کنت الاف» است. او بچه‌ها را به خاطر دزدیدن ارثی که از پدر و مادرشان گرفته‌اند حاضر به قبول کردنش هستند.

Esmé Gigi Geniveve Squalor
شخصیت بدبیاری‌ها
Esmé Squalor.jpg
نخستین حضورآسانسور قلابی
آخرین حضورخطر ماقبل آخر
پدیدآورلمونی اسنیکت
اطلاعاتِ درون‌داستانی
جنسیتFemale
پیشهمشاور سرمایه‌گذاری
هنرپیشه
V.F.D. member
خانوادهCarlmelita Spats (unofficial-adopted daughter)
همسرJerome Squalor

حضور در کتاب ششمویرایش

کتاب ششم:آسانسور قلابی

بودلرهای یتیم در کتاب ششم از طرف آقای پو خانواده اسکوالر یعنی جروم اسکوالر و ازمی اسکوالر بودند. ازمی رفتاری تند با بچه‌ها می‌کرد.

از متن کتاب

... و ازمی را هم که بفهمی نفهمی اصلاً نمی‌دیدند. آنها می‌دانستند که او از صبح سرکار می‌رود و عصرها به خانه برمی‌گردد. اما وقتی او در خانه بود هم به ندرت چشمشان به ششمین معاون مالی مهم شهر می‌افتاد. انگار اعضای جدید خانواده را پاک از یاد برده بود و ترجیح می‌داد این ور آن ور خانه لم دهد تا وقتش را با آنها بگذراند. اما برای بچه‌ها مهم نبود ازمی در چه حال باشد آنها نمی‌خواستند دربارهٔ اینکه چه چیز تو بود و چه چیز بیرون با او گفتگو کنند. در پایان کتاب شش در می‌یابیم ازمی با کنت الاف همدست بوده است و در آخر وقتی هویت او مشخص می‌شود همراه کنت الاف فرار می‌کند.

حضور در کتاب هفتمویرایش

کتاب هفتم:دهکده شوم

کتاب هفتم کلانتری را آشنا می‌شویم که بی درنگ ما را به یاد رفتار سرد و خود خواهانه ازمی می‌اندازد و در کتاب هفتم در می‌یابیم که کلانتر لوسنیا خود ازمی بوده است. ازمی دوباره با کنت الاف فرار می‌کند. جنایت ازمی در این کتاب پرتاب نیزه به قصد کشت از یک اسلحه نیزه انداز می‌باشد.

حضور در کتاب هشتمویرایش

کتاب هشتم:بیمارستان خطرناک

در کتاب هشتم ازمی خود را به شکل یک دکتر کرده و وارد عمل جراحی خطرناکی برای ویولت بودلر می‌شود. او در این کتاب هویت کلاوس و سانی را در می‌یابد.

حضور در کتاب نهمویرایش

کتاب نهم:سیرک مرگبار

در کتاب نهم ازمی به همراه کنت الاف به سیرک کالیاری می‌رود تا در آنجا پیشگویی به نام مادام لولو را ببیند. لولو در گذشته دوست کنت الاف بوده و ازمی نسبت به او حسادت می‌ورزد. او کولت، هوگو و کوین را مجبور می‌کند تا مادام لولو را به کشتن دهند و در آخر به خواسته خود می‌رسد.

حضور در کتاب دهمویرایش

کتاب دهم:آبشار یخ زده

در کتاب دهم از ازمی مورد خاصی دیده نمی‌شود بجز لباس عجیبش. لباسی از شعله‌های رنگارنگ که خود با افتخار می‌گوید که دزدی ست. حرف مشکوک B ما را به فکر می‌اندازد که این لباس از بئاتریس دزدیده شده باشد. کار دیگر او در این کتاب قبولی کارملیتا اسپاتس به عنوان بچه خود می باشئ.

حضور در کتاب یازدهمویرایش

کتاب یازده:غار غم‌انگیز

در کتاب یازدهم ازمی کارملیتا را لوس تر از همیشه بار می‌آورد. او همچنین تعداد زیادی بچه می‌دزدد.

حضور در کتاب دوازدهمویرایش

کتاب دوازده:خطر ماقبل آخر

در گیر و دار کتاب دوازدهم ازمی به دنبال شخصی به نام(j.s) می‌گردد و در مصاحبه‌ای با جرالدین جولین خود را لو می‌دهد که چرا به هتل آمده. هر چند که بعداً اشتباهش را درست می‌کند و قول یک مهمانی بزرگ را می‌دهد. تمام این رازها جلوی چشم ویولت مو به مو تعریف می‌شوند. این کتاب آخرین کتابی ست که ازمی اسکوالر و دخترش کارملیتا اسپاتس در آن حضور دارند. زیرا به جدایی بین کنت الاف و ازمی ختم می‌شود. با این حال سؤال مهم ما دربارهٔ ازمی این جا مطرح می‌شود:آیا ازمی و کارملیتا توانستند از دست آتش‌سوزی دینومان نجات یابند؟

منابعویرایش

کتابهای:

آسانسور قلابی

بیمارستان خطرناک

سیرک مرگبار

آبشار یخ زده

خطر ماقبل آخر