برابری استقلال

برابری استقلال (به انگلیسی: Equality of autonomy) یک مفهوم فلسفی سیاسی از آمارتیا سن است که می‌گوید: «توانایی و ابزارها برای انتخاب مسیر زندگی ما باید به طور مساوی، هر اندازه که ممکن است، در سراسر جامعه گسترش یابد» - شانس برابر در استقلال یا توانمندسازی.[۱] برابری استقلال تلاش می‌کند به طور گسترده‌ای به توانمندسازی بپردازد، به طوری که «با توجه به شرایطشان»، افراد «انتخاب و کنترل» بیشتری داشته باشند.[۲] این مفهوم از طرف مفاهیم مرتبط، تاکید نسبتاً متفاوتی پیدا می‌کند" از جمله ارزش برابری در محل کار (فرصت برابر) یا ثروت مادی برابر (برابری نتیجه).

طبق نظر تاد می، رویکرد سن نیازمند «مداخله فعال نهادهایی مانند دولت در زندگی مردم» است، اما هدف آن «ارتقای خودسازی مردم است تا شرایط زندگی آنها».[۳] سن اظهار می‌کرد که «توانایی تبدیل درآمدها به فرصت‌ها تحت تاثیر چندین مورد از تفاوت‌های فردی و اجتماعی است که به این معنی است که بعضی از مردم نیاز بیشتری نسبت به دیگران برای دستیابی به توانایی‌های مشابه خواهند داشت.»[۴]

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. Sunder Katwala (21 October 2010). "It's equality of life chances, not literal equality, that the left espouses". The Guardian. Retrieved 2011-07-15.
  2. "Equality Impact Assessments". Hull Teaching Primary Care. 2011-07-15. Archived from the original on 2012-03-07. Retrieved 2011-07-15.
  3. Todd May (2008). The Political Thought of Jacques Rancière: Creating Equality. The Pennsylvania State University Press. p. 20. Retrieved 2011-07-15. Amartya Sen has developed a theory of distributive justice that, like Rawls', requires the active intervention of institutions like the state into people's lives, but like Nozick's, aims that intervention at the fostering of people's self-creation rather than their living conditions. For Sen, the proper focus of a theory of justice is on what he calls capabilities, and he defines those capabilities on the basis of what he calls functionings.
  4. Anne Phillips (2004). "Defending Equality of Outcome". Journal of Political Philosophy: 1–19. Retrieved 2011-07-15.

منابعویرایش