تاریخچه شیر و خورشید

تاریخچه شیر و خورشید نوشته سید احمد کسروی تبریزی (۸ مهر ۱۲۶۹–۲۰ اسفند ۱۳۲۴) تاریخ‌نگار، زبان‌شناس، پژوهشگر، حقوق‌دان و اندیشمند ایرانی در توصیف نشان ملی ایران است که نخستین بار در سال ۱۳۰۹ خورشیدی منتشر کرده‌است.

تاریخچه شیر و خورشید
نویسنده(ها)سید احمد کسروی تبریزی
برگرداننده(ها)عزیزالله علیزاده (مصحح)
کشورتهران، ایران
زبانفارسی
موضوع(ها)تاریخچه شیر و خورشید ایران
ناشرانتشارات فردوس
تاریخ نشر
۱۳۷۸
گونه رسانهکتاب چاپی
شمار صفحات۱۲۴
شابکشابک ‎۹۶۴۳۲۰۰۴۲۶

خواست نگارشویرایش

کسروی خواستش را در انتشار این کتاب کوتاه ولی گویا چنین توصیف می‌کند:

... چگونگی آنکه یکی از اروپاییان به وزارت خارجه ایران نامه نوشته بود: «شیر خورشید از کی نشان ایران شده و تاریخچه آن چیست؟!... خورشید در پشت شیر چه معنی می‌دارد؟ !...» وزارت خارجه این پرسش او را به وزارت فرهنگ فرستاده بود و در وزارت فرهنگ چند تنی از دانشمندان وزارتخانه گرد هم نشسته و پس از گفتگوها و سگالش چنین پاسخی نوشته بودند: «ایرانیان باستان چون آتش می‌پرستیده‌اند به خورشید نیز پاسداری می‌نموده‌اند و این است آن را نشان دولتی گرفته‌اند. شیر هم نشانه توانایی دولت است». پاسخی در این زمینه نوشته و فرستاده‌اند.

بیست سال پیش که من تازه به تهران آمده بودم چون این را شنیدم در شگفت شدم زیرا دیدم یک پاسخ بسیار بی‌پایی داده‌اند. راست است که تاریخچه شیر و خورشید را نمی‌دانستم ولی این می‌دانستم که بازمانده از زمان‌های باستان نیست.
آنگاه چیزی را که بایستی از کتاب‌های تاریخی یا از سکه‌ها بجویند و بدست آورند و از روی دلیل بنویسند و به آن پرسنده اروپایی پاسخ دهند، گردهم نشسته پنداربافی کرده و فرستاده بودند.
این یکی از بیماری‌های ایرانیان است که در بیشتر چیزها پندارهای خود را بکار اندازند. چیزی که پرسیده شود بجای آنکه بگویند ما نمی‌دانیم یا آن را از راهش جستجو کنند اندکی اندیشیده از پندار خود چیزهایی سازند و به شما پاسخ دهند.[۱]
خواستم از آن کار دو چیز بود:
یکی آنکه پاسخی به پرسش آن اروپایی داده شود.
دیگری اینکه روشن گردد که هر چیزی را اگر از راهش جویند کمتر رخ دهد که نتیجه بدست نیاید.
این بود آنچه مرا به نوشتن آن تاریخچه واداشته است.
احمد کسروی[۲]

ساختار کتابویرایش

مقدمه
دیباچه: داستان این تاریخچه
گفتار یکم: افسانه‌هایی که دربارهٔ شیر و خورشید هست
گفتار دوم: شیر تنها و خوشید تنها
گفتار سوم: خورشید و شیر چگونه بهم پیوسته‌اند؟
گفتار چهارم: شیر و خورشید چگونه نشان رسمی ایران گردیده؟
ضمایم:
پیوست اول: واژه‌های نو
پیوست دوم: لیست کتابها[۳]

نمونه‌ای از متن کتابویرایش

فردوسی:[۴]

یکی زرد خورشید پیکر درفشزرش ماه زرین غلافش بنفش
زده پیش او پیل پیکر درفشبنزدش سواران زرینه کفش
یکی شیر پیکر درفش بنفشدرخشان گهر در میان درفش
درفشش ببین اژدها پیکر استبر آن نیزه بر شیر زرین سر است
یکی گرگ پیکر درفش از برشبابر اندر آورده زرین سرش
درفشش پس پشت پیکر گرازسرش ماه سیمین و بالا دراز
یکی ماه پیکر درفش از برشبابر اندر آورده تابان سرش
درفشی برآورده پیکر پلنگهمی از درفشش نیازید جنگ
یکی پیکر آهو درفش از برشبدان سایه آهو اندر سرش(؟)
درفش پس و پشت پیکر همایهمرفت چون کوه رفته ز جای

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. کسروی تبریزی، سید احمد (۱۳۷۸). تاریخچه شیر و خورشید. تاریخچه چبوق و غلیان. تهران: فردوس. ص. ۲۲–۲۳. شابک ۹۶۴-۳۲۰-۰۴۲-۶.
  2. کسروی تبریزی، سید احمد (۱۳۷۸). تاریخچه شیر و خورشید. تاریخچه چبوق و غلیان. تهران: فردوس. ص. ۲۵. شابک ۹۶۴-۳۲۰-۰۴۲-۶.
  3. کسروی تبریزی، سید احمد (۱۳۷۸). تاریخچه شیر و خورشید. تاریخچه چبوق و غلیان. تهران: فردوس. ص. ۱۷. شابک ۹۶۴-۳۲۰-۰۴۲-۶.
  4. کسروی تبریزی، سید احمد (۱۳۷۸). تاریخچه شیر و خورشید. تاریخچه چبوق و غلیان. تهران: فردوس. ص. ۳۴. شابک ۹۶۴-۳۲۰-۰۴۲-۶.