خودنگاره چهره‌نگاری نقاش، عکاس یا پیکره‌ساز از خود است. کشیدن خودنگاره در میان نقاشان از دهه‌های پس از رنسانس (یا حتی پیش از آن) رواج یافت و در اواخر سده ۱۹ و اوایل سده ۲۰ میلادی به اوج رسید. واقع‌گرایی و دریافتگری ربع آخر سده نوزدهم نگاه نقاش را بیشتر متوجه خویش و مسائل اطراف خود کرد. در این دوره نقاشان پی بردند که خود نیز جزئی از واقعیت و هستی موجود هستند و می‌توانند موضوع نقاشی خود قرار گیرند. خودنگاره‌های سدهٔ بیستم نوعی خودکاوی و روان‌شناسی خویشتن محسوب می‌شوند.[۱]

خودنگارۀ رامبرانت، ۱۶۵۹
خودنگارۀ ون گوگ با گوش باندپیچی‌شده، ۱۸۸۹

از جمله نقاشانی که خودنگاره‌های شناخته‌شده‌ای از خود به‌جای گذارده‌اند می‌توان به رامبرانت و ون گوگ اشاره کرد.

خودنگاره‌های ون گوگویرایش

ون گوگ در حدود ده سال فعالیت هنری خویش، به‌ویژه در چهار–پنج سال آخر عمرش، علاوه بر تک‌چهره‌هایی@12@ که از اطرافیانش کشید، بیش از ۲۰ تک‌چهره نیز از خود ساخت. ون گوگ در خودنگاره‌های خویش بی‌قراری و گرانباری انسانی پرشور را نشان می‌دهد که با نگاهی نافذ و معنی‌دار، خود را در نگاه مخاطب می‌نگرد. در بیشتر این آثار، کت آبی، پیراهن سفید، ریش قرمز و نگاه مضطرب به چشم می‌خورَد و هاله‌ای از امواج رنگی در پیرامون صورت نقاش چرخ می‌زند. دو مورد از متفاوت‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین خودنگاره‌های ون گوگ آن‌هایی است که در بدترین روزهای بیماری‌اش کشیده‌است. یکی از این تک‌چهره‌ها متعلق به سال ۱۸۸۹ و پس از حادثهٔ بریده شدن گوش اوست که در آن، باند سفیدی نیز بر دور سر او پیچیده شده‌است. نقاشی دیگر، آخرین تک‌چهرهٔ او و مربوط به چند ماه پیش از مرگش در سال ۱۸۹۰ است. این تابلو اثری عمیقاً تکان‌دهنده است که قدرت هراس‌آور نگاه‌های یک روان‌پریش را ثبت می‌کند.[۲]

نگارخانهویرایش

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

منابعویرایش

  • احمدی ملکی، رحمان (۱۳۷۹). «در آیینۀ خویشتن: نگاهی به "اتوپرترۀ" چند نقاش». هنرهای تجسمی (۱۰): صص۱۲۶–۱۴۱. دریافت‌شده در ۲۰۱۴-۰۵-۲۷.