در تئوری آسیب‌شناسی روانی فرویدی کلاسیک به رانه به سوی مرگ و نابودی خود رانه مرگ (آلمانی: Todestrieb) گفته می‌شود.

تاریخچه ویرایش

این نظریه در ابتدا توسط سابینا اسپیلراین (شاگرد و مراجع کارل یونگ) در ۱۹۱۲ پیشنهاد شد. سپس فروید آن را پذیرفت و در ۱۹۲۰ آن را با کتاب فراسوی اصل لذت وارد روانکاوی کلاسیک کرد. در کتاب فراسوی اصل لذت لیبیدو (عشق و زندگی) در کنار رانه مرگ (پرخاشگری و مرگ) دو نیرو و رانه اصلی روان را تشکیل می‌دهند که در مقابل هم عمل می‌کنند. روانکاوانی از قببیل ژاک لاکان و ملانی کلاین به مفهوم رانه مرگ قائل بودند و از مدافعان این بخش از نظریه فروید بودند.

جستارهای وابسته ویرایش

منابع ویرایش