راه‌یابی صوتی

راه یابی صوتی یک نوع تمرین استفاده از سیستم شنوایی جهت ردیابی کردن اشخاص و جهت یابی مکانهای فیزیکی به حساب می‌آید. این سیستم معمولاً توسط اشخاصی که نابینا هستند و به اشخاص اجازه می‌دهد که بدون وابستگی به علایم بینایی در محیط زیست به حرکت خود ادامه دهند.

یک نابینا که به کمک راه‌یابی صوتی مسیرش را تشخیص می‌دهد

روشویرایش

راهیابی صوتی شامل استفاده از علایم شنوایی جهت به وجود آوردن نقشه ذهنی از محیط اطراف می‌باشد. این می‌تواند شامل تعدادی از تکنیکها باشد: جهت یابی صدای محیط طبیعی نظیر، سیگنال گذرگاه پیاده، موقعیت زیستی، به وجود آوردن موجهای صوتی (با ضربه زدن توسط عصا یا ساختن صداهای ضربه‌ای) جعت مشخص کردن موقعیت یا مکان و اندازه اشیاء اطراف و به یاد سپردن صداهای خاص در فضای مشخص جهت یاداوری آن در آینده. برای افراد نابینا، این علایم شنوایی جایگزین مناسبی برای اطلاعات دیداری پیرامون مسیر و فواصل افراد و اشیاء در محیطهای خودشان می‌باشد.[۱]با این حال تعدادی موانع رایج برای تکنیک راه یابی صوتی وجود دارد. محیطهای بیرونی شلوغ می‌تواند چالشی برای توانایی افراد جهت شناسایی اصوات پرکاربرد باشد در صورتی که در محیطهای درونی، ممکن نیست که معمار پاسخ صوتی ای برای جهت یابی و مقصدپر کاربرد باشد فراهم کند. یکی از محیطهایی که جهت یابی برای افرادی که به راه یابی صوتی متکی می‌باشند. بسیار سخت است، محیطهای شلوغ می‌باشند که علایم صوتی متمایز وجود ندارد. فروشگاه‌های بزرگ، ایستگاه‌های ترانزیت یا حمل و نقل، سالن هتل، یا فضاهای باز مانند، مانند پارکینگها.[۲]این بدین معنی است که افرادی که توسط راه یابی صوتی جهت یابی می‌کنند می‌بایست جهت تکمیل علایم شنوایی به تعدادی از دیگر گیرنده‌ها متکی می‌باشند نظیر: لامسه، بویایی، بینایی، این متدهای متفاوت می‌توانند جهت دو هدف کاربرد داشته باشند. برای مثال اغلب افراد نابینا از عصای سفید استفاده می‌کنند تا نه تنها موانع روبروی خود را تشخیص دهند بلکه با ضربه زدن عصا و از روی صدای موانع، جنس و نوع مانع را مشخص کند. باضربه زدن عصا امواجی ایجاد می‌شوند که مکان و اندازه شیی را بسنجد.[۳]

اهمیت این موضوع در معماریویرایش

اخیراً معمارها و کارشناسان علم اصوات به مشکلات مردمی پرداخته‌اند که متکی به راهیابی صوتی برای جهتیابی مکان‌های شهری هستند. پروژهٔ اولیه پیرامون مفهوم معماری راهیابی صوتی از همکاری بین کریس داونی و جاشوا معماری که در سال ۲۰۰۸ نابینا شد. وتلاش کرده است تا طراحی معماری برای افراد نابینا را گسترش دهد و جاشوا کاشته فردی که تمرین مشاوره صوتی برای شرکت Arup در سانفرانسیسکو را رهبری می‌کند. کار آنه برچگونگی ساخت تسهیلات جدیدی که شامل سیستمهای حسی علایم صوتی و فضایی معماری ای که در میان علایم صوتی سیستم جهت یابی را قادر می‌سازد. در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱، مؤسسه معماری آمریکایی بحث راهیابی صوتی و تور پیاده‌روی ایی را توسط داونی و کاشنر سازمان دهی کرد. هدف این تور این بود که راه‌هایی را مشخص کند که افراد نابینا بتوانند صداها را با ساختمانهای مشخص و مکانها، علایمها مرتبط کنند که به آنها کمک می‌کند تا راه خود ررا در خیابانها یا در داخل ساختمانها پیدا کنند و علایم خاص تری را در پروژه‌های طراحی شهری مورد بحث قرار دهند.

منابعویرایش

  1. Reginald G. Golledge; Robert John Stimson (1997). Spatial behavior: a geographic perspective. Guilford Press. p. 508. ISBN 978-1-57230-050-7. Retrieved 24 September 2011.
  2. Juval Portugali (1996). The construction of cognitive maps. Springer. p. 230. ISBN 978-0-7923-3949-6. Retrieved 24 September 2011.
  3. Barry Truax (2001). Acoustic communication. Greenwood Publishing Group. p. 21. ISBN 978-1-56750-536-8. Retrieved 24 September 2011.